عکسعکس
از : بهروز شادیمقدم
تروتسكی و استالین ، هر دو در جریان انقلاب اکتبر از یاران مصمم لنین بودند . تروتسكی در سالهای قیل موضعی گاه انحلال طلب ، بینابینی میان بلشویسم و منشویسم و بیشتر به منشویک داشت . در انقلاب به تمامی به صف بلشویک ها پیوست و بعد از لنین فرد دوم انقلاب محسوب میشود . استالین ، در دوران مبارزاتش تا مقطع انقلاب و مرگ لنین از پیگیرترین و سر سخت ترین یاران لنین بود .
در دوران بیماری لنین ، تمرکز قدرت نابجای استالین در دبیرخانۀ حزب و برخوردهای خشن او ، باعث دوری لنین از او و تصمیم لنین مبنی بر برخورد شدید به استالین و سر جای خود نشاندنش در کنگرۀ 14 و طرح آن با تروتسکی شد . اما مرگ لنین فرصت این امر مهم را از او گرفت .
کارنامۀ سیاسی تروتسكی و استالین بعد از مرگ لنین را ، هر دو باید در متن تاریخی و در ادامۀ انقلاب اکتبر ، اما با توجه به تفکرات و نظرات سیاسی شان ، باید مستقل از بلشویسم ارزیابی کرد . نمایندۀ اصلی بلشویسم و در قدرت ،لنین بود . با مرگ لنین بحث بلشویسم را با توجه به واقعیات تاریخی این دوره تمام شده باید ارزیابی کرد .
از این تاریخ به بعد استالین و طرفدارانش در ضدیت با بلشویسم ، با توطئه و دسیسه هم بلشویکها و مارکسیست ها را در حزب بلشویک و در سطح جامعه از میدان مبارزه خارج کرده و در دنیا هم به کمک احزاب برادر آنها را قتل عام کردند و بزرگترین ضربه را تا کنون این جریان به کمونیسم زده است . اما تروتسکی تا دم مرگش (خارج از دیدگاه ها و نظرات غلطش) به انقلاب اکتبر و لنین وفادار ماند .
روایت استالین و استالینیسم از انقلاب اکتبر در کتاب » تاریخ حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی» تحریفی و در ستایش استالین است . اما کتاب سه جلدی تروتسکی » ﺗﺎرﻳﺦ اﻧﻘﻼب روﺳﻴﻪ» یکی از منابع ارزنده برای شناخت این تاریخ و انقلاب میباشد .
از شکست انقلاب اکتبر تا کنون چپ در دنیا بیشتر تحت تاثیر استالینیسم و کمتر تحت تاثیر تروتسكیسم بوده است . هر دو جریان انحرافی و برخاسته از شکست انقلاب اکتبر میباشند . به مارکسیسم ربطی ندارند . تاریخا» و در عرصۀ عمل سیاسی – مبارزاتی هم این را نشان داده اند . پشتیبانی و دفاع احزاب و سازمان های وابسته به این دو جریان از جمهوری اسلامی یک نمونۀ روشن آن است .

  علی یحیی پور
رفیق بهروز ایا می توانی انحرافات تروتسکی را در زمان استالین برایم توضیح دهی من تروتسکی را مدافع سوسیالیسم علمی ومدافع بلشویسم می دانم وان را از تروتسکیسم جدا می کنم تروتسکیسم مدافع تروتسکی نیست اصلا ربطی به ان ندارد این موضوع را برایم به شکاف البته نظرم ممکن است غلط باشد ببینم چه می گوئی ؟

    بهروز شادیمقدم
تروتسكیسم و نه تروتسكی ،در مقابل مارکسیسم یک جریان انحرافی است . اما بعد از مرگ لنین سکوت بزرگ تروتسکی در کنگرۀ 14 حزب که قبل از آن با لنین به توافق رسیده بود که در مقابل استالین و سیاست هایش بایستد و افشاگر آن باشد ، راه را برای پیشروی استالین بازتر کرد و این بزرگترین اشتباه و ضعف تروتسکی در این دوران بود . بحث دیدگاه های خود تروتسکی جای خود دارد .

    Behrang Zandi
آقای شادیمقدم متن شما تا جایی خوب به پیش می رود. اما یک جایی شکاف و گسست با نقطه شروع بحثتان پیدا می کند. بلشویزم، منشویزم و لنینیزم را باید از همدیگر تفکیک نمود. حزب بلشویک خاصیت ائتلافی داشته و استالین و تروتسکی هم گرایشات مشخصی را در درون این حزب قبل از انقلاب نمایندگی می کردند. هر دوی این گرایشات را اگر در مقابل جامعه آن زمان روسیه قرار بدهیم به این نتیجه قطعی دست می یابیم که هر دوی این گرایشات نمایندگان ناسیونالیزم روس هستند. شکست انقلاب روسیه هم فقط و فقط جدای از توصیفات و عوامل متعدد، جوهر اصلی اش صرفا در ناتوانی پاسخ سوسیالیستی بلشویک ها به مسائل بعد از انقلاب بود/ گرایش لنین در این حزب تا تزهای آوریل موفق به این پاسخ بود/ اما بعدا با سیر سریع تحولات در مقابل سایر جریانات عقب نشینی کرد.
 

    علی یحیی پور
بهروز جان من هم این جوری می فهمم که تروتسکی با داشتن رهبری ارتش سرخ چرا استالین را به دادگاه نبرد واین پا ان پا کرد تا استالین قدرت گرفت وهمه را نا بود کرد
 

    بهروز شادیمقدم
بلشویزم و منشویزم (لنینیزم را نمیقهمم چیست ) از همدیگر تفکیک شده اند . حزب بلشویک تا زمان مرگ لنین خاصیت ائتلافی نداشت و استالین و تروتسکی هم تابع گرایش اصلی حزب یعنی بلشویسم بودند . بعد از مرگ لنین و در اثر اختلافات گرایشات مختلف از جمله استالینیست ها (نمایندگی ناسیونالیزم روس) و اپوزیسیون چپ (بلشویک ها و مارکسیست ها) که تروتسکی و یارانش را هم شامل میشد ، در مقابل هم قرار گرفتند .

    Ali Reza Bayani

    به بهروز شادیمقدم: دوست گرامی شما در تحلیل خود از دو گرایش تروتسکیزم و استالینیزم به عنوان دو گرایش منحرف شده از بلشویزم دچار اشتباه فاحش خواهید شد چنانچه تعریفی از خود بلشویزم نداشته باشید. باید نشان دهید خود بلشویزم چه بود و این دو گرایش از کجای آن زاویه گرفت. مثلا کدام یک از این دو گرایش به چهار کنگره اول کمینترن وفادار ماند و کدام یک به آن پشت کرد. کدام یک از این دو گرایش به تئوری های منشویکی بازگشت کرد و تزهای آوریل لنین را را عقب زد و کدام یک در مقابل آن ایستاد. شما دو گرایش به زعم خودتان انحرافی برخواسته از شکست انقلاب اکتبر را معرفی میکنی در عین حال در مورد تروتسکی می گویی: « در انقلاب به تمامی به صف بلشویک ها پیوست و بعد از لنین فرد دوم انقلاب محسوب میشود»، چگونه فرد دوم انقلاب میتواند به عنوان انحراف از شکست همان انقلابی برخیزد که خود در مقام رهبری اش بوده است. این چگونه شکستی بود که از درون خود دو انحراف در تقابل با هم را بیرون داد. چرا این دو انحراف بیرون آمده از شکست انقلاب به جای تقابل با هم در وحدت و اتحاد قرار نگرفتند وقتی منبع به وجود آمدنشان مشترک بوده!!؟
    این گونه کلی گویی های روشنفکری با عرض معذرت مخاطب را ده برابر بیشر گیج میکند به جای آنکه بتواند به او چیزی دهد. یک داوری ریش سفیدانه است و تصور می کند هر چه وسط تر بنشیند اعتدال بیشتری برقرار کرده است. کل تحلیل شما از این نظر وارونه است که انحراف را بیرون آمده از شکست انقلاب توصیف می کنید بدون آنکه دلیلی برای خود شکست انقلاب تعریف کنید. در حالی که موضوع بر عکس و اینگونه است که انحراف مشخصی باعث شکست انقلاب شد و نه آنکه شکست انقلاب باعث به وجود آمدن انحراف شد! شما شاخص اصلی را خود بلشویزم فرض کرده ای اما تعریف حتا کلی از آن به دست نمی دهید که بتوان متوجه شد کدامیک از این دو انحراف معرفی شده تا چه میزان از آن دور یا نزدیک بودند.
    اتفاقا پاسخ به این سوال که چرا تروتسکی مانع شکست انقلاب نشد ما را به جایی هدایت می کند که متوجه شویم انحرافی همراه با انقلاب در درون حزب وارد شد که لنین در آسنانه مرگ قدرت مقابله با آن را نداشت و تروتسکی و ارتش سرخ نیز نمیتوانستند با وجود ریشه های وسیع آن در حزب آن را متوقف کنند. این انحراف بروکراسی بود که استالین فقط نوک کوچک کوه یخ آن بود. توضیحات کامل را در این نوشته از خود تروتسکی بخوانید.
    http://www2.cddc.vt.edu/…/trotsky/works/1936/eks/index.htm
    انقلابی که به آن خيانت شد
    www2.cddc.vt.edu
    Library of Marxism in Farsi

    علی یحیی پور
استالین لاشه متعفن خانواده رومانف بود که در حزب بلشویک خزیده بود انهائی که در دفاع از استالین تروتسکی را می کوبند جزئی از خانواده استالین ورومانفند بلشویک نیستند توکل مزدور اقلیت وهوادارانش از این قماشند تروتسکی رهبر انقلاب پرولتاریا پس از لنین بود وهمیشه بعد از انقلاب در کنار لنین بود وهیچ تضادی هم به جز صلح لیتوفسک با لنین نداشت من انتقادم از تروتسکی این است که چرا با داشتن رهبری ارتش سر خ استالین را به داد گاه نکشاند تروتسکی یک کومونیست صادق بود مواضعش در پیش از انقلاب متزلزل نبود بلکه مدام بر اثر مطالعه عوض می شد وتغییر می کرد واین در سن وسال وجوانی وبی تجربگی تروتسکی مربوط می شود نه در شخصیتش
 
    Ali Reza Bayani 

    بهروز شادی مقدم می گوید:
    « از شکست انقلاب اکتبر تا کنون چپ در دنیا بیشتر تحت تاثیر استالینیسم و کمتر تحت تاثیر تروتسكیسم بوده است . هر دو جریان انحرافی و برخاسته از شکست انقلاب اکتبر میباشند . به مارکسیسم ربطی ندارند »
    تا جائیکه به ایران بر می گردد و ما با تاریخ آن آشنا هستیم باید مشخص شود که دو جریان عمده در پیش از انقلاب طیف چپ ایران را تشکیل می داد، حزب توده و سازمان فدایی. به موازات آن گرایش منشعب شده از سازمان مجاهدین نیز وجود داشت. اینها عمده ترین جریانات چپ تا قبل از قدرت گیری خمینی در انقلاب 57 بودند، لطفا بفرمائید آن تقابل با مارکسیزم در کدام یک از این دو تعریف از انحراف قرار می گیرند؟ آیا این طیف چپ به دلیل قرار گرفتن در گرایش بین المللی استالینیسم بود که در تقابل با مارکسیم قرار می گرفت یا به دلیل قرار گرفتن در گرایش تروتسکیستی؟

    بهروز شادیمقدم
دوست من علی ،بلشویسم را میتوان مارکسیسم پراتیک شده از طرف لنین و یارانش در انقلاب اکتبر دانست . گفتن اینکه «دو جریان انحرافی و برخاسته از شکست انقلاب اکتبر .» به این معنا نیست که منشاء آنها را بلشویسم بدانیم . بلکه منظور برخاستن آنها از آن شکست است . متن را بخوانی ، این را رسانده است . ضمن درستی هایی از تحلیل «انحراف بروکراسی»تروتسکی بر سیستم استالینی، این نه انحراف اصلی در حزب ، بلکه انحرافی در بررسی تروتسکی در ارزیابی شوروی محسوب میشود .

    بهروز شادیمقدم
 تا مقطع قیام به دلیل تسلط استالینیسم بر چپ ایران . بعد از قیام پشتیبانی و دفاع احزاب و سازمان های وابسته به این دو جریان از جمهوری اسلامی .
 
    Ali Reza Bayani
    الان مشکل دو برابر شد. «مارکسیزم پراتیک» شده خود مفهومی غیر مارکسیستی است. مارکسیزم انقلابی خود نتیجه پراتیک انقلابی است و نه نظریه پردازی آکادمیک که تازه باید پراتیک شود. اما از این موضع فرعی که بگذریم؛ من متوجه این شده ام که شما منشا دو انحراف فوق الذکر را بلشویسم معرفی نکرده ای، اما این دو انحراف را نتیجه شکست انقلاب اکتبر تعریف کرده ای، برای آنکه بحث به حاشیه نرود باید در اینجا این سوال مرکزی طرح شود که دلیل شکست خود انقلاب اکتبر چه بود؛ کدام انحراف باعث شکست این انقلاب شد؟ چیزی باید این انقلاب را به شکست کشانده باشد که نه این دو انحراف که حتا چهل دو جین انحراف دیگر نیز حاصل آن شکست شود، مسئله اصلی دلیل شکست خود انقلاب اکتبر است. آیا انحرافی از تروتسکی در شکست انقلاب اکتبر نقشی داشته است، اگر آری آن انحراف دقیقا کدام است؟ بنابر تعریف شما حتا اگر بپذیریم گرایش تروتسکیزم انحرافی ناشی از شکست انقلاب بود، قبل از محاکمه او باید ببینیم خود انقلاب را چه چیز شکست داد، این آن خانه خالی است که خالی ماندن تصادفی آن به نفع استالینیزم خواهد بود.

    Ali Fuladin
 http://www.radiopars.org/bahman.adib.9.htm
    برای ترتسکیست ها
    http://www.radiopars.org
    ، در سال 1916 لنین به اهمیت ایجاد انترناسیونال سوم رسید و خطوطه آنرا مشخص کرد ، …ادامه …

    بهروز شادیمقدم
شکست انقلاب در عرصۀ اقتصاد ، مرگ لنین ، تارو مال شدن اپوزیسیون چپ و تسلط استالینیسم و گرایش ناسیونالیسم روس ، علل اصلی این شکست بودند .
 
    Ali Fuladin
 https://www.facebook.com/photo.php?fbid=556657227745028&set=pb.357895960954490.-2207520000.1387981287.&type=3&src=https%3A%2F%2Fscontent-b-atl.xx.fbcdn.net%2Fhphotos-ash3%2F1526900_556657227745028_1212778586_n.jpg&size=192%2C263 نمونه ای از شکست های انقلاب در عرصه اقتصاد!!!!!!!!
    عکس
    نگاره‌های نوار زمان
    «زمانی که شکستن ساختار فئودالی روسیۀ تزاری از راه تقسیم اراضی،گرفتن حاکمیت و توز…ادامه …
    از: دیکتاتوری پرولتاریا -Dictatorship of the proletariat
 
    Ali Fuladin
ناسیونالیسم ملی روس توهمی است که منصور حکمت که درک مغشوش و غلطی از مارکسیسم داشت از دوره استالین معرفی کرد کسی که متاسفانه چپ امروزه ما از تئوری های منصور حکمت تغذیه میکند و هنوزه بیمار است.با مطالعه اثر خود استالین به نام مارکسیسم و مسئله ملی میتوان حقیقت را متوجه شد.و متوجه شد که مشکل اصلی منصور حکمت نه فقط با ناسیونالیسم بلکه با پاتریوتیسم بوده که لنین گفت مکمل انقلاب پرولتری است.

    Ali Fuladin
لوبف به رياست شورای عالی اقتصاد ملی جمهوری فدراتيو سوسياليستی شوروی منصوب شده است. او کارگر فلزساز است.اوخانف که کارگر فلزساز است، به جای کامنف به رياست شورای مسکو انتخاب گرديده است.کامارف که او نيز کارگر فلزساز است به جای زينويف به رياست شورای لنينگراد انتخاب شده است. بدين ترتيب «لرد مرهای» هر دو پايتخت در کشور ما کارگران فلزسازند.راست است که آنها از اصيل زادگان نيستند، ولی امور اقتصاد پايتخت را بهتر از هر اصيل زاده اداره می کنند.آرزومنديم که کشورهای سرمايه داری، آرزومنديم که لندن و پاريس نيز
    سرانجام به ما برسند و آنها هم فلزسازان خود را به سِمَت «لرد مر» انتخاب نمايند.
    سخنرانی استالین در کنگره ی پانزدهم حزب کمونیست شوروی
 

    Ali Fuladin
این نشان میدهد که دقیقا این همان تروتسکی و تروتسکیست ها بودند که اشراف منش بودند و میخواستند اتفاقا همان رومانف هارا حفظ کنند…تروتسکی کسی بود که در کلام خود استالین را «روستا زاده» خطاب میکرد و درک و نگرش پست بورژوازی همیشه با او بود
    در تاریخ ‏دسامبر 25‏ و ساعت ‏15:28‏ · پسندیدم · 1
    Ali Fuladin در زمان رفیق استالین زنان به لیبرازیسیون اجتماعی وسیاسی فراوانی دست یافتند.زنان تحصیلات کافی و مساوی و حقوق برابر کار داشته و حق رای ومشارکت های آنها در عرصه های جامعه وصنعت به طور گسترده بوجود آمد و میتوانستند برای اولین بار فرزندان خود را در فضای امن بیمارستان ها بدنیا بیاورند.
    زن روستای کلکتيو ديگر وجه مشترکی با زن دهقان فقير سابق نداشت.
    دهقان زن و مرد دوش بدوش هم در کلکتيو با حقوق يکسان کار کرده و در بسياری از کلکتيوها زنان در راس موسسات پست های حساسی را اشغال می نمودند. کلکتيويزاسيون با شرکت دادن زنان در جريان توليد و رهائی آنان از وابستگی اقتصادی به مردان برای اولين بار در تاريخ بشريت ، زنان روستائی را از قيد و بندهای قرون وسطائی آزاد ساخته بود.
    که این دستاوردها گوشه ای از خدمات و نتیجه اجرای عملی سوسیالیسم در شوروی بود.
  
    Fate Kolah
با توجیه ،مارکسیسم ،لننیسم،ترتسکی،استالینی و احزاب حکمتی. توسط چپ روشنفکری مبتذل وورشکسته کنونی ،نمیشود انحراف از الترناسیونال 2 بعد مرگ مارکس وکمون پاریس، رفرمیسم،آنارشیسم، که توسط انحراف دیالکتیک، طبیعت،انگلس وگرایش به سوسیال دمکراسی توسط، انگلس وبنیانگذاری سوسیال دمکراسی را که سوسیال دمکراسی اروپا وروسی را نتیجه و فاجعه آفریدند را ماست مالی وتوجیه کرد، ولننیسم وحزب وقدرت بورژوائ را تبرئه وحذف کرد وحزب وقدرت را نیز اکنون تئوریزه کرد.و اززیر نقدهای کمونیسم علمی وجهان بینی مارکس انقلابی در نقد رفرمیسم وآنارشیسم.لننیسم،استالینی، گریز زد وشانه خالی کرد که تا کنون 140 ضد کمونیستی وضد طبقه کارگر ومدافع جنبش های ارتجاعی مدافع بورژوازی ملی وتئوری راه رشد،مدافع،ضد امپریالیستی انحرافی، مدافع، خمینی وچاواز واخیرآ ماندلا در جهان عمل کرده اند وجاده صاف کنان سرمایه داریند.بدونه عبو از انحرافات موجود رفرمیسم،آنارشیستی،لننیسم،استالینی که منفک، نیستنید ودر یک تداوم وانحراف ضد کمونیستی وبورژوائ، هستند .در مبارزه طبقاتی وعمل انقلابی وانتقادی وکسب آگاهی طبقاتی وسوسیالیستی طبقه کارگر، فقط در اتکاء به آموزهای کمونیستی مارکس است که رهائ، طبقه کارگر،ورهائ بشریت ونابودی سرمایه داری وجامعه ،بی طبقه وکمونیستی و جهانی ممکن است. کارگران جهان متحد شوید!

    Ali Fuladin
 https://www.facebook.com/photo.php?fbid=239221729560522&set=pb.100004180895110.-2207520000.1386708404.&type=3&src=https%3A%2F%2Fscontent-b-sjc.xx.fbcdn.net%2Fhphotos-ash3%2F545941_239221729560522_1143862135_n.jpg&size=175%2C175
    عکس
    نگاره‌های نوار زمان
    این مازیار از خود راضی زمانی از طرفداران اصلاح طلبان و سبز ها می شود، تروتسکیسم …ادامه ..
    Ali Reza Bayani

    تروتسکی رهبر اپوزسیون همان چپی بود که به قول شما تار و مار شد، تسلط استالینیسم هم که به قول شما دلیل شکست انقلاب اکتبر بود، این وسط «انحراف تروتسکیزم» که محصول شکست انقلاب توصیف شده بود معلوم نشد چگونه استنتاج شده!
 
    بهروز شادیمقدم
تروتسکی رهبر اپوزسیون چپ نبود ، یکی از رهبران آن بود ./ تسلط استالینیسم یکی از دلایل شکست انقلاب اکتبر بود . ضعف اپوزیسیون و ضعف تروتسکی هم یکی دیگر از دلایل آن شکست بود ./ انحراف تروتسکیسم از مارکسیسم و دور بودنش از آن ، در نتیجۀ سیاست ها و نظرات این جریان که بخشا» از دیدگاه ها و نظریات خود تروتسکی گرفته شده و یخشی هم از سیاست امروزش برآمده ، حاصل شده است .

    Farshid Feridony
هر چه زودتر به این بحث های کلیشه ای و پا خورده خاتمه داده شود به همان اندازه زودتر رفع بحران تئوریک و پراتیک «مارکسیست های ایرانی» امکان پذیر تر است. این مباحث همه معلول هستند و مسئله را باید از علت آن حل کرد!
 

    Ali Reza Bayani

    چرا شما به جای کلی گویی که هرکس دیگری هم میتواند آن را انجام دهد موضوعات مشخص در مورد انحرافات را بیان نمی کنی که نشان دهد تروتسکی از مارکسیزم دور بود، این ضعف خود نشان دهنده دوری بسیار زیاد شما از مارکسیزم است و نه به هیچ وجه نزدیکی شما به آن. برای راحت کردن کار شما که گفته ای:
    « انحراف تروتسکیسم از مارکسیسم و دور بودنش از آن ، در نتیجۀ سیاست ها و نظرات این جریان که بخشا» از دیدگاه ها و نظریات خود تروتسکی گرفته شده و یخشی هم از سیاست امروزش برآمده ، حاصل شده است»
    لطفا بفرمائید نام آن انحراف یا موضوع آن انحراف چه بوده که هم بیان کننده دوری تروتسکی از مارکسیزم باشد و هم بتواند توضیحی بر شکست انقلاب اکتبر شود. چنانچه نتوانستید چنین فاکتی بیاورید میتوانید بحث را واگذار کنید و وارد حوزه هایی نشوید که توان جمع و جور کردنش را ندارید. این واگذاری را البته می توانید با پاسخ های بی ربط هم اعلام کنید که مخاطب به خوبی آن را دریافت و درک خواهد کرد.

    بهروز شادیمقدم
اولا» بی ربط جریانی است که شما از آن دفاع میکنی . دوما»سیر مبارزۀ تروتسکی و دوریش از مارکسیسم را میتوان از مجموعه مقالات لنین در برخورد به او ، گرایش اصلیش به منشویسم و ناتوانی و لیبرالیمش در مقطع تعیین کننده ای در برابر استالینیسم ، دیدگاه های روشنفکرانه و غیر مارکسیستی او ، و آلت دست ارتجاع بودن تروتسکیست ها دید .
  

    بهروز شادیمقدم
به صورت واقعی و در دنیای سیاست ، تروتسکی با نوساناتش و گرایش عمده ای که به منشویسم داشت ، مارکسیسم و انقلاب اکتبر نجاتش داد و از آن تاریخ تا کنون چون تروتسکیسم ها نجات دهنده ای نداشته اند ، نامشان بخشا» با ارتجاع همراه است .

    بهروز شادیمقدم
بزرگ ترین تحلیل انحرافی تروتسکی بعد از تبعیدش آن بود که بورژوازی حاکم بر سیستم دوران استالین را تا آخر عمرش ، دولت کارگری با نفوذ بورکرات ها ارزیابی میکرد .
  

    Ali Reza Bayani

    در مورد آن اولا شما که در همانجا هم ناتمام ماند این توضیح را بدهم که شما هم جرات داشته باشید و گرایشت را معرفی کن تا نشان دهم تا به کجا یبخ دندان به گرایش استالینیزم متصل است. شما چنین نخواهی کرد چون خوب میدانی که در آنصورت کل این استاتوس چگونه بر ضد همان گرایش خواهد شد. در نتیجه ناچار می شوی بگویی که «مستقل» هستی که تازه آن موقع خواهم گفت پس این شمائید که از مارکسیزم فاصله نجومی دارید و نه تروتسکی.
    در مورد ولخرجی های روشنفکری هم باید به عرض برسانم که دست کم خودتان همان تاریخ روسیه ای که معرفی کرده ای را بخوان چون به شما تضمین می دهم نه از منشویسم و نه به خصوص از بلشویسم چیزی نمیدانی چه رسد به مواضع تروتسکی. اگر همین گرایشات مائوئیستی و استالینیستی این خرده فرمایشات را به شما وام نداده بودند؛ مواردی مثل تغییر مواضع تروتسکی موضوع بحث شما نمی شد( تو گویی تغییر مواضع کفر است و یا خود لنین هیچ تغییری در هیچ یک از مواضع اش نداده است!! همین استدلالات است که بوی سرکه استالینیستی نقد شما را به مشام میرساند).
    راستی آیا شما میدانید آن مواضعی که تروتسکی تغییر داده چه بوده است؟ حتا تردید دارم بدانی آن مواضعی که تغییر داده چه بوده است! مثلا تروتسکی به مبارزه چریکی معتقد بوده و بعد آن را تغییر داده؟ معتقد بود موتور کوچک موتور بزرگ راه می اندازد، معتقد بود مبارزه مسلحانه هم استراتژی و هم تاکتیک است و بعد اینها را تغییر داد؟ یا معتقد به جبهه خلق علیه امپریالیسم بوده و بعد تغییرش داده، یا به انقلاب مرحله ای معتقد بوده و بعد آن را تغییر داده. شما گرایشت را معلوم کن تا من تغییر را بهتر برایت توضیح بدهم که به چه معنی است و قاصله از مارکسیزم یعنی چه.

    از این گذشته، یک «نقد» شلخته و بی در و پیکر از تروتسکی از این حرف میزند که بعدها ( و نه در زمان رهبری انقلاب) تروتسکی منحرف شده است. اگر انحراف تروتسکی را وارسی کنیم در میابیم که همه آن انحرافات عبارت بوده از تقابل جدی وی با استالینیزم. ( اگر تروتسکی آن «انحرافات» را نداست، امروز پس از همه فجایع استالینیزم ،کسی دیگر اسم سوسیالیزم را هم نمی آورد و همچان در مدار چپ خلقی به سر می برد.) انحراف بعد از انقلاب تروتسکی اسم رمز دفاع خجولانه از استالینیزم است که اگر چنین نباشد شما بفرمائید از چه گرایشی دفاع می کنید تا من به شما بگویم انحراف از مارکسیزم یعنی چه.
    مجموعه موضوعاتی که به قبل از انقلاب مربوط باشد؛ حتا اگر انحراف از مارکسیزم معرفی شود باز در هنگام رهبری انقلاب پیروز اکتبر به این معنی خواهد شد که یکسره رفع و حل شده است. فقط یک خرده بورژوای مغرض است که که بدون درک از خود مفهوم مارکسیزم، همه چیز را مانند آیه هایی میداند که از قبل وحی شده و تا پایان بدون تغییر باقی می ماند و چون تروتسکی این نغییرات را داده پس «مرتد» است.
    خیلی وقت است که کسی جرات نمی کند چنین نقدهای آبکی ارائه کند و اسم خودش را بگذارد مارکسیست، مگر با چند تا سرود و شعار و عکس مارکس مارکسیست شود و نه با این نقد هایی که یقینا خودش هم از آن سر در نمیآورد.

    اهورا اهورا
 یک ضرب المثل روسی می گوید:
    سگھا پارس می کنند، ولی قافله می گذرد .
    تروتسکیستھا و رویزیونیستھاى معاصر درشمار چنین پارس کنندگانی می باشند، علیرغم تمام این تحریفات و لجن پراکنیھاى تروتسکیستھا و رویزیونیستھاى معاصر علیه رفیق استالین کبیر لکوموتیو انقلاب پیروزمندانه ى پرولتری، تمام سنگینی خود را روی لاشه ى این جریانات ضد مارکسیستی گذاشته و خواھد گذاشت. درحالی که زوزه ى اینان در میان غرش رعدھای انقلاب پرولتری به سرعت محو می گردد.زنده باد آموزش مارکس انگلس لنین استالین و در راه رھائی خلقھاى جھان از یوغ ارتجاع و امپریالیسم.
  

    بهروز شادیمقدم
جملۀ اولن, من ، تمام بود . جریانت بی ریط است . همین . / در طی بحث بی ربطیش را در مبارزۀ طبقاتی نشان خواهم داد . / گرایش من روشن است . اگر قدم رنجه کنی و نوشته هایم بخوانی . / در همین صفحات پوزۀ استالینیسم هم را به خاک مالیده ام . لینکش را بعد میآورم . / ارزش کتاب تروتسکی جای خود و این شاخ و آن شاخ پریدن سیاسی خود تروتسکی بحث ماست . / «تغییر مواضع» !! ، داری سر خودت کلاه میگذاری . تروتسکی خودش مواضعش را»تغییر مواضع» نمیدید . خیلی هم رو مواضع منشویکیش هم جدی بود . / لنین در جایی تروتسکی را : «با ماست ولی از ما نیست .» خوانده بود . «تغییر مواضع» ، شوخی میکنی . / تروتسکی دو مرحلۀ اصلی داشت . قبل از بودن با بلشویک ها و دوران انقلاب . عمدۀ انحرافات نظری و پراتیکی او مربوط به مرحلۀ اول است . دوران انقلاب او را در میان بلشویک ها باید دید . / تروتسکیسم متکی بر همۀ دوران های تروتسکی است . / نوشته ای که : » مجموعه موضوعاتی که به قبل از انقلاب مربوط باشد؛ حتا اگر انحراف از مارکسیزم معرفی شود باز در هنگام رهبری انقلاب پیروز اکتبر به این معنی خواهد شد که یکسره رفع و حل شده است. » ، به همین سادگی !! رفیق من . یا باید تروتسکی خود «مجموعه موضوعاتی که به قبل از انقلاب … » را نقد و رد کرده باشد و یا تروتسکیست ها . که تا آنجا که من بدانم هیچکدام اینکار را نکرده اند . /

    اهورا اهورا ا
ستالین عین مارکسیسم لنینیسم است.خائنین به طبقه ی کارگر ان مزدورانی هستند که میخواهند نام استالین را از کنار نام مارکس انگلس ولنین حذف کنند.
 

    بهروز شادیمقدم
https://shadochdt.wordpress.com/…/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8…/
    استالینیسم و محاکمات مسکو
    shadochdt.wordpress.com
    استالینیسم و محاکمات مسکو چندی پیش جند سایت مطلبی تحت عنوان » استالین و تجدد»

    بهروز شادیمقدم
مباحث حول مطلب «استالینیسم و محاکمات مسکو»https://shadochdt.wordpress.com/…/%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9…/
    shadochdt.wordpress.com
    ستون بحث ونظر(32) این ستون به مباحث حول مطلب «استالینیسم و محاکمات مسکو» ‏
    اهورا اهورا
٧ مارس ١٩٣٨:بعداز مشاهدات روزانه ام از اوضاع و طرز برخورد متهمين، تائيدات ناآگاهانه ای که در گزارشات آنها نهفته بود و جزئيات ديگری که از لحاظ حقوقی قابل توجه بودند،به اين نتيجه کلی رسيدم که مقصر بودن متهمين سياسی(بوخارين و تروتسکیستها وبلوک راستها) ثابت شده،آنها نسبت به جناياتی که در قانون شوروی ذکر شده مجرم شناخته شده و می بايستی به مجازات مندرج در قانون محکوم شوند. ديپلماتهائيکه دادگاه را مرتب دنبال کردند،در مجموع براين نظرند که دادستان ثابت نمود که يک اپوزيسيون سياسی قوی و يک توطئه بيش از حد خطرناک وجود داشته و اظهار می دارند که وجود چنين توطئه ای بسياری از نکاتی را که در اوضاع شوروی در شش ماه اخير برايشان مبهم بوده،روشن می سازد.

    سفير آمريکا (ديويس) در شوروی

    Ali Reza Bayani

    شما هروقت توانستی آن انحرافات قبل از انقلاب را توضیح دهی من به شما خواهم گفت که خود تروتسکی نقدشان کرده یا تروتسکیست ها. شما هروقت توانستی مواضع منشویکی را تعریف کنی من میتوانم قبول که نه از تبلیغات استالینیستی مائویسیتی که حتا یک حرف « و» از این چیزهایی که نوشته ای چیزی نیست که آنها در همه عمر خفت بارشان نگفته باشند، از جمله این قصه؛ «تروتسکی با ما است اما از ما نیست». چنین تعریف هایی را استالین به عمد از زبان لنین مطرح می کرد که لنین را به یک فرد فرصت طلب تبدیل کند چون هر آدم دو خط کتاب خوانده می تواند متوجه شود کسی باید بسیار فرصت طلب باشد که فردی که از آنها است اما با اآنها نیست را در کنار شانه خود در مقام رهبری انقلاب و کلیدی ترین پست های انقلاب قرار دهد. شما برای رد حرف من و اینکه ثابت کنی دست به دعای گرایشات استالینیستی و مائوئیستی نشدی سند آن جمله از قول لنین را معرفی کن( این هم میرود پیش سایر چیزهایی که قرار بود توضیح دهی!)
    من برای شناخت گرایش شما نه نیاز دارم و نه مایلم بروم آنچه که می گویی نوشتی را بخوانم. شما با یکی دو کلمه اسم آن را بگو من خود به خوبی خواهم فهمید که آن چیست.
 
    Ali Reza Bayani 
    محاکمات مسکو که نقد به استالنیزم نیست. امروزه خود استالینیست ها و مائوئیست ها هم آن محاکمات را نقد می کنند. شما بفرمائید نظرتان را راجع به انقلاب در یک کشور و انقلاب مرحله بگوئید و نشان دهید این مفاهیم استالینیستی منشویکی را در کدام مقاله نقد کردی!؟
 
    بهروز شادیمقدم
کمی عجله کردی . بعد نگاهی بنداز .
 
    Ali Reza Bayani 
    بفرما، در حمله به تروتسکی ممکن نیست مجبور نشوید در کنار استالینیزم قرار بگیرید،، ببینید این اهورا مزدا چه اراجیفی را به عنوان سند، آنهم بعد از دفن متعفن استالینیزم که دیگر اگر در روز روشن بگوید اکنون روز است کسی آن را باور نمیکند آورده است. این است ویژگی مارکسیستی تروتسکی که هر نقد به او در چارچوب مارکسیزم انقلابی قابل اعتنا و بررسی اما هر تقابلی با وی؛ به خصوص پرت و پلاهایی مانند اتلاق « ارتجاعی» به آن، فرد مقابله کننده را بی درنگ و بی کم و کاست در تقابل با مارکسیزم انقلابی قرار می دهد.

    بهروز شادیمقدم
اینکه : «در حمله به تروتسکی ممکن نیست مجبور نشوید در کنار استالینیزم قرار بگیرید،» ، یک اشتباه است . منشاء این اشتباه شما این است که خودتان را در تقابل با استالینیسم تعریف میکنی . میشود مارکسیست بود و تروتسکی و استالینیسم را با هم نقد کرد . اینجا گرایش خودم را هم گفتم .

    Ali Reza Bayani 
    این گرایش که گفتی هم مثل همان کلی گویی های بالا است. هر استالینبیستی هم می گوید یک مارکسیست است. نشون به اون نشون بالا که این جناب استالینیست متعلق به دوارن سوم زمین شناسی هم نه تنها مدعی مارکسیستی که مدعی لنینیست هم هست تا خیال همه را راحت کند. . شما باید نقد تئوریک به تروتسکیزم را از منظر مارکسیستی نشان دهید. تا جایی که به نقدها محاکمات مسکو شما نگاهی انداختم دیدم که همه آنها و کاملتر از آنها قبلا و خیلی قبل تر از سوی خود گرایشات تروتسکیستی منتشر شده است و شما در واقع موضوع جدیدی را مطرح نکرده ای، حال بفرمائید چطور با این نقد ها شما مارکسیست می شوید و تروتسکیست ها که این موارد فقط یک گوشه از نقدشان به استالینیزم است از مارکسیزم فاصله می گیرند! شما برای مارکسیست بودنتان باید دلایل محکم تری بیارید و بعد نشان دهید کدام یک از آن دلایل با تئوری های تروتسکی در تقابل است. روش مارکسیتی برای این توضیحات این است که از آن اختلافات با نام آدرس دقیق که بتواند به آنها صراحت بدهد استفاده می کند و نه از این کلی گویی هایی که هر روزنامه نگار لیبرال و سوسیال دمکراتی هم می تواند بگوید.

    بهروز شادیمقدم
در مورد تروتسکی و اختلاف نظر های لنین با او و کلا» سیر مبارزاتیش تا پیوستنش به بلشویک ها در آیندۀ نزدیک در این ستون مطلبی خواهم آورد . / اما برخورد لنین به تروتسکی متمایل به منشویسم که گاهی با عناوبنی چون پوچ گو ،جمله پردازی انقلابی ، انحلال طلب و یهودای تروتسکی و روشنفکر و … در جدل های فکریش از او یاد کرده است ، باعث نمیشود که استعداد و توان مبارزاتی او را در نظر نگیرد و بزرگترین سمت ها را به او ندهد . / » نقد تئوریک به تروتسکیزم را از منظر مارکسیستی » میخواهی ؟ نقد انحلال طلب بودن ، منشویک بودن ، در بین دو گرایش زیگزاگ زدن ،قبلا» صورت گرفته و من در تروتسکی غیر استعداد و توان مبارزاتی و قلم توانا چیز برجسته ای در تفکر و نگرشش نمیبینم . تروتسکیسم که جای خود دارد . نوشت ای :»و تروتسکیست ها که این موارد فقط یک گوشه از نقدشان به استالینیزم است «، البته کارگری نامیدن حکومت استالین ، اوج این گوشۀ نقد شماست . / تروتسکی بعد ها ستایشگر لنین شد و در بسیاری موارد حق به او داد . / اما چرا شما خود را تروتسکیسم میدانی . چه چیز این جریان برات جذبه دارد ، غیر انفعالش در مبارزه . تروتسکی شخصیت مبارزی بود . شما چی ؟ غیر خود پسندی و گنده گوزی جنبۀ دیگری داری ؟ به خود شفتگیتان در کامنت ها نظری بیفکن .
  
    Said Sadeghi 
    آقای بهروز شادی مقدم، حداقل مسئله ای که با دیدن اسم جناب عالی به ذهن آدمی خطور می کند پیام شادی و بهروزی است!! این کلمات چندش آور ( گنده گوزی و خودپسندی) را از کجای معده ات آورده ای و چگونه به خودت اجازه می دهی در یک بحث مارکسیستی و نقد مارکسیستی از آن استفاده کنی؟؟!!!!

    بهروز شادیمقدم
این کلمات را از معدۀ جنابت در آوردم و مناسب دانستم به طرف بحثم بگم . اگر از نقش یک معلم اخلاق خارج بشی و «در یک بحث مارکسیستی و نقد مارکسیستی نظر بدی ، » بهتر نیست ؟ بلدی یا فقط موعظه میخوانی .
 
    Said Sadeghi 
    بهتر نیست به جای فحاشی و شعارهای عمومی بحث بکنی؟!! و جواب یک بحث منطقی را با یک بحث منطقی و دیالکتیکی دیگر ادامه بدهی؟
 
    Said Sadeghi 
    دوباره در بالا به جوابهای هیستریک خود نگاهی بکن لطفاً ( غیر خود پسندی و گنده گوزی جنبۀ دیگری داری ؟)
 
    Said Sadeghi 
    ظاهراً آن چه در پرانتز گذاشتم جواب تو به رفیقی است که یک بحث منطقی را ارائه می دهد!
 
    بهروز شادیمقدم
رفیق تروتسکیست ما نوشته است : » شما هر وقت توانستی آن انحرافات قبل از انقلاب را توضیح دهی من به شما خواهم گفت که خود تروتسکی نقدشان کرده یا تروتسکیست ها. » / پا در هوا و با دست خالی و چه زیرکانه و کودکانه میخواهد معامله کند . لازم نیست شما نقدی بر تروتسکی و تروتسکیسم ها داشته باشید ، که ندارید . فقط مجموعۀ نقد مارکسیستی لنین بر «انحرافات قبل از انقلاب» تروتسکی و سکوت زبونانه و مرگ بار او در کنگرۀ 14 حزب در مقابل استالینیسم ها کافیست برای همیشه پروندۀ این جریان بسته شود . کارنامۀ گند کاری های تروتسکیست ها بعد از خود تروتسکی بجای خود . تروتسکیسم وزنۀ معتبری نیست که در کنار مارکسیسم بیاید . اعتبار و وزن و ارزش تروتسکی فقط در زمانی است که به بلشویسم پیوست و با آنها بود . در زیر لینک مقالات و نقدهای لنین بر تروتسکیسم را میآورم : http://www.k-en.com/ken200/k58/Trots.pdf
Ali Reza Bayani 
واقعیت های کوچک چنانچه از زمینه های خود، از بستگی درونی خود برکنار نگاه داشته شوند و اگر به نحو من عندی و دل خواه برگزیده و تفکیک شوند، صرفاً موردی برای تردستی خواهند بود. »
لنین ، مجموعه آثار، جلد 23، ص272Statistics and Sociology
 
    اهورا اهورا
سگھا پارس می کنند، ولی قافله می گذرد .
    تروتسکیستھا و رویزیونیستھاى معاصر درشمار چنین پارس کنندگانی می باشند، علیرغم تمام این تحریفات و لجن پراکنیھاى تروتسکیستھا و رویزیونیستھاى معاصر علیه رفیق استالین کبیر لکوموتیو انقلاب پیروزمندانه ى پرولتری، تمام سنگینی خود را روی لاشه ى این جریانات ضد مارکسیستی گذاشته و خواھد گذاشت. درحالی که زوزه ى اینان در میان غرش رعدھای انقلاب پرولتری به سرعت محو می گردد.زنده باد آموزش مارکس انگلس لنین استالین و در راه رھائی خلقھاى جھان از یوغ ارتجاع و امپریالیسم.
   
    اهورا اهورا
لنین در باره تروتسکی می گفت:
    تروتسکی خوش خدمت از دشمن خطرناک تر است، او جز
    گفتگوھای خصوصی (یعنی صاف و ساده غیبت و بد گوئی، کھ زندگی
    تروتسکی از آن میگذرد.) از ھیچ جای دیگر نمی توانست مدارکی بھ
    دست آورد کھ بگوید بھ طور کلی تمام مارکسیستھاى لھستانی در
    زمره ى کسانی ھستند کھ از ھر مقالھ ى روزا لوکزامبورگ طرفداری
    می نمایند، تروتسکی مارکسیستھاى لھستان را عاری از شرافت و
    وجدان معرفی کرده است کھ قادر نیستند حتی معتقدات خود و برنامھ ى حزب خود را محترم بشمارند. ای تروتسکی خوش خدمت.
 
    Farshid Feridony
به این ترتیب، همگرایی مارکسیست ها متحقق و با دو وحی اهورایی تثبیت شد!
 
    بهروز شادیمقدم
و به این ترتیب شما هم بی نظر و پاک بودی .
 

    رشید بهبوداوف
این هم یک نوع اجنبی پرستی است مائویسم تروتسكیسم و استالینیسم انور خوجه ایسیم .کاستروفیسم . چه گواریسم

 اجنبی پرستی شاخ و دم ندارد
    از این حرف ها حزب توده زیاد می زد

 
 بسیار خوب
    استالین آدم خوبی بود
    برای کشور خودش خوب است نه برای ایران

 حزب توده هدیه کشور شوراها
    به کارگران و مردم محروم ایران
    حزب توده جاسوس و ابزار تحمیق کارگران و مردم محروم ایران

    Farshid Feridony
رفیق بهروز گرامی، من هم کم و بیش از دیگر رفقا به موضوع انقلاب اکتبر و درگیرهای سیاسی و ایدئولوژیک آن دوران تسلط دارم. اما شرکت در چنین مباحثی را برای همگرایی مارکسیست ها اصولاً مخرب می شمارم. به این دلیل که مارکسیست های ایرانی یا یک آینده ی مشترک و یا اصولاً هیج آینده ای در کشور ندارند. من به دنبال اولی هستم!

    حمید خلیلی
تروتسکیسم یک پدیدۀ اجتماعی است که در مرحلی از جنبش های اجتماعی مجددا متولد می شود. تروتسکیسم نمایندۀ خرده بورژوازی متزلزل می باشد… برای اثبات چنین امری در مورد تروتسکیسم به اعمال خود تروتسکی و نوسانات او در طول ثابقه سیاسی او مراجعه شود. تروتسکی در طول تمام دوران ثابقه سیاسی خود فقط 6 سال بلشویک بود و انهم در زمانی بود که بلشویکها قدرت را در دست داشتند. لنین در مقطعی می نویسد (که حال که طبقه کارگر قدرت سیاسی را در دست دارد نباید از بودن منشویکها در داخل حزب هراسی داشت. ) این بدان معنا بود که بودن تروتسکی در حزب برای طبقه کارگر و حتی حزب بلشویک خطری ایجاد نمیکرد. و البته که تروتسکی در دوران عضویت خود در حزب کارائی و خلاقیت هائی ا ز خود نشان داد و در مقطعی هم وزیر امور خارجه و رهبری ارتش سرخ را به عهده داشت. نا گفته نماند قبول کردن تروتسکی در حزب بلشویک برای استحکام اتحاد در بین سوسیال دمکراتها بود که در ان شرایط لازمیت خاصی داشت…

    حمید خلیلی
لنین – انقلاب 1917 جلد یک ( خطاب به کولونتای ) : وظیفۀ اصلی ما مواظبت از درگیری بی خردانه زیر پرچم اتحاد با سوسیالیستهای وطن پرست بوده … لنین کلیات – جلد 30 : استحکام آهنین در تعقیب خط پرولتری علیه تزلزل خرده بورژوازی ( در اینجا منظور تروتسکی است)

    حمید خلیلی
و جمله پایانی من که یک نقل قول از لنین است.

    » با تروتسکی بحث ماھوی کردن غيرممکن است، زيرا او ھيچ عقيدۀ پابرجايی ندارد. با انحلال طلبان و اتزويستھا می توان و بايد بحث کرد، زيرا در عقيدۀ خود پابرجا ھستند، ولی با شخصی که بازی خود را از اين طريق انجام می دھد که ھم به روی اشتباھات آن گروه و ھم به روی اشتباھات اين گروه پردۀ ساتر می کشد، بحث نمی کنند، بلکه او را به عنوان … ديپلماتی از پست ترين قماش رسوا می کنند.
    لنين – دسامبر ١٩١١
    از مقالۀ »دربارۀ ديپلماسی تروتسکی
    با اتکاء به این جمله از لنین بحث کردن با تروتسکسیتها و مخصوصا علی رضا بیانی( به کامنتهای بی سر و ته ایشان نگاه کنید.) بجز هدر دادن انرژی و ضایع کردت وقت گرانبها ثمر دیگری ندارد!

    اهورا اهورا
«مخالفان حركت ما در محكوميت‌مان میگويند از شيوه‌های استالينی سود جسته‌ايم، مگر استالين چيست جز خاری در چشمان بورژوازی ؟»
    رفیق محمدتقی شهرام
 

    مجید آذری
استالین یک جنایتکار ویک دیکتاتور است..با نام کمونیست..کسی که طرفدار استالین است..یعنی طرفدار سانسور-شکنجه واعدام مخالف است..طرفدار جنایت وجنایتکاری است

    پیمان دوستی
همچنانکه امروزه مارکسیست ها برداشت های گوناگونی از مارکسیسم دارند، استالین و تروتسکی نیز برداشت های گوناگونی از مارکسیسم داشته بوده اند. تنها با ابن تفاوت که مارکسیست های ایرانی، در ایران قدرت را بدست ندارند و باهم بر سر رهبری، جنگ فیزیکی نمیکنند و برای از میان برداشتن همدیگر نمیتوانند کوشش کنند. اما در روسیۀ آنزمان قدرت در دست مارکسیست ها بود و درگیر مبارزۀ ایدئولوژیکی با همدیگر بودند. و چون مسئلۀ رهبری کردن در میان بود، دارودستۀ استالین زورشان بیشتر بود و دارودستۀ تروتسکی را شکست دادند و آنها را از میان بردند. هم استالین و هم تروتسکی آدمهای دانائی بودند و هرکدام به نوبۀ خود در راه پیشبرد کشور روسیه فعالیت میکردند. — برای مارکسیست ها هم مسئلۀ اساسی «دیکتاتوری پرولتاریا» است. بنا براین رهبر هر گروهی، تنها خود را نمایندۀ پرولتاریا میداند و هنگامیکه قدرت را بدست گرفت ،زیر لوای دیکتاتوری پرولتاریا، هرگونه صدای مخالف را در گلو خفه میکند. در واقع «دیکتاتوری پرولتاریا، به «دیکتاتوری شخصی» بدل میشود. و دموکراسی سوسیالیستی که می بایستی ده ها بار از دموکراسی بورژوازی پیشرفته تر شود، عملاً به یک دیکتاتوری وحشی و افسار گسیخته تبدیل میشود. — اگر قدرت دارودستۀ تروتسکی از قدرت دارودستۀ استالین بیشتر میبود، تروتسکی درست همان کاری را علیه استالین و دارودستۀ او میکرد که استالین علیه تروتسکی و دارودستۀ او کرد.

    مجید آذری
حکومت سوسیالیستی..یعنی حکومت شوراهای مردم در جامعه….شوراهای کارگری–شوراهای محلات وشهرها..شوراهای ادارات ومدارس ودانشگاه وغیره..استثمار انسان از انسا غیر قانونی است..وهمه انسانها در جامعه باهم برابرند از زن ومرد وهمه افراد…..این جامعه ربطی به جامعه استالینیندارد..ربطی به دیکتاتوری حزبی ندارد

    اهورا اهورا
مجید اذری چطور میشود استثمارکننده با استثمار شونده یکی باشد؟؟؟برابر کردن این دو باهم یعنی بی عدالتی .یعنی ظلم.مثل همینی که الان درش قرار داریم.شما از طبقه ی کارگر دفاع میکنید یا مزدور بورژوازی هستید

    مجید آذری
استالین ربطی به منافع طبقه کارگر ومردم نداشت..استالین یک دیکتاتور بود که منافع قشری از بورزوازی دولتی در شوروری را نمایندگی میکرد…جامعه شوروی را به یک گورستان تبدیل کرد..مخالف..او وحزبش حق حرف زدن هم نداشتند..مخالف جایش زندان-شکنجه واعدام بود……اد…دیدن بیش‌تر

    اهورا اهورا
در مورد استالین به هیچ وجه اینطور نیست.پوتین حاصل سازمان امنیتی خروشچف هست نه استالین.دوما شما اول در اصول مارکسیسم لنینسم مشکل داری وداری استثمارشونده را با استثمارکننده برابر میکنی.استالین وپوتین پیشکش

Advertisements

یک پاسخ »

  1. خرید بک لینک می‌گوید:

    سلام.وبسایتتون خیلی خوب و مفیده.به کارتون ادامه بدین

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s