ستون بحث ونظر(25)

مباحث ِحول ِمطلب:”فمینیسم،سنگرگریز”

حمید قربانی:

باسلام وخسته نباشید.ازاینکه مدتی دراین بحث هاواَن هم ازطریق کامنت غایب بودم وحالا به یک باره بانظرنقادانه حضورمییابم،شایدکمی دل ناچسب باشدولی ازاین میگذرم،چون میدانم که حرف رانمیشودنه گفت.رفقاکمی بیشتربه بحث یک دیگربه نظرم بایدتوجه کنید.من هم باوردارم که ازتنه زدن هرچه بپرهیزیم به نفع مان است،هرچندکه برخی مواقع نمیدانم چرا؟ولی انسان متوسل به این شیوه میشودومثلا”به بحث بزرگان مارکسیسم چون لنین وروزا لوکزامبورگ درباره مسئله“حق تعیین سرنوشت ملت ها”اگرتوجه نمائم،دراَن جاهم بازنیش زدن هست،شایداین هم نمک بحث باشد.لی تااَن جائی که ممکن است بایدبپرهیزیم چون مسئله ای راحل نمیکند.اما مقصودمن ازنوشتن این کامنت دوچیزاست که درنوشته رفیق بهروزوجود داردویک توضیح راجع به نوشته رفیق نیک جو.رفیق پارسانوشته است:“برای مثال پیش ازآن که افق وموضع فمینیستی شکل بگیرد،زن ستیزی جاری درادبیات فارسی امری پنهان وپذیرفته شده بود،درواقع آشکارشدن زن ستیزی جاری درادبیات فارسی ونقدآن،حاصل بازخوانی ادبیات فارسی بارویکردی فمینیستی است.”دراین متنی که خودرفیق بهروزنقل نموده است،هیچ جا کلمه“تنها”وجودنداردونیزدرهیچ کجای این متن رفیق پارساازکلمه همه نام نبرده است.واما رفیق بهروزاین دوکلمه رابه رفیق پارسانسبت میدهدوبعدنقدمیکند،توجه کنید:“حالاچگونه تنها این جریان توانسته”نقادادبیات ِزن ستیزفارسی”بوده باشدوتفکر”بازخوانی ادبیات فارسی”وضدیت باضدزن بودن درادبیات نتیجۀ”رویکردی فمینیستی”است،نظرنادرست رفیق پارسااست.قطعا”فمینیسم هم براین ادبیات نقدداشته وتلاش کرده است،اماهمۀ نگرش نقادانه رادراین موردبه پای اَنهانوشتن کمی زیادی سخاوتمندانه است وکم التفاتی صاحب این نظررابه تاثیرات مارکسیسم برادبیات مردسالارانه ازجمله درادبیات فارسی میرساند”اگر کمی بادفت مطلب رفیق پارساخوانده میشدکه رفیق حتی ننوشته است فمینیست هازن ستیزی را اشکارکردندبلکه نوشته ”نتیجه رویکردی فمینیستی است”حال اگر فمینیسم رافقط ضدمرد بودن ندانیم که نمیدانیم بلکه فمنیسم درمعنی اصلی خودرویکردی برابری طلبانه است و برابری زن ومردراخواهان باشد،کمونیستهاهم میتواننداین رویکردراداشته باشندوحتما”هم دارند.یاکلمه”همه نگرش نقادانه…”این عبارت همه نگرش نقادانه ازکجا امده است؟این قدر صریح این به رفیق پارسانسبت داده شده است.رفیق پارسانیزعکس العملی به باورمن برخورد میکندوبه رفیق بهروزشیوۀ روزنامه کیهانی رانسبت میدهد.که این هم درست نیست وجوراآلوده میکند.درهرصورت کامنت طولانی شد،مرامیبخشید.موفقیت شمارا خواهانم.ازبحث های شمالذت برده واستفاده میکنم.    رفیقتان حمید قربانی

بهروز:

رفیق حمیدباسلام درموردنظراولتان،برای اینکه مسئله درلابلای کلمات پیچیده وگم نشود،رفیق پارسانوشته:”درواقع آشکارشدن زن ستیزی جاری درادبیات فارسی ونقدآن،حاصل بازخوانی ادبیات فارسی بارویکردی فمینیستی است.”ومن میگویم:”درواقع آشکارشدن زن ستیزی جاری درادبیات فارسی ونقدآن،حاصل بازخوانی ادبیات فارسی تنهابارویکردی فمینیستی نیست.”

ودوم اینکه نوشته اید:”بلکه فمنیسم درمعنی اصلی خودرویکردی برابری طلبانه است وبرابری زن ومردراخواهان باشد،کمونیستهاهم میتواننداین رویکردراداشته باشندوحتما”هم دارند.”بایدگفت فمینیست هابرابری زن ومردرادرجامعه موجودخواهانندواین رویکرداَنهاست،اماکمونیست هااین رویکردراندارندوحتما” هم ندارند.فمینیست هابه برابری زن ومرددرهرجامعۀ نابرابری راضی اند.امابرابری طلبی کمونیستهاازنقدنابرابری طبقاتی وبرابری درجامعۀ سوسیالیستی حرف میزند.

حمید قربانی:بهروزجان سلام

رفیق عزیزمن این نیست که شماتنهادیدگاه درست وپایه ای رامارکسیست میدانیدکه من هم مثل شمافکرمیکنم.امابه این دو فاکت ازنوشته خودتان نقل کردم،توجه کنید.شمامینویسید:”حالاچگونه تنهااین جریان توانسته”نقادادبیات ِزن ستیزفارسی”بوده.”، “اماهمه نگرش نقادانه رادراین موردبه پای اَنهانوشتن کمی زیادی سخاوتمندانه است وکم التفاتی صاحب این نظررابه تاثیرات مارکسیسم برادبیات مردسالارانه ازجمله درادبیات فارسی میرساند”من ازشمامیپرسم که این تنهاوهمه راشماازکجامیاوریدعزیزم،ایارفیق پارسادرهیچ جای مطلبش ومخصوصادراین عبارت که شمابعنوان فاکت اوردیدکه نقدش کنی“تنها”و“همه نقدرا….به فمینیسم نسبت دادن”وجودنداردکه شمابه آن رفیق نسبت میدهید.آیابهترنیست که کمی بیشترتوجه کنید؟رفیق گرامی ام.اصلاچنین کلماتی وجودخارجی درنوشته این رفیق ندارند.ولی شمامینویسیدکه شمانوشتیدکه تنهانقددرست وپایه ای به مردسالاری وغیره مارکسیسم است.این دومسئله کاملاجداگانه ای هستند.که حتمارفیق پارسانیزقبول دارد،با شناختی که ازنوشته های اودارم.مگراینکه رفیق بگویدنه این طورنیست که آن هم البته ربطی به این بحث ندارد.این دورامن ازنوشته شمااوردم عزیز.به نوشته نقل شده ازرفیق پارساتوجه کنید.اصلاایا“تنها”و“همه”وجود دارند؟من اول فکر کردم که شایدکه من هم اشتباه میکنم،ولی دوباره نگاه کردم.خوب توجه نمائید.

رفیق پارسانیک جو:”برای مثال پیش ازآن که افق وموضع فمینیستی شکل بگیرد،زن ستیزی جاری درادبیات فارسی امری پنهان وپذیرفته شده بود،درواقع آشکار شدن زن ستیزی جاری درادبیات فارسی ونقدآن،حاصل بازخوانی ادبیات فارسی بارویکردی فمینیستی است.”

بهروز:”اینجابه فمینیسم وجایگاه ووزن اَن اهمیت خاصی داده ای.فمینیسم همچون عکس العمل واقعی ودرست ِزن وستم وارده براوکه ستمگرش رامردمیشناسدوتلاشش این است به هم سطح بودن بامرددرجامعه برسد،قابل درک است وبایدازاین جریان وخواسته وشعارهای درستش دفاع کرد.امافمینیسم نه ضدسرمایه ونه ضداین نظام است ونه برابری طلب،همچون مارکسیست هاوتمام تلاش وحرفش اینست که زن رادرهرنظامی تامرحله وجایگاه مردان بکشاندوضدمردبودنش درنزدافکارعمومی بیشترازهمه چیزش است.حالاچگونه تنهااین جریان توانسته”نقادادبیات ِزن ستیزفارسی”بوده…است،اماهمه نگرش نقادانه رادراین موردبه پای اَنهانوشتن کمی زیادی سخاوتمندانه است وکم التفاتی صاحب این نظررابه تاثیرات مارکسیسم برادبیات مردسالارانه ازجمله درادبیات فارسی میرساند.”

بهروز:باسلام مجددبه رفیق حمیدکه باحوصله نظرش رانوشته وازمن خواسته است که کمی بیشتر توجه کنم.بازهم نوشته رفیق پارساراچندبارخواندم وباعرض معذرت همان برداشت قبلی رادارم.درکامنت قبلیم سعی کردم سرراست اختلاف نظررانشان دهم.اکنون نوشتۀ رفیق پارسارامیاورم وجمله به جمله میخوانیم:”برای مثال پیش ازآن که افق وموضع فمینیستی شکل بگیرد،”(یعنی باحضورفمینیسم)”زن ستیزی جاری درادبیات فارسی امری پنهان وپذیرفته شده بود،”(یعنی قبل ازفمینیسم زن ستیزی ادبیات فارسی نقدنشده،پوشیده وپذیرفته شده بود.)”درواقع آشکار شدن زن ستیزی جاری درادبیات فارسی ونقدآن،حاصل بازخوانی ادبیات فارسی بارویکردی فمینیستی است.” (یعنی شناخت زن ستیزی درادبیات ونقداَن نتیجۀ نگرش وافق فمینیستی است.)نوشته خیلی واضح وروشن بیان شده،لااقل من استنباطی دیگرندارم.

منتشرشده در:  on نوامبر 15, 2009 at 11:44 ق.ظ نوشتن دیدگاه

Leave a Comment