غمِِ درون

بنفشه کمالی 
برای سهیلا قدیری که تراژدیِ زندگی واعدام اوسندگویائی
برعلیه قوانین ضدبشری رژیم جمهوری اسلامی میباشد.
 
غمِِ درون
 
چگونه باز گو کنم غم درون
ز سوگِ تو
ز مرگِ تو
 
چگونه باز گو کنم غم درون
برای تو
که زندگی نمایشِِ
فجیع درد و فاجعه-
سکوت و بغض-
و حادثه برای تو
بود و بس
 
زعمق شب صدای تو پر میکشد
فریاد تو در کوچه های سرد شب
در اتش جوشنده-
 گرمای تب الودِ
 خیابانهای متروکِ روی گردانده - 
از انسانیت بر میکشد
 
کاشکی دستی کوچک
صدائی ارام
یا که لبخندی سر شار
ز مهر-
به تو بر خورد میکرد
و ترا لحظه ای هر چند
کوتاه ،گذاران
با خود به قلمرو های
عشق و دوستی مهمان میکرد
کاشکی تاریخ تو و بیشمارانی دگر
رقمی دیگر میخورد
 
کاشکی میتوانستم ، دستهایم را
لحظه ای کوتاه، به توهدیه میدادم
تا که حس همراهی و هم قلبی  مرا
که کنون در من
اینگونه بیتابانه در غلیان است
با تو تقسیم میکردم
کا شکی ...
 
بنفشه کمالی 22 اکتبر 2009
منتشرشده در:  on اکتبر 24, 2009 at 1:13 ب.ظ (4) دیدگاه

4 دیدگاه Leave a comment.

  1. زیباست

  2. زیباست،

  3. رفیق سعید صالحی نیا عزیزبا سلام.

    ممنون ازلطف شمادر مورد شعر غم درون.

    با درود بنفشه کمالی

  4. رفیق شمه صلواتی گرامی با سلام

    خسته نباشید،باسپاس از لطف شما.

    موفق باشید بنفشه کمالی


Leave a Comment