بنفشه کمالی
دلتنگی ها
دلتنگی هایم را
دلتنگی های
اَبیاری شده-
ازسرکوب ِ
بردگان کارمزدی
ازابتدای تاریخِ
بردگی کار
به دست سرمایه
دلتنگی های عمیق،
ریشه دار،
تسلی ناپذیرم
رابی تابانه
درصفوف میلیونی شماها
بایدکه فریادی کنم
تاکه جهان
شوداَگاه زاَن
دلتنگی های
براَمده ازقرون واعصار
بردگیِ کاربدست سرمایه
تاکه پرچمی شود
درمصاف کارباسرمایه
بنفشه کمالی.7سپتامبر2009
بنفشه جان این شعرت هم خیلی شعاری است. نمی دانم شاید من واقعا پرتم، اما به شعرهائی كه من عادت به خواندنش دارم، هیچگونه شباهتی ندارد٠
کامران عزیزسلام
ممنون ازنوشتن نظرتان راجع به 2شعرسروده شده توسط من.شمادرموردهردوشعرنقدداشته واَنهارامطابق میل وسلیقه شعری خودنمیدانید.طبیعتا”این حق شمااست که شعرویامطلبی راکه میخوانیدبپسندیدیانه واگراَن رامطابق سلیقه ومعیارهای خودنیافتیدنظرتان رابنو یسید.
برای من نوشتن شعرنیازی است براَمده ازاحساس،افکارودیدگاه سیاسی ام درموردانسانها(خصوصا”انسان هایی که هرروزدرزیرتیغ سرکوب واستثماردرجامعه طبقاتی له شده ومیشوندوکمترکسی صدای اَنهارا میشنود.)دنیای اطرافم،زیبایی ها،زشتی ها وبی عدالتیهای موجوددردنیایی که دراَن زندگی میکنیم،اتفاقات ومسائلی که روزانه ویادرطول سالیان درازبااَن سروکارداشته ودارم.اتفاقات و
حوادثی که مرامتاثر،اندوهگین،ناراحت وشادکرده وبه وجدمیاورند،به من نیرومیدهند،شور،شوق وانگیزه های مبارزه وادامه کاری رادرمن افزایش میدهندوبطورکلی همه چیزهایی راکه بااَنهادرگیر هستم،به اَن انتقاددارم و یا به اَن معتقدم وبرایم بسیارباارزش میباشند.
شعرهاگاها”شخصی میشوند(بارشخصی دارند)ومن سعی میکنم که دلتنگی ها،شادیها،افکار،ایده ها و احساسات شخصی وسیاسی ام رادرقالب کلمات خاصی باترکیبی که برای من مناسب تراست به روی کاغذبیاورم وبیان کنم ودرلحظات دیگری بارسیاسی شعرهایم قویتراست.گاهی همانطورکه شمانوشته ایدکسی رابه وجد نمیاورندوزمانی برعکس،کمااینکه دوستان وخوانندگان شعرهایم بامن ارتباط گرفته وازشعر های من به خاطر احساس وبارسیاسی که دراَنهاهست،اَنهاراخوب ارزیابی واظهارلطف ومحبت به من کرده وازاحساسات متفاوت(شادی،غم،شور،مبارزه خواهی،مقاومت) که بعدازخواندن این شعرها دراَنهابوجوداَمده است صحبت کرده واحسا سات خودرابامن تقسیم ومراتشویق به نوشتن بیشترمیکنند.
البته سلیقه های فردی،دیدگاهی و احساسی و اقعا”درخواندن وتاثیرشعرروی افرادمختلف متفاوت است وهمانطورکه شمادرکامنتتان نوشته ایدبه خواندن شعرهای دیگری عادت داریدواین نوع شعربه نظرتان قشنگ نیست.این نظروسلیقه فردی شمااست.
من بادوستان ورفقای زیادی درموردشعروهنربه طورکلی صحبت میکنم ودرگفتگوهایمان متوجه میشوم که شعری راکه رفیق ویادوستی خیلی زیباوقوی میبیند،من برعکس اَن شعرراَانطورکه اودیده وازاَن لذت میبردنمیبینم ونظری خلاف اودرموردان شعرمشخص دارم.البته این طبیعی است که دریافتهاواحساسات انسانهامخصوصا”دریافتهای زیبایی شناسانه،عاطفی،لطیف وحسی باهم تفاوت دارندوافراد مختلف نسبت به یک شعر،یااثرهنری مشخص واکنشهای مختلفی ازخودنشان میدهند(بروزاحساسات شدیدیا ضعیف)ویااینکه هیچ احساسی دراَنهابه وجود نمیاید.گذشته ازاین من خودم راشاعربه معنای کلاسیک ان نمیدانم.نوشتن شعررابدینگونه که میبینیدفقط ظرفی برای بیان احساساتم وایده هایم میدانم که خواننده میتوانداَن رازیباارزیابی وحس کندیانه. این امری طبیعی درموردشعر،ادبیات وهنربه طورکلی میباشد.دریافت هاوحس های گوناگون درانسانهای متفاوت.
بطورمثال درهنرمدرن نقاشی اروپا سبکی وجودداردبه نام”کبرا”این اسم گرفته شده ازحروف اول اسم پایتخت کشورهای بنیان گذاراصلی این سبک(کپنهاک،بروکسل،امستردام)است.عدۀ زیادی ازمنتقدین این سبک،نقاشی های این سبک مدرن راکارهای بچگانه،ساده،باقراردادن رنگهای تندبه شکل ساده وکودکانه درکنارهم میدانندواین نقاشی هاراغیرهنری میدانند.به نظرمنتقدان سبک نقاشی” کبرا”همه میتوانندبه اینصورت نقاشی کنندولازم نیست که واقعا”شخص نقاش باشدکه بتواندبه این سبک نقاشی کند.درصورتیکه تعداددیگری ازمنتقدان،این سبک نقاشی وکاراین گروه نقاشان رابسیارباارزش وعالی ارزیابی میکنندواَنهارادرردۀ سبک هاونقاشان بزرگ قرارمیدهند.”کارل اپل”ازنقاشان معروف این سبک میباشد.او نقاش،شاعرومجسمه سازهلندی است که ازمعروفترین افراداین سبک نقاشی است.اگر کسانی نقاشی های اورا ببینند واسم این نقاش بزرگ رادرزیرنقاشی های اومشاهده نکنندواَشنایی باکارهای اونداشته باشندازکنارکارهای اوبه عنوان اینکه نقاشی های اوساده وبچه گانه هستندرد
میشوند.البته من خودم رابه هیچ وجه بااین نقاشان بزرگ مقایسه نمیکنم.فقطبه عنوان مثال این نمونه رااَوردم که تفاوت درسلیقه هارانشان دهم.
بازهم ازنوشتن نظرتان درموردشعرهاسپاسگزارم.بدرودهای گرم و دوستانه
رفیق بنفشه گرامی با درود به شما
خسته نباشید.من با کامنت نوشته شده توسط شما کاملا موافق هستم.مثل همیشه زیبا و انسانی و رفیقانه بر خورد کرده اید.
همانطور که خودتان خیلی خوب تو ضیح داده اید،شعر و هنر به سلیقه های شخصی افراد بر میگردد،چیزی را که من به نظرم زیبا و هنری است برای دیگری ممکن است که اینطور نباشد.بطور مثال شاعران و نویسندگان معروف سیاسی مثل “برشت”"لورکا”و” ناظم حکمت” شعرهای بسیار زیبا و مبارزاتی نوشته اند که برای بعضی ها ممکن است شعاری باشند ولی به نظر من خیلی زیبا و شاعرانه میباشند. من از دوستداران و خوانندگان همیشگی مطالب و شعرهای شما هستم.مطالب شما بادیدگاهی مارکسیستی،روشن،متقاعد کننده واصولی نوشته شده اند.شعر هایتان سر شار از احساس انسانی،لطافت،مبارزه و مقا ومت و همدردی با سر کوب شدگان است و امید به اینده را در انسان زنده می کند در ضمن بر خوردها یتان در نوشته ها یتان ودر کا منتها بسیاراصولی،انسانی ورفیقانه میباشد،خیلی ها باید از شما این بر خوردهای انسانی و اصولی رابیا مو زند.
امیدوارم که با نوشتن و سرودن مطالب و شعر های بیشتر خواندگان و دوستداران خود را خوشحال کنید
رفیق شما.مجید
رفیق مجید عزیز با درودهای متقابل
با سپاس فراوان از لطف و محبت شما در مورد مطالب و شعرهای نوشته شده توسط من.از اینکه مطالب و نوشته ها را با علاقه می خوانید خوشحالم.تشویق و علاقه شما باعث شور و شوق بیشتر برای نوشتن میشود.در مورد بر خوردهای اصولی و انسانی، فکر میکنم ما که از مارکسیسم(کمو نیسم) دفاع میکنیم (ایده و اصولی که به نظر من والا ترین فرهنگ را تبلیغ می کند) خود نیز بایددر نوشته ها و بر خوردهایمان حا مل و مبلغ این ایده و فر هنگ باشیم.و وبقول “برشت”مثل کسانی نباشیم که می خواستند “جهان مهر بانی بسازند ولی خود نتوانستند مهر بان باشند”با درود های گرم
یکی از ترانه های بر تولت برشت در نما یشنامه مادر.
بيدادگري، اين زمان با گامي استوار پيش
ستمگران، خود را براي صد قرن تجهيز مي كنند
زور، قول مي دهد چنين كه هست مي ماند
جز صداي فرمانروايان ستمگر، هيچ صدائي طنين نمي افكند
و در بازارها، استثمار بانگ بر مي دارد:
اينك، تازه من آغاز مي كنم
اما از استثمار شدگان اكنون بسياري مي گويند:
آنچه ما مي خواهيم هرگز شدني نيست
اگر زنده اي، مگو هرگز
هيچ يقيني را يقين نيست
چنين كه هست نمي ماند
پس از ستمگران، ستمديدگان سخن خواهند گفت:
چه كسي را ياراي آنست كه بگويد هرگز
از كيست كه استثمار دوام مي يابد؟ مـا
از كيست كه استثمار معدوم مي شود؟ باز هم از مـا
اگر از پاي افتاده اي برخيز
اگر شكست خورده اي، باز بجنگ
آنكس كه جايگاه خود را شناخت
چگونه ميتوان بازش داشت؟
چرا، كه شكست خوردگان امروز، فاتحان فردايند
و هرگز، به هم امروز تبديل مي شود
رفیق بنفشه نازنینم
من از خوانندگان همیشگی شعرهای زیبای شما هستم،باید بگویم که کمتر شخصی مثل شما لطافت،ذوق وا یده های سیاسی را با هم در شعر هایش تلفیق کرده است ،خصوصا زنانی که شعر می نویسند،اکثرا کاری به مسائل سیاسی ندارند واگر در گیر مسا ئل سیا سی میشوند،همه چیز را یا فقط عاطفی و یادر رابطه با مسا ئل مربوط به زنان می بینند و به جنبه دیگر مبارزه کمتر توجه دارند.احساسات انسانی،مبارزاتی و قشنگ شما در شعر ها یتان همیشه مرا به وجد می اورند.شعرهایی مثل {تیر باران تو تیر باران قلبم} واقعا بینظر است و من از خواندن ان روزها تحت تا ثیر ان قرار گرفته بودم.شعر های شمابه نظر من جزء زیبا ترین شعر های مقاومت و مبارزه با بار عا طفی و انسانی با لا می باشند.در انتظار شعر ها و مطا لب قشنگ شما هستم
با مهر فراوان
رفیق عزیزسارا
ممنون از نوشتن نظرنان را حع به شعر های سروده شده.نهایت لطف شما را به من میر ساند.خوشحالم که شعر ها در شما احساس خوبی بوجوداورده و شمارا تحت تا ثیر قرار داده اند .
زمانیکه خوانندگان مطالب،دوستان و رفقا نوشته ها و شعر ها را مثبت ارزیابی میکنند به من انرژی و نیروی بیشتری برای ادامه کاری می دهند.برای من در درجه اول باسرودن شعرها و نوشتن مطالب، مبارزه بر علیه سیستم(سر مایه داری) سر کوب و استثمارالویت دارد و بعد از ان احساس و نظرات خودم را در مقابل بی عدالتی ها و و قایعی که در اطرافم اتقاق می افتندبه اینوسیله میتوانم بیان کنم.
بامهر و محبت متقابل