شعری از:بنفشه کمالی
بیادهمۀ مبارزان کمونیست،کارگران وزحمتکشانی که درکردستان وسایرنقاط ایران تااَخرین لحطه به مبارزه ومقاومت درمقابل ارتحاع اسلامی ادامه دادندوتوسط رژیم دمنشانه به جوخۀ اعدام سپرده شدند.
بیادکارگران وزحمتکشانی که دردهشتناکترین شرایط بمباران هاوکشتارهابه مبارزه ومقاومت درمقابل ارتحاع ادامه دادند.
یادتمامی اَن عزیزان گرامی باد.
تیرباران تو،
تیرباران قلبم
وقتی که
قلبت را
قلبتان را
درپاوه،کامیاران
سنندج وسقز
به گلو له بستند
قلب من نیز
باتو
باشماها
به گلوله بسته شد.
دراَن هنگام
که مزدوران سرمایه
جلادان دین پرور
تن مجروح تورا
ای فرزندکاروعشق وصداقت
زیرپالگدکوب کردند
وقلب ترا مزورانه نشانه گرفتند
دراَن دوردورها
بزدلانه
خارج ازشهر
ازهراس شان-
زجوشش وخروش مردمی
درفرودگاه سنندج
به رگباربستند
اَن زمان قلب مراهم نشانه گرفتند
من هزارتکه گشتم
باتو
باشمایاران گلگون وشجاعم
وهنوزدردرون میگریم
برای ازدست دادنتان.
جانهایی اینگونه شریف
اینگونه سترگ
اینگونه بی همتا
وای برمن جه گذشت
ازاَن همه ددمنشی های
این مزدوران
باورم نیست هنوز
باورم نیست هنوز
کاش خوابی
یافقط کابوسی
بودکه میدیدم
ولی افسوس بدینگونه نبود.
خانه ات را
خانه هاتان را
در سنندج
بمباران کردند.
خانۀ جانم بمباران شد.
تیرباران
اعدام
بمباران
هرچه ویران ونابودکردند
توبازبرخاستی
تودوباره
دیریازود
برخواهی خاست
باهمۀ سرکوب شدگان
برمیخیزی.
اَن روزشکوهمند
دوباره بازمیاَید
وماسرشاراز
شوروامید
میخوانیم نغمه های
دلپذیرپیروزی را
بازمیاَیم،میاَیم
باردگرسنگرها
برپاخواهیم کرد
وخواهیم ساخت دنیایی نو
که دراََن هیچ کس
دیگری را
خواروذلیل نشمارد
دنیایی عاری ازبربریت
سرشارازهمبستگی
وانسانیت .
بنفشه کمالی. 3اوت 2009