مقابلۀ گرایشات اسلامی درایران،مردم،چپ وعدم حضورصف کمونیستی

مقابلۀ گرایشات اسلامی دردرون حکومت درایران وشرکت مردم دراَن و قطعه قطعه کردن سه اَلمانی حامی مردم بدست طرفداران قراَن واسلام سیاسی دریمن درصدرخبرهاقرارداشت.

اوضاع دنیاومعادلات سیاسی کنونی جایگاه خاصی به اسلام واسلامیون داده است .

بعدازمرگ لنین وشکست وبه کج راهه رفتن کمونیسم وبدنبال اَن جنایات استالین وسیاستهای شناخته شدۀ طرفدارانش دردنیاوبروزگرایشات مختلف غیرمارکسیستی تحت پوشش مارکسیسم ودررهبری جنبش های اجتماعی قرارگرفتن اَن گرایشات واین هاهمه وکمونیسم راازمضمون تهی کردن ودرحکومت هاو تفکرات ارتجاعی همنوایی کردن چپ دردهه های اخیر،نتیجه اش این شده که امروزبرعکس روزگارخودازکمونیسم نام ونشانی درجنبش اجتماعی نباشد.

چپ ایران باافت وخیزهایش بعدازجنبش مشروطیت درقیام 57 بدلیل وجودگرایشات غیرمارکسیستی غالب براَن و همچنین توهماتش به مذهب وحاکمیت اَن درایران شکست سختی خوردو بعدازسالهای 60باقی ماندۀ این چپ درخارج کشورارتباطش باجامعه وفعل النفعالات اَن قطع شده است .

چپ سرنگونی طلب حدودسه دهه است تمام انرژی باقی مانده اش راسراین سرنگونی وایده ال های ذهنی اش نهاده است .بی ارتباط باجامعه واعتراضات اقشاروطبقات ازدورشعارهمیشگی سرنگونی رژیم راسرمیدادوامروزکه جامعۀ ایران درسیرحرکت واقعی خوددردام انتخابات حکومت وعواقبش پیش میرودوتظاهرات میلیونی مردم ِحامی یک گرایش ِ دیگردرحاکمیت درخیابانهاودرگیرشدنش باگرایش مسلط ودرقدرت رژیم .

این چپ که همیشه رویایش پشت سرداشتن حداقلی ازاین تودۀ میلیونی بود، اکنون درکمال حیرت و تعجب وبادهان بازتوده هاراپشت سرگرایشی مذهبی (باودرون) حکومت دیده،که نه برای سرنگونی بلکه برای ادامه وسردمداری بخشی دیگرازاسلام سیاسی فریب خورده اندواین برای چپ ضربۀ مهلکی است .

امابه روال همیشگی چپ انتخابات رامضحکه،کودتا،فرمایشی،انتصابی و…خواندوغافل ازاینکه باوجودهرگونه تقلب ودوزوکلکی،بازهم انتخابات بودومردم خودپای صندوق های رای رفته اند.اگرمشکلی هست نه درغیرواقعی بودن انتخابات بلکه درشرایطی است که مردم بنابه ضرورت پای صنوق های رای کشانده شده اند.مردمی که ناراضی ومعترض اندواَلترتیودیگری غیرازحکومتی هاندارند.

درجریان این تظاهرات وسیع مردمی ازشعارهاوحضورگرایشات رادیکال وسوسیالیستی موجوددرجامعه خبری نبودویابودوصدایش به جایی نرسید .

درانتخابات وتظاهرات،کمونیستهادرعمل فقط ناظربودندونتیجۀ انتخابات نشان دادکه طرفداران ولایت فقیه درمقابل اصلاح طلبی مردم هنوزدست بالارادارند .

مبارزۀ سیاسی موجوددرجامعۀ ایران بدون دخالت صف پیشروومارکسیستی نقطه ضعف جنبش کمونیستی مارانشان میدهد .

درفردای مبارزه طبقاتی وپیشروی صف مستقل طبقۀ کارگروحزب طبقاتیش قطعا” موازنه قوابه نفع انتخاب نمایندگان شوراهای کارگری ومردمی پیش خواهدرفت .

بهروز شادیمقدم  17 . 6. 2009

منتشرشده در: on ژوئن 16, 2009 at 9:54 ب.ظ (7) دیدگاه

تا کنون 7 نظر داده شده Leave a comment.

  1. بهروز جان . متاسفانه رفقای حککا ایران رفتار مناسبی با دگر اندیشان ندارند. در جریان انتخابات به کسانی که در خارج کشور در صف بودند رسما توهین میکردند. با توجه به اینکه میلیونها نفر از مردم به هر علتی خواهان مداخله در انتخابات بودند لذا این توهین ها و بر چسب زدن ها توهینی به حقوق اولیه هر فردی میباشد. من شخصا تحریم را برگزیدم ولی مشارکت میلیونی مردم را درک میکنم. احمدی نژاد ۴ سال پیش با تقلب و تحریم تود هها به سر کار آمد. اگه اینبار هم همه تحریم میکردند دردسر کمتری برای مرتجعین بود ، و نه نیازی به چنین تقلب گسترده ای داشتند و نه مردم علتی برای گلایه ! حضور بیسابقه مردم، استبداد را چنان دستپاچه کرد که به این خود کشی سیاسی کشاند. من معتقدم حتی در یک بازی فوتبال تغییر حتی غیر منطقی یک تاکتیک میتواند بیشتر ثمره داشته باشد و نتیجه بدهد.جنبش انقلابی نباید همواره کلیشه ای مبارزه کند. قربانت فرید

  2. رفیق بهروز گرامی باسلام
    درنوشته تان به این موضوع اشاره کرده ایدکه چپ باجنبش های اجتماعی وباجامعه ارتباطی نداردودر ذهنیت خویش غرق گشته،درخارج ازکشور نشسته است ودررابطه بااعتراضات توده هافقط ناظراست. شمادرنوشتۀ خودتان به علل این گسست وبی ارتباطی نیروهای چپ باتوده هااشاره کرده اید واَن علل را نام برده اید.امابه یک نکتۀ مهم اشاره ننموده ایدواَن هم نقش سرکوب،کشتار،زندان وفشاری که نیروهای چپ وکمونیست دردهه 60 ازطرف رژیم ارتجاعی وسرمایه داری جمهوری اسلامی متحمل شدندوباعث ازدست رفتن بسیاری ازنیروهای مبارزوکمونیستهای راستین گردید واین سرکوب وحشیانه درادامۀ خود منجربه پناهنده شدن وخارج شدن ناخواسته وگریزناگریزبسیاری ازمبارزین کمونیست به خارج از ایران گردید.من این سرکوب رایکی ازمهمترین فاکتورهای بی ارتباطی نیروهای مبارزوکمونیست باتوده های زحمتکش وکارگرمیدانم.
    قدرت فشار،سرکوب،کشتارکمونیستهاومبارزین چپ هزاران برابرازقدرت نیروهای مبارزوکمونیست بیشتر بوده وهست واصولا”درایران به دلیل دیکتاتوری وسرکوب بیش ازحدمخصوصا”دربرابرکمونیستهاومبارزین کمونیست.
    این مبارزین همیشه درابتدای ابرازوجودخویش به شکل وحشیانه وقرون وسطی سرکوب شده اند ومیشوندکه درکنارعلل دیگراین یکی ازعلل اصلی عدم پیوستگی وارتباط مبارزین کمونیست با توده های زحمتکش وکارگرمیباشد.به امیدروزی که این مانع ازسرراه مبارزین کمونیست برداشته شود.
    بادرود.بنفشه

  3. “درحکومت هاوتفکرات ارتجاعی همنوایی کردن چپ دردهه های اخیر”و
    “بدلیل وجودگرایشات غیرمارکسیستی غالب براَن و همچنین توهماتش به مذهب وحاکمیت اَن درایران شکست سختی خورد”
    ازمطلب :”مقابلۀ گرایشات اسلامی درایران،مردم،چپ وعدم حضورصف کمونیستی”
    رفیق بنفشه باسلام
    قطعا”دیکتاتوری مانع اصلی وبزرگی درسرراه کمونیست هاست برای پیشبردوطرح نظراتشان ودرصورت فضای اَزادودمکراسی(حتی نیم بند)میشودنظرات واهداف رادرجامعه تبلیغ وتریج کرد.
    امامسئله این جاست که دیکتاتوری تنهامشکل چپ نیست .مشکل این است که درصورت امکان دمکراسی برای این چپ باداشتن ارزیابی،تحلیل وتبیین غلطی که ازجامعه دارندوباداشتن تاکتیک هاوسیاست های ذهنی ودورازواقعیتی که وبال گردن خودشان هم شده است ، درفرصتی که دمکراسی فرضی دراختیارشان گذارد،اوضاع رااَشفته ترکرده وباعث سردرگمی بیشترتوده های مردم خواهندشد.طبقۀ کارگربجای خود.چون این چپ بااین طبقه ،اَرمان هاوسیاست هایش بیگانه وخیلی دوراست .
    تازه مگرازقیام 57تامقطع 60کم فرصتی بودکه اکثرچپ ایران درکمال اَزادی وعدم دیکتاتوری پشت سرحکومت بسیج شد.
    بهروز

  4. رفیق بهروزباسپاس ازجواب شما
    منظورمن اَن چپی که پشت سردیکتاتوری وحکومت بسیج شده بودنیست.دراینجااشاره ام به چپ انقلابی وکمونیستهای رادیکال وضدرژیم جمهوری اسلامی میباشد.درضمن درمقطع 57تا 60که شمابه “کمال اَزادی”درایران اشاره کرده ایدهم کاملا”شرایط برای کمونیستهااَزاد نبودودرسال 58رژیم همانطورکه میدانیدبه کردستان وترکمن یورش برده وبه سرکوب انقلابیون ومردم زحمتکش اَن دیاران دست یازیده بودو درسایرنقاط ایران هم مرتب سرکوب به انحأمختلف ازطرف نیروهای فشار،مثل حزب الله وچماق بدستان رژیم برعلیه مردم وانقلابیون اعمال میشد.
    بادرود.بنفشه

  5. باوجودیورش وحملۀ رژیم به کردستان وترکمن صحراوسرکوب کمونیست ها،انقلابیون ومردم زحمتکش اَن دیاران ودیگرنقاط کشورودیگرسیاستهای ارتجاعی وضدانقلابی حکومت که ازخودنشان داده بودبازاین چپ چه علاقه واصرارعجیبی در”ضدامپریالیستی دانستن رژیم،انقلابی نامیدن دانشجویان پیروخط امام ودفاع ازمیهن جمهوری اسلامی”اَنهم نه درزندان وزیرشکنجه بلکه در”کمال اَزادی”داشتند.
    بهروز

  6. رفیق بهروز.
    من فکر می کنم که شما منظورتان از جریانات چپی که این مواضع بالا را در قبال جمهوری اسلامی گرفتند،جریانات ارتجاعی و ضد انقلابی مثل سازمان فدائیان- اکثریت و حزب توده بوده اند.زیرا که سایر نیروهای چپ این موضعی را که شما در کامنتتان از ان نام برده اید را در برابر جمهوری اسلامی اتخاذ نکردند.

    با درود. بنفشه

  7. رفیق بنفشه باسلام
    بعضی ازاحزاب چپ درایران ابتدابادوبخش کردن رژیم به انقلابی وارتجاعی ودرجریان تسخیرسفارت امریکاازطرف رژیم غیرازحزب توده وسازمان چریک های فدایی خلق ایران،اتحادیۀ کمونیست های ایران( سربداران)،حزب رنجبران وبخش راست تروتسکیست های ایران ودرمقطع جنگ ایران وعراق بخش عمدۀ چپ ایران به اضافۀاحزاب جریانات خط 3 چون سازمان پیکاردرراه اَزادی طبقۀ کارگروسازمان رزمندگان راه اَزادی طبقۀ کارگربنام دفاع ازمیهن وجنگ خارجی رابه جنگ داخلی تبدیل کنیم،عملا”ازجمهوری اسلامی پشتیبانی جانانه ای کردند
    بهروز


Leave a Comment