مجموعه شعربنفشه کمالی

شعرهای گذشته ام  وشعرهای جدیدم رادرمجموعۀ حاضرگرداَوری کرده وبه راهروان راه سوسیالیسم وبرابری پیشکش میکنم. بنفشه کمالی

فهرست اشعار:

شکوهمندبادیادتو

تابستان ٦٧

بانگ سرمایه

جنگ طبقاتی

دلاوران همیشه ماندگار

خاطرات

فریادی از درون

ناقوس سقوط سرمایه

فرزاد تبلور عشق

درانتهای این سال…

ملودی پیوندبشری

مهمانی باغچه ات

یادهای فراموش نشدنی

####

شکوهمندبادیادتو

به یادرفیق پیکارگراسماعیل حسنوندکه درتیرماه سال1360درسن 15سالگی به دست جلادان رژیم سرمایه (جمهوری اسلامی)دربهارزندگی خودبه خون کشیده شد.

شکوهمندبادیادتو

دردرونم غوغایی است

بی تاب وبی قرار

دراین روزهای گرمِِ انسان کش

روزهای ماه تیر

تیرماه

ماه خون بربستر گرم

زمین زادگاهت رامیگویم

زمین داغ وتشنه بی باران

ولی درسوگ تو

بارانِ اشکهامان زمین داغ وشوریده

رابارورکرد

وجو انه زدند،

دانه های تازِِ

پرشکو ه اَینده

دراو ج شکوفایی

نهالی که به سرعت

درختی میشد

بامیو ه های شیرین،

سوسیالیزم رامیگویم

همیشه درحرکت

هر جاجوشی،خروشی بود

تواَنجابودی

من اَنجابودم

ماهمه اَنجابودیم

مافرزندان کارگران نفت

که ازروزشروع،

هستیمان باتضادکاروسرمایه

بابهر ه کشی انسان ازانسان

درزندگی روزمره خویش اَشناگردیدیم

بادیدن هرروزۀ پدرانمان

بادستهای پینه بستۀ توانمندشان

باچهرهای سوخته دراَفتاب جنوب

وتوبیشترازهمه استثمارراهرروز

درچهره ودستان پدرت دیدی

وهرگزاشتی نکردی

باتنی خردشده درزیرشکنجه

استواروباصلابت به خو یش

به طبقه خویش،

طبقه سرنوشت ساز-کارگر

وفاداری ماندی

وجلادان جمهوری سیاه

جمهوری ننگ،جمهوری وحشت

جمهوری شب،جمهوری جنا یت

جمهوری شکنجه،جمهوری گلوله

جمهوری سرمایه

جمهوری استثمار

جمهو ری اسلامی.

قلب پرشورترا

چه بیرحمانه وچه وحشیانه

هدف گرفتند

ننگ براَنان

یادتویادباشکوه تو

درذهن تاریخ

درذهن اَینده همیشه ماندنی است

درتاریخ مبارزه طبقا تی

اَینده ازاَن ماست

اَینده ازاَن تواست

اَینده ازاَن سوسیالیسم است.

بنفشه کمالی- 2تیر 1387

تابستان ٦٧

سال جنون

سال شقاوت وجنایت

سال قتل عام عمو می

سال ۶۷رامیگویم

سال به خون نشاندن،

دلاوران بی باک

دلاوران پاک رامیگویم

تابستان ۶۷رامیگویم

که خط سر خ اَن

ادامه سالهای۵۸

۵۹

و ۶0بود

سرکوب دلیران ترکمن

مبارزان بی باک کردستان

کردستان قهرمان را میگویم

تمامی سالهای مقاومتِ یاران را میگو یم

سرکوب کارگر

به دست سرمایه دار

جنون سرمایه

درانهدام کار

سالهای پیوند سرمایه بامذهب

گلوله های حافظ سرمایه

باکتاب مقدس دست دردست

میگشت ومیکشت ومیکشد،

هنوزیاران را

دلاوران را

کارگران را

نهالهای تازه شکوفه داده را

ز وحشت ِتنومندشدن هایشان

اما،ماراازاینهمه شقاوت چه باک

دوباره قدخواهیم کشید

زعمق این زمین داغ

دوباره باهم قدخواهیم کشید

بنفشه کمالی-تابستان

بانگ سرمایه

هرروزصدای جهل

صدای اسارت

صدای سرکوب

صدای حماقت

صدای الله اکبر

افیون توده ها

درپهنای شهرهای به خون خفته

زادگاه دلیران گمنام

ازمناره های رذالت

وجنایت به گو ش میرسد

اتحادشوم مذهب وسرمایه

تنیده درهم

میکند شادی

درسرکوب کار

دست دردست هم

درسر کوب زن،کودک

برای این ابلهان مست وخونخوار

گریزی ازجبرتاریخ نیست

روزپاسخ دادن اَنان نزدیک است

به استقبال اَن روزبشتابیم

بنفشه کمالی- ۲۷جولای ۲۰۰۸

جنگ طبقاتی

یاوه گویان مدافع سرمایه

برسرهرکوی وبرزن

بانقابهای فریبندهِ

گوناگونِ

مذهبی وملی،

دفاع ازمیهن ودین،

سلطنت و مشروطه،

ملت خودی،

راه رشد نکبت،

سنگرگرفته درپشتِ

دفاع ازمیهن،

تمامیت ارضی،

ملت خودی،

نظم نوین

باسلاح زنگ خوردۀ دموکراسی

خیل تبهکارمدافع سرمایه،

برعلیه کار

به عادت دیرینۀ خود

به میدان اَمده کنون

بافراخوان شومِ

اَشتی طبقاتی

دریک دست کتاب مقدس

دردست دیگرشعاردفاع ازملّت خودی

چو به دار

سرکوب

واستثمار

عربده کشان

برای دفاع ازمام وطن،

زوره سرمیدهند

اماکنون دیرزمانی است

که تنهاوتنها

یک جنگ قابل دفاع

برای کارگران وجوددارد

جنگ واقعی طبقا تی

مبارزه پرولتاریا

برعلیه بورژواری

هرگزازیانبرده ایم،

این نغمۀ دل نوازرا،

کارگران میهن ندارند.

میهن اَنان به پهنای تمامی جهان است.

بنفشه کمالی- ۱3جولای

دلاوران همیشه ماندگار

به یادتمامی رفقای رزمنده ام که همچون سروهای پرصلابت،استوارومحکم تااَخرین لحظه درمقابل جلادان جمهوری سیاه اسلامی ِسرمایه مقاومت کردند.

دلاوران همیشه ماندگار

سالها،سالهای بیشماری

ازاَن لحظه های

جنون کورِسرمایه

برعلیه فرزندان کارمیگذرد

عزیزانم،رفیقانم،

دلاوران همیشه ماندگار

درذهن تاریخ مقاومت

زین پس اگرهزاران سال

سپری گردد،

یادمان مقاومت شما دردل تاریخ

حک گردیده،

سالهای سیاه ِجمهوری سرمایه

جمهوری اسلامی

هرگزاز خاطرۀ

تاریخ محونخواهدشد،

به بدنامی همیشه بمانددرذهن تاریخ

شقاوت هاوکشتارها ی این جانی

ولی یادشمایاران بی باکم

به گرمی وبه زیبایی

وباعشق و محبت

درقلوب مردم زحمتکش و

اَگاه همیشه جاودان باقی است

دروداتشین بریاران بی باکم

بنفشه کمالی-۴ اوت

خاطرات

درامتدادِجاری زمان

خط سرخ تاریخ به خاک خفتگان

اماازپای نیفتادگان را َ

باتمامی اَرزوهای تیرباران شده هاشان اکنون

درتمامی فصول

احساس میکنم

باکوله باری ازخاطره

دراین مسیرمبارزه بی امان

همه فصول اکنون

رنگ سرخ وخو نین

برچهره دارند

رنگ انقلاب

رنگ مبارزه

بنفشه کمالی-۱۵اوت

فریادی ازدرون

(به یادفرشته نجاتی وفرشته های بیشمارِقربانیان جهل ومذهب)

صدای فریادت را،

دردبیکرانت را،

ازدیرباز،

ازاعماق قرون گذشته،

تاکنون،در تارو پود،

وجودم عمیقانه حس میکنم.

نامت را

نامهایتان را

تک تک

فریادمیکنم

فرشته،

شهلا،

دعا،

وخیل بیشمار

به مسلخ بردگان را.

نامهای

قربانیان جهل و رذالت،

دین و بربرییت را،

از اعماق وجودم فریادمیکنم.

نازنین دخترانِ زیبایی

وصداقت ودوستی

چه بزدلانه،بی رحمانه،

گلویتان رابریدند

باافیون توده ها،

مذهب و دین،

سنگسارتان کردند،

دردیارانِ حاکمیتِ جهل وسرمایه وتزویر،

زیبایی،عشق ودوستی است،

که به مسلخ برده میشود.

فریادشویم وبسازیم جهانی دیگررا

جهانی سرشارازدوستی،محوسرمایه،

جهانی که عشق رابه مسلخ نخواهندبرد.

ودختران،همسانِ پسران انسان شناخته میشوند.

بنفشه کمالی- اوت

ناقوس سقوط سرمایه

صدای سقوط سرمایه

درجاری زمان

درراستای خط ممتد

باشکوه مبارزه

درکشاکش درگیری

کاروسرمایه

طنین ریزش

دیوارسرمایه

ازورای

بلندگوهای

صاحبان سرمایه،

دلالان بورس،

خادمان تاریخی سرمایه

هر روزه به گوش میرسد

درجدال کاروسرمایه

شادمانه،بی صبرانه،

نویددنیای روشن اَینده،

کمونیسم

رهایی بشریت را

درذهن تاریخ

زمزمه میکند

اکنون کمونیسم واژه ای،

ایده ای که برسراسرجهان درگشت وگذاراست،

به استقبال باشکوه اَن بشتابیم.

بنفشه کمالی- ۲۷سپتامبر

فرزادتبلورعشق

عشق به نوع بشر

در وجوداَکاه وجو انت

فراترازمرزهای ساختگی سرکوبگران

فرای نژادورنگِ ساختۀ ذهنِ بیمارِنژادپرستان

فراتراز جنسیت وپوست و خاک

بزرگ سال وکودک

عشق توبه انسانیت،انسان،مرزنمیشناسد.

ذهن اَگاه و پوینده ات

قلب عاشق وپرشورت

بندها و میله های ارتجاع

و شکنجه وشکنجه گاه و شکنجه گررا

در هم میگسلد

به سراسرزمین پهناورسفرمیکند

وهدیه میکنی تنهادارایی ات را

انسانیت وقلبت را

علیرغم دردی که ازدردت

درتاروپودوجودمان حس میکنیم

به تومیبالیم

به تومیبالم

به توکه انسانیت رامعنای تازه ای بخشیدی

به بیکران صلابتت

باقلبی به گستردگی جهان

به تومیبالم

به ذهن وقلبت ،

که تمامی حهان رادراَغو ش گرفته است

دربندعفونیِ انسان کشِ کشتارگا ه رجایی

باتو مرزهای باشکو ه انسانیت گسترده میشوند

وانسان معنایی تازه ونوین مییابد

انسان ترازنوین

زاده میشود

به تومیبالیم

به تومیبالم

ای مظهرپیامٍِ عشق واَزادی

بنفشه کمالی-۳ژانویه ۲۰۰۹

درانتهای این سال…

شعری از:بنفشه کمالی

ازابتدا

ازسالها

وبیشمارسالهای سخت وشوم

چگونه بازگوکنم

که دربهار زندگی-

شکوفه ها،جوانه ها،نهالان نورس امید-

به زیرپای غاصبان ِزندگی،به ضرب تیر

به پای دار،به پشت میله های بند

لگدمال میشوند.

درانتهای این سال

که کاردربند ِ سرمایه

علم اسیرِ جهل

زن اسیر مذهب وسنت است .

دراین سالهای آدم کـش

به دست مذهب وسرمایه

مابیاداَن خیل عاشقان

که دلیرانه،صادقانه

به پای چوبۀ داررفتند-

سرودِجاودانگی سَرخواهیم داد.

برای شکوفه ها،جوانه ها،نهالهای سرخ

خواهیم خواند.

وپیوندی باآنان

که هیچ تیری،داری و بندی

نگسلد آن پیوند را

درانتهای این سال…

بنفشه کمالی/ 20مارچ 2009

ملودی پیوندبشری

برای فرزادکمانگرمعلم محبوب،مسئول ومقاوم که درزندان رجائی کرج دربندعفونی به اسارت کشیده شده است وبادفاع ازتمامی ارزش هاومعیارهای انسانی وجهانشمول بشری ودفاع ازبشرسرکوب شده باعملکردبرجستۀ خویش نشان دادکه درزیرفشارو شکنجه،انسان ِ اگاه انسان باقی خواهدماندودرباطلاق ودراوج سیاهی هاچه زیبا گلهایی میرویند،برپامیمانندوقدمیکشند.

انسانهای آگاه هرگزاسیرازخودبیگانگی نمیشوندوثابت شده است که انسان آگاه برندۀ نهایی مبارزۀ طبقاتی است.

ملودی پیوندبشری

بالهای بلنداندیشه ات

اوج میگیرند

بالاو

بالاو

بالاترمیروند

بالهای

اندیشه ات

تادوردست ها

تا بی نهایت ِ

مرزهای ساختگی را

درمینوردندبالهای بلنداندیشه ات.

ازخط زمان ومکان

عبوری ِ،پیوندی،

پرشوروعاشقانه وسرکشانه داری

درکنارِکودکان ِکار،درمسلخ این نظام

درجبهۀ کاربرعلیه سرمایه

بادرس دادنت،اَموختنِ تقسیم ِ هرآن چه

انسانی وخوب وبشری است-

درحیطۀ گستردۀ این بزرگ،بندی خانه

بالهای بلنداندیشه ات

اوج میگیرند

فراترازمرزوبوم خودی

عشق راتقسیم میکنی

بادادن تک تک اندامت

ملودی عشق به بشریت

آفریده میشود.

باتقسیم هراَن چه که هست وداری.

فراترازمرزخودی

بالهای اندیشه ،

دامنۀ عمل

درتوازنی شگفت

باهم دررقصی همگون

ازایده های بشری

ملودی زیبایی متولدمیشود.

به یادتو وبه نام تومیشود.

اَری به کودکان کار

نویدرویش وپویش

شکوفتن ورهاشدن میدهی

به کودکان کار-

بابلنداندیشه های سترگت.

بنفشه کمالی. 24ماچ 2009

مهمانی باغچه ات

(شعری برای تو)
بنفشه کمالی

باشوقی عظیم
باپایی بی تاب
به مهمانی باغچه ات
خواهم شتافت.

به مهمانی باغچه ات
دریک صبح گرم تابستان
باعبورازجاده های
گرم مهربانی
آنگاه که -
شکوفه های نورس بهار
دراوج رویش خویش
حرکتی دوباره را
نویددهند
به دیدارتو

دیداردوست
دردامن ِگرم باغچه ات

باهم
به شادی خواهیم نشست.
باهم

بایادیاران
درمهمانی کوچک ِباغجۀ ات
باهم دنیارا
بانگاهی تازه
ازدریچۀ
باغچه
به تماشاخواهیم نشست
باهم
اَری درباغجۀ کوچک ات.

بنفشه کمالی.اپریل 2009

به مناسبت اول ماه مه روز همبستگی جهانی کارگران

یادهای فراموش نشدنی

این شعررابه کارگرِان مبارزصنعت نفت ودیگرکارگرانی که درپلایشگاه هاوکارخانجات گرم وسوزان جنوب باچهره های سوخته ازاَفتاب داغ وبی امان وسوزندۀ جنوب،بادستهایی همیشه َاغشته به سیاهی نفت،روغن،قیرو خسته ازکارسخت ومداوم درگرمای طاقت فرسایی به کاری طاقت فرساترمشغول بودندوعلیرغم تحت استثماروفشارکارفرما،روساونمایندگان دولت سرمایه داری،قهرمانانه به مبارزه ومقاومت درمقابل حاکمیت سرمایه وکارگزاران اَن بااعتصابات خود به مبارزه برخاستندتقدیم میکنم.

به اَنهاکه درادوارمختلف زندگی خویش بااتحادوهمراهی باهم طبقه ای های خویش وبااعتصاب عظیم وباشکوه خودباعث بسته شدن رگ تنفسی رژیم سرمایه داری ودیکتاتوری پهلوی شده وضربۀ نهایی رابه اَن رژیم ضدکارگری واردنمودند.

بادرودگرم به دلاوران نفت وتمامی کارگرانی که روزانه درجدال ومبارزه باکارفرماودولت سرمایه داری اسلامی در ایران وبورژوازی درنده واستثمارگردرسایرنقاط جهانندوروزانه درحال مبارزه برای گرفتن حق و حقوق خودوحاکم شدن برسرنوشت خویش میباشند.

به امیدهمبستگی جهانی کارگران برعلیه سرمایه داران وپیروزی نهایی کاربرسرمایه درتمامی پهنۀ گستردۀ جهان وبا اَرزوی عملی شدن این شعاراساسی وپایه ای مانیفست کمونیست” کارگران حهان متحد شوید”.

به امیدروزتاریخی دیکتاتوری پرولتاریاوبرقراری کمونیسم درسراسرجهان.

یادهای فراموش نشدنی

هرروز3 بار

هربارممتد

باسوتی دلخراش

خیل عظیم کاررا

دردرون ُوِرکشاپ(1)

بی امان

فرومیبلعید.

دردرون حفرۀ سوزان

میبلعیدنیروی کاررا-

ماشین سرکوب سرمایه

یادها،یادگارها

درذهن کودکیم

دربلوغ زودرس ِ

فرزند کار

فرزندان کار.

سوخته چهره ات ازکار

دراوج گرما

تصویر همیشگیت

به یادگارمانده ات.

با بیلرسوت(2)

بوی نفت وکار ِکارخانه

سروده های جانِ سوختۀ

توویارانت را

زمزمه میکند-

درذهن کودکی ام

باتوهرصبح

ظهر

وغروب ِ

سوت های بلندکار

لحظه به لحظه

به تجربه نشستم.

اَنگاه که دستان مهربانت

غرق سیاهیِ

دودونفت وروغن

سِِپرتاس را(3)

پدرانه،مهربانانه

ازدستان بی تاب

و کودکانه ام

بازپس میگرفت

ودرخشش چشمانت .

بعدازسوت کار

بارفیقانت به گاه نهار

شوق تقسیم،اشتراک

شورِ بخشش ِ

اندک دارایی ات

باصدایی مشتاق

نرم وآرام گفتنت:

رفقا

غذای امروزبامن.

ومن-

وماکودکان نسل کار

کودک ِ رشدیافته

دردامن کار

کودکانه

خیره درچهرۀ سوخته ات

به دستانۀ اغشته به نفتت

درستایش تو

درصف کار

بانفی این نظام

رویشی ناگزیررااَغازمیکردیم و

تاریخ،اجتناب ناپذیری خویش را

دربراَمدی دوباره باخروش کار

برعلیه سرمایه

درمن

درشمافرزندان کار

به اثبات میرساند.

بنفشه کمالی-اول ماه مه 2009

(1)ورک شاپ درمناطق جنوبی (خوزستان) به کارخانه اطلاق میشدواززبان انگلیسی اقتباس شده بودودربین کارگران وخانواده های اَنان اینگونه کلمات که ریشل انگلیسی داشته متداول بود.

(2)بیلرسوت لباس فرم بخشی ازکارگران شرکت نفت بود که به رنگ اَبی تیره و کارگران بایداین لباس فرم رادر موقع کاربه تن میکردند.

(3) سِپرتاس ظرفی معمولا فلزی که از 3 قطعه (طبقه) تشکیل شده بود.این 3 قطعه به وسیلۀ یک دسته به هم وصل بودند.کارگران صنعت نفت وپالایشگاه معمولا”غذایشان رادراین ظرف باخودبه سرکار میبردندویا اینکه در موقع خوردن نهارخانواده هایشان غذای اَنهارادراین ظرف برای آَنا ن به کارخانه میبردند.

منتشرشده در:  on آوریل 27, 2009 at 2:24 ب.ظ نوشتن دیدگاه

Leave a Comment