به مناسبت اول ماه مه روز همبستگی جهانی کارگر

یادهای فراموش نشدنی

شعری از:بنفشه کمالی

این شعررابه کارگرِان مبارزصنعت نفت ودیگرکارگرانی که درپلایشگاه هاوکارخانجات گرم وسوزان جنوب باچهره های سوخته ازاَفتاب داغ وبی امان وسوزندۀ جنوب،بادستهایی همیشه َاغشته به سیاهی نفت،روغن،قیرو خسته ازکارسخت ومداوم درگرمای طاقت فرسایی به کاری طاقت فرساترمشغول بودندوعلیرغم تحت استثماروفشارکارفرما،روساونمایندگان دولت سرمایه داری،قهرمانانه به مبارزه ومقاومت درمقابل حاکمیت سرمایه وکارگزاران اَن بااعتصابات خود به مبارزه برخاستندتقدیم میکنم.به اَنهاکه درادوارمختلف زندگی خویش بااتحادوهمراهی باهم طبقه ای های خویش وبااعتصاب عظیم وباشکوه خودباعث بسته شدن رگ تنفسی رژیم سرمایه داری ودیکتاتوری پهلوی شده وضربۀ نهایی رابه اَن رژیم ضدکارگری واردنمودند.بادرودگرم به دلاوران نفت وتمامی کارگرانی که روزانه درجدال ومبارزه باکارفرماودولت سرمایه داری اسلامی در ایران وبورژوازی درنده واستثمارگردرسایرنقاط جهانندوروزانه درحال مبارزه برای گرفتن حق و حقوق خودوحاکم شدن برسرنوشت خویش میباشند.به امیدهمبستگی جهانی کارگران برعلیه سرمایه داران وپیروزی نهایی کاربرسرمایه درتمامی پهنۀ گستردۀ جهان وبا اَرزوی عملی شدن این شعاراساسی وپایه ای مانیفست کمونیست” کارگران حهان متحد شوید”به امیدروزتاریخی دیکتاتوری پرولتاریاوبرقراری کمونیسم درسراسرجهان.

یادهای فراموش نشدنی

هرروز3 بار

هربارممتد

باسوتی دلخراش

خیل عظیم کاررا

دردرون ُوِرکشاپ(1)

بی امان

فرومیبلعید.

دردرون حفرۀ سوزان

میبلعیدنیروی کاررا-

ماشین سرکوب سرمایه

یادها،یادگارها

درذهن کودکیم

دربلوغ زودرس ِ

فرزند کار

فرزندان کار.

سوخته چهره ات ازکار

دراوج گرما

تصویر همیشگیت

به یادگارمانده ات.

با بیلرسوت(2)

بوی نفت وکار ِکارخانه

سروده های جانِ سوختۀ

توویارانت را

زمزمه میکند-

درذهن کودکی ام

باتوهرصبح

ظهر

وغروب ِ

سوت های بلندکار

لحظه به لحظه

به تجربه نشستم.

اَنگاه که دستان مهربانت

غرق سیاهیِ

دودونفت وروغن

سِِپرتاس را(3)

پدرانه،مهربانانه

ازدستان بی تاب

و کودکانه ام

بازپس میگرفت

ودرخشش چشمانت .

بعدازسوت کار

بارفیقانت به گاه نهار

شوق تقسیم،اشتراک

شورِ بخشش ِ

اندک دارایی ات

باصدایی مشتاق

نرم وآرام گفتنت:

رفقا

غذای امروزبامن.

ومن-

وماکودکان نسل کار

کودک ِ رشدیافته

دردامن کار

کودکانه

خیره درچهرۀ سوخته ات

به دستانۀ اغشته به نفتت

درستایش تو

درصف کار

بانفی این نظام

رویشی ناگزیررااَغازمیکردیم و

تاریخ،اجتناب ناپذیری خویش را

دربراَمدی دوباره باخروش کار

برعلیه سرمایه

درمن

درشمافرزندان کار

به اثبات میرساند.

بنفشه کمالی

اول ماه مه 2009

(1)ورک شاپ درمناطق جنوبی (خوزستان) به کارخانه اطلاق میشدواززبان انگلیسی اقتباس شده بودودربین کارگران وخانواده های اَنان اینگونه کلمات که ریشل انگلیسی داشته متداول بود.

(2)بیلرسوت لباس فرم بخشی ازکارگران شرکت نفت بود که به رنگ اَبی تیره و کارگران بایداین لباس فرم رادر موقع کاربه تن میکردند.

(3) سِپرتاس ظرفی معمولا فلزی که از 3 قطعه (طبقه) تشکیل شده بود.این 3 قطعه به وسیلۀ یک دسته به هم وصل بودند.کارگران صنعت نفت وپالایشگاه معمولا”غذایشان رادراین ظرف باخودبه سرکار میبردندویا اینکه در موقع خوردن نهارخانواده هایشان غذای اَنهارادراین ظرف برای آَنا ن به کارخانه میبردند.

منتشرشده در: on آوریل 17, 2009 at 8:16 ب.ظ (3) دیدگاه

تا کنون 3 نظر داده شده Leave a comment.

  1. بنفشه گرامی
    مقدمه ای که برای شعرنوشته ای احتیاج به کمی پرداخت دوباره دارد.تقریباهفت خط اول درکل میشود یک جمله . برای خواندن یکباره این یک جمله بایدچندبارنفس تازه کرد.این نقیصه باعث میشودکه خواننده باپیش داوری ناخوشایندی باشعرشمامواجه شود.
    شعرشمانیزعلیرغم تعلق خاطری که به مضامین انسانی و سوسیالیستی وکارگری که داردامابه نظر میآیدکه ازنظرسبک وبیان وبه عبارت دیگردغدغه های زیبایی شناختی،بیشترتحت تاثیرترجمه های اشعار هم طبقه ای خوددرمقیاس جهانی است تاادامه وتکامل زیبایی های تصویری وزبانی خود.ترجمه های اشعارغالباوحتا میتوان گفت مطلقا قادرنیستندکه ظرافت های کلامی متن زبان اصلی رامنتقل کنند.مگر اینکه شاعربرمبنای محتوای شعراصلی خودشعری تازه بسرایدودراین کارنیزچیره دست باشدکه به حادثه ای استثنایی مثل بعضی اشعارشاملومیانجامد.
    با تشکر
    قادر

  2. رفیق قادرعزیزباسلام
    وتشکرازدرج نظرتان درموردنوشته وشعر”به مناسبت اول ماه مه”.برای من این کار شما که زحمت کشیده ایدوشعررابادقت خوانده واَنرانقدکرده ایداهمیت دارد.سپاسگزارم.
    وامادرموردنکاتی که مطرح کرده اید، قبل ازدادن پاسخ به نقدشما درموردشعربایدیاداوری کنم که با توجه به محدودیت پاسخ گذاری دریک کامنت وظرفیت کم این مکان نوشتاری،مجبورم که جواب نقدشمابه نوشته ام را کوتاه بنویسم.هرچند که این روش نوشتن برای من قدری مشکل است در نوشتن ،من عموما”جملات بلندوتوضیحات مفصل بکارمیبرم. وبرای پاسخ گویی به نقدشمادرمحدودۀ کامنت،کمی انجام این کارمشکل میباشد.پاسخ به نقدشمامستلزم نوشته هایی نه درمحدودیت کا منت،بلکه به نوشتن یک مطلب مفصل ترنیاز دارد.اماسعی میکنم که باهمین محدودیتی که داریم نظرم رادرموردنقدشمابه مطلب نوشته شده به مناسبت اول ماه مه بیان کنم.
    1-درقسمت اول کامنتتان نوشته ایدکه” تقریبا”هفت خط اول در کل یک جمله می شود” ویااینکه “برای خواندن یک جمله بایدچندین بارنفس تازه کرد”و” این نقیصه باعث میشودکه خواننده باپیش داوری نا خوشایندی باشعرشما روبروشود”.
    2-درموردهفت جمله را در یک جمله میشودنوشت ونفس تازه کردن خواننده برای خواندن مقدمه،باید بگویم که به نکتۀ بسیارجالبی توجه کرده اید.این نکته برای خود من که معمولا”جملات بلند مینویسم نقدتازه وقابل توجهی میباشد،زیرابرای من خیلی عادی است که به این سبک بنویسم ولی شما اَنرابعنوان یک نقیصه میبینید.البته سبک ها ودیدگاه ها میتوانند باهم تفا وت داشته باشندوهیچ اشکالی ندارد. برای من بسیارمشکل است که جملاتم راکوتاه بنویسم، در ضمن هر پاراگرافی که من می نویسم ، خودم نیزمتوجه شده ام که گاهی وقتهابسیارطولانی میشودودرنهایت نقطۀ پایانی گذاشتن به یک جمله مشکل میشود.حتی درهمین نوشتۀ ساده هم شماحتما”متوجۀ این سبک ویابه نظرشما” نقیصه ” شده اید.امامن تاکنون ازاین زاویه به جملات طولانی نگاه نکرده بودم وهمانطورکه شمابسیارقشنگ نوشته اید” چندبارنفس تازه کرد”.دررابطه بااین تشبه خواندن ونفس کشیدن کمی خندیدم به خاطرمزاحی که دراَن دیدم.البته منظورم از جنبۀ مثبت میباشداین نکته به ذهنم رسید که دررابطه باخواندن نوشته های من خواننده بایدورزشکارهم باشدونفس زیادی داشته باشد.چون خواندن این مطلب بایک نفس امکان پذیرنیست،تشبیه جالبی است. نوشته ایدبا “نفس” تازه کردن،تصویرزنده ای ازمشکل خواننده ارائه داده اید.ازتوجۀ رفیقانۀ شما ممنون ،سعی میکنم که درنوشته های که دراَینده خواهم نوشت به نکاتی که شمااشاره کرده اید توجۀ بیشتری داشته باشم .هرچند که عوض کردن سبک نوشتن بسیارمشکل میباشد.زیراکه هرشخصی مثل هرموردی دیگری سبک وروش خودراداردوخارج شدن ازاَن روش وسبک نوشتن به زمان نیازداردوتوجۀ خاص.
    3-امانقدونظرخوانندگان یک مطلب به نویسندۀ کمک میکندکه کاستی های نوشتۀ خودرابهترببیندودر ادامه کمتردچاراین کاستی هاشود.رفیق عزیزبه دلیل طولانی شدن این کا منت واحتمال خسته شدن خوانندگان این سایت درکامنت بعدی راجع به نظرتان درموردخودشعرخواهم پرداخت.امیدوارم که همچنان به تیزبینی ونقدونظردرموردنوشته هاادامه دهید.
    نقدسازنده باعث تعمق در موضوع میشودورشدوتغیروتحول به وجود میاَوردکه نتیجۀ نهایی ان با لندگی و پیشرفت انسانها در جهانی است که دراَن زندگی میکنیم.
    با سپاس. بنفشه

  3. رفیق قادرگرامی باسلامی دوباره
    این کامنت ادامۀ کامنت قبلی میباشد.من سعی میکنم که نظرم رادربارۀ دومین انتقادی راکه دربارۀ شعرمن داشتیدبیان کنم.
    نوشته اید”شعرشماعلیرغم تعلق خاطری که به مضامین سوسیالیستی، کارگری وانسانی داردولی به نظرمیاَیدکه ازنظردغدغه های زیبایی شناختی تاثیرترجمۀ اشعارهم طبقه ایی خوددرمقیاس جهانی هستندتا ادامه و تکامل زیبایی های تصویری وزبانی خود”ودرجای دیگراَورده اید”ترجمه های اشعار،مطلقا”قادرنیستندکه ظرافت های کلامی متن اصلی رامنتقل کنند. مگرشاعری باشدمثل شاملو”
    رفیق قادرعزیزازانتهای کامنتتان شروع میکنم.دراین شکی نیست که شاملو شاعربسیاربااستعدادوخوبی است وتوانسته اشعاربسیارزیبایی بسرایدوترجمه های ماندنی ازشعرشاعران جهان به جایی گذارد.من دراین زمینه باشماهم نظرهستم ودرست بیان کرده اید.دقیقا”دراین شعربرای من مضامین سوسیالیستی،کارگری وانسانی دردرجۀ اول قرارداشتند.درنتیجه اَن زیبایی های تصویری وسبکی که شماازاَن نام برده ایدشایدکمتربه کار برده شده اند.دربعضی اشعارمحتواوقدرت وبرندگی مضمونی شعراَنقدر قوی است که جنبه های دیگرکمتراهمیت دارند.این شعرتماما”ازواقعیت کار وزندگی واقعی بخشی ازکارگران گرفته شده است وازهیچ گونه شعری و ترجمه ای تاثیرنگرفته وشعرهیچ شاعردیگری براَن تاثیرنگذاشته است و کا ملا”وبه طور خالص احساسات واندیشه ها وحتی تجربه های واقعی شاعر دراَن حضور دارندودرسرودن اَن دخیل بوده اند.اندیشه واحساسی که دراَن بکاربرده شده ازخاطرات واقعی کودکان این کارگران وخوداَنان گرفته شده و مستقیم همان شرایطی رابه تصویرمیکشد. ومن شخصا”شاهدعینی این نوع زندگی وکاربوده ام.فشاری که براین کارگران واردمیشدوخاطرات شر کت کنندگان دراین زندگی وکاردشوارواثراتی راکه برجسم وجان اَنان جا گذاشته،دلیلی برای سرودن این شعربوده است.
    من سعی کرده ام که این خاطرات راکه اززبان کودکان اَن دوره وبزرگسالان کنونی شنیده ام ترسیم کنم واینگونه بیان نمایم. بازهم ممنون ازنظرتان واینکه من دراَینده به نکاتی که درموردسبک ودغدغه های زیبایی شناسی نوشته اید،توجه بیشتری مبذول خواهم کرد.
    بادرود های گرم. بنفشه


Leave a Comment