ستون بحث ونظر(17)کامنت نویسان وشیوۀ نگارش

نظری کوتاه برسبک نگارش رفقا:قادر،مختار،بنفشه،محسن،ناصروفریددرکامنت هایشان.

بعدازنوشته کوتاه ِ”یک سبک نگارش عالی”درموردنگارش رفیق قادر،بجادیدم درموردبعضی ازرفقای کامنت نویس درسایت شاهدخت کوتاه نظرم رابنویسم.روسن است که این اظهارنظرفقط شیوۀ نگارش این رفقارادربرمیگیردوکاری به مضمون ومحتوای بحث اَنهاندارد .

یک سبک نگارش عالی

رفیق قادر

رفیق قادرصنعتکاران رامیشناسیم،مسئول وبلاگ “قادر”ویکی ازشرکت کنندگان دراین مباحث.سبک نگارش یکی ازارکان اصلی درنوشتن است.نوشته ای که متکی به ظرافت های زبانی،ادبی وسیاسی وتلفیق این هاباهم نباشد،ضمن اینکه ممکن است مطلب ازنظرمضمون درست باشد،امابرایی وگیریایی یک نوشتۀ قوی ازنظرزبانی وادبی راندارد .زبان نوشتاری رفیق قادربابهره گیری ازنثرغنی زبان فارسی وقطعا”تعمق درادبیات اَن ازیک طرف وبه کارگیری کلمات درجای خودوپرهیزازکلمات زیادی نمونۀ یک نثرخوب فارسی رابدست میدهد .به یک نمونه ازنوشتۀ اَخرین کامنتش ویک جمله ازایمیلی که برایم فرستاده نگاه کنیم :-”دررمان صدسال تنهایی، وقتی که “خوزه آرکادیوبوئندیا”مشاعیرش دچار اختلال میشودازدنیای زنده گان کنده و به گفتگوی مداوم باارواح واجنه مشغول میشود.خانواده اورابه درختی میبندندوبه حال خودرهایش میکنند.کشیش روستابرای ارتباط باوی درهمان پای درخت به بازی تخته نرد(یاشایدشطرنج) دعوتش میکند.اما پاسخ “خوزه آرکادیو”کشیش رادچارشگفتی و وحشت میکند: “من واردبازی ای که طرفین قواعدش راقبول دارندنمی شوم!”و-”بهرحال من آدمها ورهبران سیاسی راباهمه سایه روشن هایشان نگاه میکنم.فکرمیکنم که دفاع یامقابله یکجانبه ازاوبدون دیدن تفاوت های اساسی درسیرزندگی سیاسی اش کارغیرممکن ومتناقضی ازآب درخواهد آمد.مگر اینکه فرددرلوای نقدوی تواماقصدتختئه لنینیسم راداشته باشد.من فکرمیکنم که منصورحکمت باچهارچوب فکری وشخصیتی سالهای جوانی ومیانسالی اش درمقابل منصورحکمت سالهای آخرمیایستاد.”

به امیدخواندن نوشته های بیشترازرفیق قادر

قلمی شیوا

رفیق مختار

تابه حال مطلبی ننوشته وفکرنکنم غیرازسایت شاهدخت درجای دیگرهم کامنت گذاشته باشد.قلم رفیق مختارباهمین تجربیۀ کامنت گذاریش نشان داده اگردرزمینۀ مطلب هم خودرااَزمایش کند،یکی ازنویسندگان ومطلب نویسان خوب خواهدشد.نوشته هایش شیوا،بدون غلط املایی وانشأیی،ادیت شده،رساوبادرون مایۀ تبلیغی/ترویجی،جملات منظم وادامه دار(تااَخرهربندی ازنوشته)ایده اش راراحت وروان به خواننده منتقل میکند.قلم مختارانگارسخنوری است که درمقابلت قرارگرفته ونظرمیدهد.اینجاست که این نوع نوشتن ازحالت وشیوۀ گفتاری به نوشتاری تبدیل شده وخواننده ازاین گویش ونوشتن خسته نمیشود.بعضی ازخوانندگان نظرمثبت خودرادرموردنوشته هایش داده اند.اشکال نوشته هایش گاهی درلحن اوست(درنوشته های اخیرش این ضعف کمترشده)که مخاطب راازمطلب ونظرش دورمیکند.درمتن نوشته هایش گاهی اصطلاحات ومثل های توده ای(فرهنگ توده ای)بکارمیبردکه به کلیت مطلبش ضربه میزند.(چون مطلب بااَن مثل هادرحالت متعادل نیست ومثل پائین ترازمطلب است،ازنظرسطح فرهنگی)وبه این هابیتابی وبی حوصلگی نویسنده درلابلای مطلب راهم بایداضافه کرد.اگراوعصبیت موجوددرنوشته هایش رادرمقابل افرادبرداردوسوارنظراتش کند،قطعانوشته هایش گیراترخواهدشد.دراینجانمونه ای ازیک کامنت رفیق مختاررامیاَورم:”كومه له جریانی است كه دردل یك جنبش اعتراضی دریك جغرافیای مخصوصی فعالیت میكند. گذشته ای دارد و مخالفین و موافقین آن دراین جغرافیا مشخص،آن رابعنوان نقطه مقابل حزب دمكرات وناسیونالیسم كردتعریف میكنند.(من توده مردم را مورد نظر دارم.در باره روشنفكران و كسانی كه فرموله ترهستند حرف نمیزنم.)دراین مسیرهركارگركردی،هرزحمتكش كردی كه بخواهد به مبارزه بپیوندد،درقدم اول با كومه له روبرو می شود. (درست ازاین سر كه دركردستان است چنین موقعیتی را دارد. و این موضوعی شده كه هرناسیونالیسی كه بخواهد كومه له را از درون زیرفشاربگیردمیگویدكه درغیراز كردستان حضور نداری و بیا و دست از اسم حزب كمونیست بردار و در واقع میگویند كه دست از كمونیسم بازی بردار.)این نكته سرنوشت كومه له را برای هر كمونیستی، كه ریگی در كفش نداشته باشد، مهم میكند. كومه له مانند تمام نیروهائی كه سنتی هستند،(سنتی نه به معنای منفی آن،بلكه به معنای اینكه سنتی جا افتاده دارد)خود بخود پایگاه توده ای میتواندداشته باشد؛ بخاطر نكته بالائی كه گفتم.حزب دمكرات از آن نیروهائی است كه سنت دارد. حزب توده همینطور. مجاهد همینطور.هر كسی كه كردایتی مسئله اش باشدخود بخودسرش به طرف حزب دمكرات خواهد چرخید. حزب توده یك تاریخی پشت سرخود دارد بعنوان نیروئی كه نماینده چپ بود، در دوره ای كه حزب توده تنهاجریان چپ در جامعه بود. مجاهد هم تنها نیروی مسلمان مخالف جمهوری اسلامی در آن كشور بود و درنتیجه پایش در یك سنت است.همه اینهابا همدیگرفرقهای اساسی هم دارند كه من آنها را فرض میگیرم و وارد توضیحاتش نمیشوم. كومه له یك چنین سنتی دارد.زحمتكش كردخودرا سنتا به كومه له متعلق میداند. این همانند یك كارد دو لبه است.”

اما این كارد دو لبه چیست؟ گفتم كه زحمتكش كردخود را در قدم اول متعلق به كومه له میداند. بعدا كه وارد كومه له شد تازه با دنیای دیگری از سیاست چه بخواهد و چه نخواهد روبرو خواهد شد. در كردستان همانقدر كه مبارزه برای آزادی واقعی و سوسیالیسم در جریان است، احزاب و جریانات ناسیونالیست هم فعالند. جنبش ناسیونالیستی می تواند بخش بزرگی از پایگاه توده ای كومه له را ببلعد؛ بخصوص اگر كومه له و رهبری آن خود در رد و نقد ناسیونالیسم پیگیر نباشد كه متأسفانه در آخرین جنگش با بخشی از رهبری ناسیونالیست این جریان شاهد بودیم كه نیست.”

شعرهایی خواندنی ازرفیقی فعال وپرشور

رفیق بنفشه

رفیق بنفشه کامنت گذاری،چاپ شعرونوشتن مطلب راباوبلاگ شاهدخت شروع کرده است.درعرض چندماه گذشته پای بسیاری ازمطالب کامنت هایش هست وچندشعرودومطلب ازاودرج شده ،فعال ومستعداست.علاقمندوپرشوردرمباحث شرکت میکند،رفیق است ودلسوزجنبش کمونیستی واَزادیخواهی واین راازنوشته هایش براحتی میشودفهمید.شعربه مثابه یک عرصۀ ادبیات چون اساسا”بامقولۀ احساس سروکارداردواحساس دربطن به خصوص جوامع سرمایه داری غرب وامریکابه دلیل خشونت های ذاتی سرمایه وعوارض اَن برانسانهای این جوامع وبیگانگی وازخودبیگانگی ناشی ازاَن،به مقوله ای پیچیده ترتبدیل وشعردیگرظرف مناسبی همچون بودن واستقبال ازاَن در مناسبات اجتماعی دیگرنیست ودرواقع طرفدارش کمترو جذبه اش به نسبت سایرعرصه های ادبی ضعیف تراست.درچنین شرایطی یک شعرخوب وبامحتواکه خواننده داشته باشد،مهم است ونشان ازغیرمتعارف بودن اَن شعردارد .شعررفیق بنفشه چنین است .جزواستثنأشعرهایی که میشودخواندولذت برد.درنثرش هم که هنوزکاملا”قوام نگرفته وجای گیرنشده،گاهی درمطالبش همانندنثرخوب فارسی بخش هایی دراَن دیده میشودکه استعدادنویسنده اش رانشان میدهد.درعوض درکامنت هایش گاهی به شیوۀ نگارش(شایدازسرشتاب)کم توجه است.درپائین نمونه هایی ازشعرونثرش رامیاورم:”رُزالوکزامبورگ زنی انقلابی وکمونیست ویکی ازچهره های درخشان ومبارزجنبش کمونیستی بین المللی میباشد.کمونیستی باآرمانهای عالی، والا واراده ای سترگ ،محکم وبااعتقادی خدشه ناپذیربه قدرت پرولتاریا وپیروزی نهایی این طبقۀ انقلابی درمصاف بابورژوازی.“و“رُزااین زن مبارزوخستگی ناپذیرتاآخرین روزهای حیات پربارخویش ازآرمانهای کمونیستی خوددست نکشیدوباعمل وتئوری انقلابی درراه مبارزۀ برای رهایی طبقۀ کارگربابورژوازی ونوکران به ظاهرطرفدارکارگران جنگید(رفرمیست ها،ناسیو نال شونیست ها)به راستی که اومانندگل رُززیبایی بودکه برای طبقۀ محروم،رفقایش،دوستانش،طبیعت وحیوانات نرم ومهربان ودربرابردشمنانش انعطاف ناپذیربود.رُزادرزمانی که درزندان بود،وقتیکه گاهی ازروزنه ای چشمش به گنجشگان گرسنه که درسرماوازگرسنگی درمانده شده بودندمیافتادبسیارغمگین میشدوسعی میکردازسهم نانی که درزندان به اومیدادندبه گنجشک هابدهد.

“ازایده های بشری

ملودی زیبایی متولدمیشود.

به یادتو وبه نام تومیشود.

اَری به کودکان کار

نویدرویش وپویش

شکوفتن ورهاشدن میدهی

به کودکان کار-

بابلنداندیشه های سترگت.”

“کمونارهای دلیرتااَخرین لحظه باچنگ ودندان ازانقلاب وحکومت کارگری دفاع کردند.زن،مردوکودک قهرمانانه درخیابانهاوکوچه های پاریس سنگرساختند،به مصاف بابورژوازی تادندان مسلح شده رفتند . صدهانفرازاَنهادرگورستان پرلاشزدرپاریس درپای دیواری که بنام دیوارکمونارها معروف است با گلولۀ نیروهای ارتجاعی دولت فرانسه اعدام شدند.درمجموع بیش ازهزاران نفرازکارگران،زحمتکشان وانقلابیون پاریس ومدافعان کمون پاریس دراین نبرد نابرابربه دست نیروهای ارتجاع به خاک و خون کشیده شدندوهزاران نفردیگرکه به اسارت دراَمدند، بعدازشکنجه ها وتحمل سختی های فراوان به مناطق مستعمرۀ فرانسه تبعیدشدند.بورژوازی ددمنش و وحشت زده ازاین قدرت عظیم حکومت کارگری هرچه درتوان داشت به کار برد که این تجربۀ شکوهمندراتاازبین بردن اَخرین نفرازکمونارهابه نابودی بکشاندواَنرابرای همیشه ازیادو خاطره هابزدایدوهنوزنیزهرروزه درسراسرجهان بورژوازی هم چنان به سرکوب و کشتارودستگیری و زندانی کردن کارگران،کمونیستها وانقلابیون مشغول است . امادرسهاوخاطرۀ کمون پاریس این اولین حکومت کارگری هرگزازاذهانِ طبقۀ کارگرجهانی ومبارزین راستین این طبقه محونخواهدشد. به قول ویکتورهوگو : ”جسدهابرخاک ماند ولی ایده هابرپا ” یادکمون پاریس وکمونارهای دلیراَن همیشه درذهن تاریخ باقی و ماندنی خواهدبود.

مابیاداَن خیل عاشقان

که دلیرانه،صادقانه

به پای چوبۀ داررفتند-

سرودِجاودانگی سَرخواهیم داد.”

نثری روان ورسا

رفیق محسن

رفیق محسن مدت طولانی نیست دراین وبلاگ کامنت گذاشته ودربحث هاشرکت دارد،اماباهمین چندنوشتۀ کوتاهش میشوداستنباط های اولیه ای کردونظرداد.یکی ازنکات مثبت کامنت گذاران موردنظردراین یادداشت خصوصیت شرکت دربحث ودرگیرشدنشان درمسائل سیاسی وفکریست وهمین جنبه مارابه یک ارزیابی مختصرازنوشته هایشان واداشته است.درستی وغلطی نظرات ومواضع دراین جاهمانطورکه قبلا”نوشتم معیارنیست،فعال بودنشان درمباحث نظری مهم است.رفیق محسن دریادداشت هایش معلوم است،درحین نوشتن هرچه به نظرش برسدمینویسدوادیت نشده تحویل میدهدوزیاددربندامرنگارش نیست،نظرش برایش مهم است که مینویسد.بقول خودش:“راستش مختارگرامی اولا”اشتباه املایی راسخت نگیر،کامنت است وباعجله مینویسم.“امادرخلال همین نوشته های شتابزده اش،نثری قشنگ وقلمی رسادارد.راحت حرفش رادرقالب کلمات وبابیانی گیراعرضه میکند.درانتقال نظرات سیاسی ونتیجه گیری هایی که ازمسائل کرده (غلط ودرست) گاهی سبک نگارشش به ریتمی خوش اَهنگ تبدیل میشودو این سبک نوشتن اگرازقالب کامنت دراَیدودرمطلب بکاررودورفیق محسن نوشتن راجدی تربگیرد،خوانندگان بانویسنده ای مستعدسروکارخواهندداشت.به امیداَن روزبخش هایی ازکامنت هایش رامیگذارم:-”بهمن راواقعا”نبایدجدی گرفت.تنهامطلبی که من ازبهمن خواندم دوران جدلش بامنصور حکمت بود.اینکه درآن دوران بحثهای داشت وازموضعی چپ نظرات جدیدمنصورحکمت را نقدمیکرددلیلش انسجام کافی دربحث بهمن نبودبلکه دلیلش این بودکه نظرات جدیدمنصور حکمت بامارکسیسم هم خوانی نداشت.هرکسی بایک آشنای مقدماتی ازمارکسیسم میتواندبه نقدتزهای جدیدمنصور حکمت برود.اماعلیرغم شکنندگی مباحث جدیدمنصور حکمت٬منصورحکمت واقعا”کسی بودوتاثیرات مثبتی درقدیم درپیشبردجنبش کمونیستی ایران داشته.اینکه بهمن توانست به جنگ منصورحکمت برودغیرعلمی بودن مباحث حکمت بودکه به بهمن باتمام التقاتش عزت نفس دادتادرتقابل یکی ازمارکسیستهای قدیمی ایران قدعلم کند.“و-”سلام بهروزجان ازنوشته هات استفاده کردم.چیزی که به نظرم رسیداین است که ستار فتحی نماینده کومله نیست یک عضو کومله است.دررابطه باتاریخ وگذشته کومله نقدی که به کارشما هست این است که ازهواداران منصورحکمت نقل قول میآوریدبرای تایید بحثهایت.واقعیت این است که بحث وتاریخنگاری امروزدوستان هوادارمنصور حکمت متاسفانه بانظرات قدیمی منصورحکمت هم درتناقض است.کافی است مقالات خوب منصورحکمت درگذشته مروربشود.”و-”رفیق بهروزبسیارعزیزباسلام مطالبت راخواندم وفکرمیکنم اختلاف نظرداریم درموردتاریخ حزب کمونیست ایران وکومله. تاریخ طولانی ای است.درنتیجه باچندکامنت نمیشودازنظرات همدیگرمطلع شویم.امامن مختصرا”به چندنکته اشاره میکنم.منظورمن ازرهبری جنبش همگانی این است که کومله یک جریان توده ای بودوتوده ای که ازکومله دفاع میکردویاهواداری میکرد همه نوع انسانها رادربرداشت ازدهقان نمازخوان تاکارگرشهروروشنفکر چپ وکمونیست،امارهبری کومله ویا بهتربگویم رهبران اعتراضات توده ای درکردستان کومله ای های کمونیستی بودندکه میخواستندجامعه ای کمونیستی برقرارکنندومبتکرتشکیل شوراهابودندوشعارشان قدرت به شوراهابودودرنتیجه رهبری کومله دردست کمونیستهابودوبرای نمونه عبدالله مهتدی در آن زمان کمونیست بود.هیچ تلاش کمونیستی نیست که درآن جامعه مهرکومله برآن نباشد. بعدازشکست انقلاب وسرکوب واعدام وزدن کمونیستها توسط ج.ا.حزبی که تشکیل شددر شرایط نرمالی تشکیل نشد،درنتیجه کارگری نبودورهبری اون حزب هم هرگزوتاامروزچنین ادعای ندارد.”و-”ولی بهرحال اکثریت کمونیسم کارگریهاهم امروزراست زده اندودرقالب گروه های ضد مذهبی ومدافع سرنگونی اسلام سیاسی ویاچشم امیدبستن به امریکاویاهم نظری فکری باگرایش لیبرالیستی جدیددرایران وغرب وتداعی کردن خودباخواست طبقه متوسطه و جوانان این طبقه وفحاشی به مارکسیستهاوکمونیستهای ایرانی ولحن مودبانه وهمکاری با سلطنت طلبان ظاهر شده اند.بهررومن درکل اون کومله ای که تومقرسلمانیه است واز میراث کمونیستی کومله دفاع میکندبرایم ارزشمندترازکادرسابق کمونیستی که امروزفکر میکندبایدسرمایه دارشرافتمندکٌردپیداکردوکردستان راصنعتی کردویابااحزاب کٌردوگرایش راستترجداشده ازکومله مثل زحمتکشان روابطش بهترباشد اما..

رفقای صاحب نظرومستعد

رفقاناصروفرید

هرکدام باگذاشتن چندکامنتی درموردبحث های پیش اَمده درچندماهۀ اخیرباتوجه به نگرش وسمت وسوی فکریشان نشان داده اندکه ضمن علاقمندی وشرکتشان دربحثهااین توان رادارندبیشتردرمسائل جنبش دخیل باشند.بااَرزوی موفقیت اَنهابرای اَشنایی بخش هایی ازکامنت هایشان رامیاورم:

رفیق ناصر:”امانقطه نظرشمادررابطه باجنبش کارگری،جنبش زنان،جنبش دانشجویی…درنوشته هایتان خالی است.اگرشما بتوانیدتبیین خودتان رادراین زمینه ارائه دهیدبیشترمخاطبان دردامن زدن به یک بحث سیاسی ومنطقی جلب خواهندشد.اگربررسی اوضاع سیاسی ازگذشته تابه امروزبتواندنظرنویسنده راهم درکنارداشته باشدبیشترمیتواندموثرواقع گردد.شمارفیق عزیزشیوه ی کاملا”سنجیده،سیاسی ومنطقی راپیش گرفته ایدکه جا داردازطرف خودم ازشمارفیق عزیزسپاس گزاری کنم.”و”امااگربیشتردرموردواقعیت موجوددررابطه باگرایش سوسیالستی موجوددرجامعه ی ایران نظرات خودتان بیشتر توضیح دهید،میتوانددراین راستامهم واقع شود.درحسن نیت شماشکی نیست امادررابطه باجنبش های اجتماعی به خصوص جنبش کارگری ،نوع یاماتریال گرایش شمامیتواندبیشترقضاوت رابه مخاطبان شمابدهد.شادوپیروز باشید.”

رفیق فرید:”من براین باورم که دنیابه روش های سوسیالیستی نیازمنداست،درعین حال غیرمنطقی است که همه انسانها احساسات وبرداشت هاوحتی نیازهای یکسان داشته باشند.”و”من معتقدم که متاسفانه مردم ایران وطبیعتا”روشنفکرهای چپ بعنوان بخشی ازهمان مردم همچنان کم یا بیش باسنت ها وبرداشت های مذهبی پیوندخورده اند.یکی ازرفقایی که سالهاقبل ازانقلاب جهت تمرینات نظامی/چریکی درکوبابودتعریف میکردکه چگونه کوبایی هابعدازتمرینات بدنبال رقص وتفریح ومشروب خواری بودندواینان ناباورانه فکرمیکردندکه رفقادارنددرجه ایمان چریک های خاور میانه راآزمایش میکنندو هرلذتی رابرای خودشان منع کرده بودند!!اماامروزه روشنفکرچپ تبعیدی درجه گسست ازفرهنگ پوسیده راشدت فحش وتوهین آبداردادن به اسلام وامامان…میداند.امابرخلاف این ظاهرسوپرمترقی ناخودآگاه ازدریچه دیدهمان فرهنگ کذایی به دگراندیشان درون صفوف چپ برخوردمیکند،حالاجای کلمه کافروخوارج،مفسدو…واژه های مدرن بکار میبرداما طرزتفکرهمان است.روشنفکرچپ ومردم ایران تازمانی که به رشدفرهنگی بهاندهندقادربه تحقق تحولات اجتمایی نخواهند بود.”

منتشرشده در: on آوریل 3, 2009 at 5:23 ب.ظ ۱ دیدگاه

یک نظر Leave a comment.

  1. رفیق بسیارگرامی بهروزباسلام
    مطلب بسیاررفیقانه،تشویق کننده وارزشمندشمارادرموردکامنت گذاران وشیوۀ نگارش اَنان خواندم.از دوجنبه به نوشته های مابرخوردکرده اید.نقاط قوت ونقاط ضعف نوشتاری کامنت گذاران.که این برخورداز یک طرف باعث تشویق مامیشود واین بسیارمثبت است وازطرف دیگرباعث میشودکه مابادیدن نقاط ضعف نوشتاری خودبه برطرف کردن اَن اقدام کنیم وشمامثل همیشه بادیدی شفاف وسالم به این موضوع برخوردکرده اید.
    درضمن میخواهم همین جامن هم به جنبه هایی ازکاررفیق بهروزاشاراتی داشته باشم.
    شماهم سبکی بسیارروان وروشن درمطالب وکامنت گذاری دارید.دیدگاههایتان همیشه موثرودارای جنبه های بسیاردقیق بوده وباتیزبینی خاصی به مسائل اطرافتان،نوشته های دیگررفقا،گروه هاواحزاب سیاسی میپردازید.درنوشته هایتان،خصوصا”درکامنت هایتان به جنبه هایی ازبحث هاتوجه میکنیدکه من درنوشتۀ کمتررفیقی شاهداَن بوده ام.این به مطالب وکامنت هایتان یک تازگی وطراوت خاصی میبخشدکه کمتردیده میشود.نوشته تان عاری ازکلیشه است واین مسئله باعث میشودکه خواننده به خواندن علاقمندوبه فکرکردن به اَنچه که شما نوشته اید وادارد.درضمن اززوایایی به مسائل مطرح شده درجنبش برخوردمیکنیدوتاثیری که میگذاریدبه اندازۀ دههامقاله ازنویسندگان دیگرمیباشد.جنبۀ مهم دیگری که درمطالب تان است شجاعت ِ انتقادکردن میباشد.البته انتقادسازنده ورفیقانه ونه از بین برنده.درعین حال باصداقتی که دراین کارتان هست تقریبا”وبدون استثنأهمۀ راواداربه فکر کردن روی نوشته های خودمیکنید.روش ودیدگاه تان به اختلافات،برخوردونظری بسیارنواَوروسالم است.این نوآوری بسیارزیبایی است که درسایرنوشته هاکمتردیده میشود.برای شمادراین راه اَرزوی موفقیت دارم.
    با احترام فراوان.بنفشه


Leave a Comment