مطالب مربوط به بحث تصفیۀ”فراکسیون فعالیت بنام کومه‌له”

-اقدام یکجانبۀکميتة‌ مرکزی حزب کمونيست ايران درمورد”فراکسیون فعالیت بنام کومه‌له” تصفیه است . وچندسئوال از کميتة‌ مرکزی حزب کمونيست ايران

-سکوت احزاب چپ درقبال تصفیۀ فراکسیون فعالیت به نام کومه له

-ستون بحث ونظر(14)

####

اقدام یکجانبۀکميتة‌ مرکزی حزب کمونيست ايران درمورد

فراکسیون فعالیت بنام کومه‌له ” تصفیه است .

وچندسئوال از کميتة‌ مرکزی حزب کمونيست ايران

اخیرا”کميتة‌ مرکزی حزب کمونيست ايران بدنبال اختلافات خودبا”فراکسیون فعالیت بنام کومه‌له” اقدام به بخش اطلاعيه ای نموده وبطور یکجانبه بااَنهامرزبندی کرده ودلایلی برای این اقدام خود اَورده است .

وضعیت فوق ایچاب میکنددردرجۀ اول سئوالاتی ازکميتة‌ مرکزی حزب کمونيست ايران کرد :

- اَیادراسنادوقرارهای حزب کمونيست ايران جایی برای فراکسیون بازشده است ؟ اگر جواب اَری است ، چرااین فراکسیون رابه رسمیت نمیشناسد . یاهست و ادعاداردکه این فراکسیون رابه دلایلی به رسمیت نمیشناسد . دراین صورت اَیاباتوجه به واقعیت های امرمبارزه ووجودهرفراکسیونی وعوارض اَن ، حزب فقط فراکسیونی راقبول داردکه بامختصات موردنظرش هماهنگ باشد .

باقبول وجودفراکسیون درهرحزبی ضروریست ضمن به رسمیت شناختن اَن اساسنامه مانندی دربارۀ ضوابط کارش به تصویب رسدوطبق اَن بافراکسیون برخوردشودوخودفراکسیون نیزحیطۀ نظروعملش رابداند .

- واگردرحزب کمونیست ایران تابه حال سندی دربه رسمیت شناختن فراکسیون وجودندارد ، اَیاوضعیت واقعی وکنونی چنین چیزی راایجاب نمیکند .جمعی ویاطیفی درحزب شمامدتهاست نظراتی رااعلام کرده اند،خودرا متعلق به حزب میدانند، خواهان ماندن وبودن دراَن هستند،نام فراکسیون برخودنهاده اند،طبعا”درچنین شرایطی وباعدم ضوابطی که هست ازهردوطرف اشکالاتی بروزخواهدکرد ، اَنوقت شمابدون توجه به اصل مسئله وراه حل اَن باتوسل به چه موازین تشکیلاتی وحزبی رای به تصفيه‌ واخراج اَنها داده اید ؟

بهروز شادیمقدم 14. 3. 2009

سکوت احزاب چپ درقبال تصفیۀ

”فراکسیون فعالیت به نام کومه له”

تصفیۀ”فراکسیون فعالیت به نام کومه له”ازطرف کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست ایران وسکوت احزاب چپ درقبال این مسئله تائیداین ضرب المثل قدیمی است که : سکوت علامت رضاست .

اَنان که تحلیلشان ازفراکیسون یک جریان ناسیونالیستی بود،بااین اقدام حزب وسکوت شان ندانسته درجهت تضعیف چپ وپراکندگی اَن گام دیگربرداشتند.

امااین موضع فقط نتیجه اش تضعیف چپ وپراکندگی اَن نیست،کمک به جریان راست راهم دربردارد.

گرایش وجریان”زحمتکشان”چه درزمان بودنشان درحزب وچه بعدازجدایی واستقلالشان،ماهیت تفکر،حرکت وتشکیلاتشان معلوم بود.ناسیونالیسم راهنمای تئوری وعملشان بوده وهست.

فراکسیون رانمیتوان جریانی همچون جریان”زحمتکشان”نامید.نظرات ومواضعشان درسالهای گذشته ودرمقابل حزب این رانشان داده است .

فراکسیون اگراین اشکال راداشت که درکنارحزب ودرمقابل جریان”زحمتکشان”سکوت کرد،این برتری وفرق رادارد که درهنگام جدایی اَنها بازدرکنارحزب ودرمقابل اَنهاقرارگرفت .ندیدن این تفاوت وگرفتن یک موضع هماننددرمقابل فراکیسون و جریان”زحمتکشان” اَب به اَسیاب ارتجاع ریختن است .

بخشی ازمطلبی که سال پیش نوشتم ودرموردفراکسیون است دراینجامیاورم :

“جریان دیگردردرون حزب کمونیست ایران که نمیشوددقیقا”گرایش نامیدوسالهاست ازحزب انتقاد داردو خواهان حذف نام حزب کمونیست ایران وفعالیت به نام کومه له است،چندی پیش اعلام کانونی بنام ”فراکسیون فعالیت به نام کومه له”رانمود .فراکسیون فوق نقطه نظراتش رادرنوشته ای اَورده است وعده ای به غلط ( شایدخود حزب هم ) اَنهاراگرایش ناسیونالیستی دانسته اند . این فراکسیون واکثراَنهایی که درخارج حزب ازشان پشتیبانی کرده انددرطول مبارزه شان نظرا”وعملا”ازناسیونالیسم فاصله داشته اند.اماصرفا”باخواست اَنها برای برداشتن نام حزب وابهاماتشان درموردسوسیالیسم وطرح عقب افتادگی جامعۀ ایران ومشکلات بنیانگذاری سوسیالیسم درجامعه که مطرح کرده اند،به خودی خودنمیشودبه ناسیونالیست بودن و ضدسوسیالیست بودنشان رسید.واضح است هرجریانی که به تئوری انقلابی ومارکسیستی متکی نباشد،اگرهزارنیت خیرهم داشته باشددرموضع گیریهاورودررویی اش بامسائل اجتماعی وسیاسی به چپ وراست زدن وانحرافاتی دچارخواهدشد.به خصوص حزب و تشکلی که بخش عمدۀ کارش مسائل کردستان بوده وهرروزه بااَن درگیراست،امکان درغلطیدنش به دام ناسیونالیسم هم وجود دارد .

فراکسیون باطرح نظرتشان درجلسات حزب و اعلام این نظرات به صورت کتبی و سابقۀ مبارزاتی تشکیل دهندگانش ومرزبندی عملی اَنهاباگرایش ناسیونالیستی درون حزب درگذشته مسئلۀ ناسیونالیسم بودنشان را منتفی میکند .

امااین چگونه جریانی است که ناسازگاریش روزبه روزبیشترمیشود وهنوزباحزب مانده ومیماند.درموردکومه لۀ قبل ازتشکیل حزب گفتیم ازضعف تئوریک رنج میبرد.تشکیل حزب کمونست ایران این نقص کومه له راپوشاندوبارفتن گرایش کمونیسم کارگری مشکل کمبود تئوری درحزب بازسنگینی میکند.برای یک حزب دخیل درمبارزۀ طبقاتی فقط داشتن برنامۀ حزب و تحلیل ازاوضاع کافی نیست.تئوری راهنمای این مبارزه هم لازم است .کمبود تئوری از هم اکنون یکی ازنقاط ضعف فراکسیون است .

درضمن فراکسیون یک گرایش پراگماتیستی سابقه داردرکومه له است ورهبران وکادرهای اَن درطول فعالیتشان درکومه له وحزب انس والفت اَنچنانی باتئوری نداشته اند.واین درشرایط کنونی کاراَنهارادشوارترمیکند.حزب کمونیست ایران هم درمجموع وضعیت تقریبا”مشابهی دارد.اماشرایط حزب فرق میکند.برای فراکسیون دراینجا اختلاف نظروچه بسادراَینده مسئلۀ ماندن ویاجداشدن مطرح است ودراین صورت بحث تئوری وجایگاه اَن برای گرایشی که میخواهدجداشودمعلوم است والادرهرحزبی چه درسطح رهبری وچه دربدنۀ اَن عدۀ زیادی پراگماتیست اند وقرارنیست همه تئوریسین باشند .بحث تئوری فقط درارتباط بارهبری حزب اهمیت اساسی دارد .

فراکسیون به این مسئلۀ واقف است وازطرف دیگرعدم گسترش حزب درایران رانقص فعالیت حزب میداندوبرای رفع اَن خواهان برداشتن نام حزب میشود.اینکه دراوضاع واحوال جامعۀ ایران حزب بیشترازاین نمیتواند گسترش داشته باشدواین مسئله ای است که فراکسیون به اَن توجه نمیکند.ازطرف دیگربودن نام حزب اعتباریست برای کومه له وبرداشتن این نام ضربه ای به کومه له واهداف سوسیالیستی اَن خواهد بود .

فراکسیون چون دورنمای سوسیالیسم رادرسایه میبیندوتئوری راهنمای عملش نیست،اَینده راتیره وتاردیده و دراین روند گذشته و اَینده جاعوض کرده ونستالژی وبه گذشته رجعت کردن و ازکومه له پدیدۀ مقدس ساختن شکل میگیردواین تنها مختص فراکسیون نیست.اَنها که دردنیای مبارزه تنها کومه لۀ قدیم رامبارزمیدانندو اَنرا تافتۀ جدابافته تصورمیکنند کم نیستند.

بایددرنظرگرفت کومه له چون هرتشکل دیگرابزارمبارزاتی بوده و هست.ابزارمبارزاتی اَرمان نیست ، وسیله است . وسیلۀ مبارزۀ.بعضی هابه کومه له نه چون تشکل وابزاری بلکه همانندمیراث مقدسی برخوردمیکنندواین را درنظر نمیگیرندکه کومه له موردنظراَنهادراََن سالهابانقاط ضعف وقدرتش درمرحلۀ خاصی ازمبارزه دخیل بوده وتاریخ اَن دوران سراَمده است .

اظهارنظروتلاش اَنهایی که میخواهند کومه له ای به همان شکل که درگذشته بود،درست شودازهمه چیز گذشته بامقولۀ تاریخ ومراحل اَن همخوانی نداردوتلاشی بیفایده وازنظر مارکسیستی ارتجاعی وتاریخ رابه عقب برگرداندن است.نبایدازیادبردحدود سی سال ازکومه لۀ موردنظر گذشته است.جریان فوق نتیجۀ شرایط اجتماعی وسیاسی خاصی بودکه تکراراَن شرایط غیرممکن میباشد.ازهمۀ این هاگذشته اَنهایی که همچنان ازکومه لۀ اینچنانی واَنچنانی صحبت میکننداگرچنین کومه له ای هم باشدوخودشان دراَن فعالیت داشته باشنددرعمل متوجه خواهندشدکه تشکل فوق جوابگوی مبارزۀ این مرحله ازتاریخ نیست وباهمۀ تلاشی که بکنند مشکل بتوانند همطرازحزب کمونیست ایران بشوندودربهترین حالت وضعیت احزاب دیگرو ازجمله حزب کمونیست ایران خواهند داشت.امااین هم غیرممکن است.چنین تشکلی درواقعیت به گروهی کوچک ومنزوی تبدیل خواهدشدکه جوابگوی مبارزۀ طبقاتی به هیچ وجه نخواهدبود .

فراکسیون کومه له حتما”به این امرواقف است که ضمن اختلاف هنوزدرحزب مانده است.اََنهامیدانندکه بابیرون اَمدن ازحزب خودراتضعیف میکنندوماندنشان به نفع خط سیاسی خودوکومه له خواهدبود.واین بهترین راه است . “

ازمطلب : مروری کوتاه بر حزب کمونیست ایران ، حزب کمونیسم کارگری ایران (جدایی ها و انشعابات اَنها)

بااین حال حزب کمونیست ایران دربرخوردبه جریان “زحمتکشان” نرم بود وبااَنهاتابه اَخرکوتاه اَمد .

امابرعکس فراکسیون که به حزب کمونیست ایران نزدیکتراست ومواضع تشکیلات شکنانه وارتجاعی جریان”زحمتکشان”رانداردوبه مراتب اصولی ترباحزب برخوردکردوخودنیزخواهان ماندن درحزب میباشد، ازطرف کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست ایران تصفیه میشود.

اگرجریان”زحمتکشان” جدانمیشدومیماند،اََیاجایش هنوزدرحزب بود؟

این راست وچپ برخوردکردن حزب رابه این دوجریان چگونه میشودتوضیح داد.به جریان راست ،راست روانه وبه جریان چپ (منظورفراکسیون است نسب به جریان زحمتکشان) چپ برخوردکردن،ریشه درراست روی خود کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست ایران دارد .

این راست روی حزب نفعش به گرایش راست درجامعه وضررش به چپی است که خودرابه اَن متعلق میداند.

بهروزشادیمقدم 20 .3. 2009

ستون بحث ونظر ( 14 )

این ستون به مباحث مطلب :سکوت احزاب چپ درقبال تصفیۀ ”فراکسیون فعالیت به نام کومه له” اختصاص دارد .

قادر:

رفیق بهروز خسته نباشی

مثل همیشه برخورد و موضعی سرشار از احساس مسئولیت ارائه داده ای.

اما فکر نمی کنم که سکوت همه جریانات ناشی از رضامندی از این رفتار کومله باشد. بخش عمده ای از چپ متظاهر در میان هیاهوی همیشگی شان پیشاپیش تحت عنوان راست و ناسیونالیست و غیره به روی فراکسیون شمشیر کشیده بودند.

نظر شخصی من این است که حزب کمونیست در این دوره نیاز به نشان دادن یک تصویر چپ از خود دارد و فراکسیون بهترین قربانی برای نشان دادن چنین تصویری از خود برای اعضا در درون و دیگران در بیرون بود.

اکثریت حزب کمونیست کومه له،سانتر تر ( اگر نگوییم راست تر ) از فراکسیون هستند اما برای حفظ همین مضمون واقعی نیازمند چارچوبی تصعنی به نام “حزب بودن” هستند. مشکلات واقعی کومله با این تصفیه تازه میرود که آغاز شود.با احترام /قادر

بهروز :

رفیق قادر

به نکات جالبی که دریادداشت من غایب است واساسی ، اشاره کرده ای .دستت دردنکند .

محسن :

بنظرم رفیق بهروز دارد در این مورد موضع غلطی میگیرد. شخصا عضو کومله و حکا نیستم اما مجادلات و سرنوشت این حزب را بطور جدی تعقیب کرده ام. و برایم اهمیت دارد. حکا ایران یک جریان راست نیست. سنتا کومله رهبری یک جنبش همگانی را کرده است و حامل گرایشات مختلف هم بوده است اما رهبری کومله کمونیست بوده است. اما امروز کماکان رهبری کومله کمونیست هست ولی هنوز گرایشات قوی در سیاست و عملکرد کومله نقش ایفا میکنند که من دسته بندی میکنم: ۱. گرایش کمونیستی ۲. گرایش سانتر و یا کاریریستهای حزبی ۳. گرایش راست ناسیونالیستی کرد. این عده که گویا تصفیه شده اند و ما باید ازشان دفاع کنیم٬ تعدادی از این گرایش سومی هستند. عملکرد تاریخی اینها این را دیگر از کسی پنهان نمیکند. رهبر فکری این جریان راست و کادرهایش تاریخا و تا امروز هم کماکان از ناسیونالیسم و راست دفاع کرده اند و موانع جدی سر راه کارو تلاش کمونیستهای درون کومله بوده اند ممکن است تعدای از اینها قبلا خود را کمونیسم کارگری خوانده باشند یا بودند ولی بهرحال اکثریت کمونیسم کارگریها هم امروز راست زده اند. و در قالب گروه های ضد مذهبی و مدافع سرنگونی اسلام سیاسی و یا چشم امید بستن به امریکا و یا هم نظری فکری با گرایش لیبرالیستی جدید در ایران و غرب و تداعی کردن خود با خواست طبقه متوسطه و جوانان این طبقه و فحاشی به مارکسیستها و کمونیستهای ایرانی و لحن مودبانه و همکاری با سلطنت طلبان ظاهر شده اند. بهررو من در کل اون کومله ای که تو مقر سلمانیه است و از میراث کمونیستی کومله دفاع میکند برایم ارزشمندتر از کادر سابق کمونیستی که امروز فکر میکند باید سرمایه دار شرافتمند کرد پیدا کرد و کردستان را صنعتی کرد و یا با احزاب کرد و گرایش راستتر جدا شده از کومله مثل زحمتکشان روابطش بهتر باشد اما به ابراهیم علیزاده و صلاح مازوچی بد دهنی کند. در نتیجه من بعوان کمونیست چرا از اخراج و یا تصفیه یک عده ناسیونالیست دفاع کنم که اصرار کنم باید در حزبی باشند که تاریخا چپ بوده و نماینده بیش از ۲۰۰۰ کمونیست است که با شعار زنده باد سوسیالیسم جان باختند. متاسفانه مغلطه گری و فضا سازی فرقه های کمونیسم کارگری این فضا را باز کرده که به حکا اینطوری برخورد شود و الا حزب کمونیست ایران یک جریان جدی است و پشتوانه جدی هم دارد در کردستان ایران در میان کارگران و زحمتکشان لااقل کردستان ایران نفوذ قابل ملاحظه ای دارد وخارج از کردستان هم تاثیر دارد. من میپذیرم که کند حرکت میکند و یا نیروی فعال خارج کشورش کمتر اکسیونی هستند و یا بهتر بگویم شلوغکاری نمیکند. ولی سازمان خوبی است و به نظرم کمونیستها باید از آن در مقابل سردردهای که ناسیونالیستها برایش درست میکنند وظیفه تاریخی دارند که از وجود این جریان دفاع کنند. و به کمکش بشتابند.

بهروز :

رفیق محسن باسلام

خوشحالم که باطرح نظراتی نوشته وفکررابه تحرک درمیاوری .

درموردحزب کمونیست ایران ومجموعا” مسائلی که گفته ای اختلاف نظرداریم . درپائین نظرم را درموردحزب به نقل ازنوشتۀ گذشته میاورم ودراینجا:

درموردحزب کمونیست ایران،نگفته ام راست است. بلکه نوشتم ریشۀ چپ روانۀ( درمقابل راست روی های قبلیش به گرایش ناسیونالیستی درون حزب ) این اقدام را (تصفیه )راست روانه بایددانست .

موضع گیری دراختلافات درونی حزب دردورۀ منصورحکمت وبرخوردبه جدایی کمونیسم کارگری، مماشات درقبال مسائل کردستان عراق،نرمش درمقابل گرایش ناسیونالیستی جریان زحمتکشان وتصفیۀ چپ روانۀ فراکسیون

(که انعکاس راست روی است) ،نمونه هایی است که گرایش به راست درحزب و کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست ایران اَنرانشان میدهد .

نوشته ای : “حکا ایران یک جریان راست نیست. سنتا کومله رهبری یک جنبش همگانی را کرده است و حامل گرایشات مختلف هم بوده است اما رهبری کومله کمونیست بوده است.”

“سنتا کومله رهبری یک جنبش همگانی را کرده است” درست نیست .فکرکنم منظوردیگری داشته ای . چون” رهبری جنبش همگانی” با “رهبری کومله کمونیست ” که گفته ای تناقض است . حالا این درصورت درست بودن نظر”رهبری کومله کمونیست “میباشد ، چون حزب کمونیست ایران یابه قول خودت” حامل گرایشات مختلف ” نمیتوان رهبریش را نمایندۀجریان وگرایش مارکسیستی وکارگری نامید، بدلیل وضعیت حزب درکلیت اَن . اما حزب کمونیست ایران به جریان چپ تعلق دارد .

نوشته ای :”گرایش راست ناسیونالیستی کرد. این عده که گویا تصفیه شده اند و ما باید ازشان دفاع کنیم٬ تعدادی از این گرایش سومی هستند. عملکرد تاریخی اینها این را دیگر از کسی پنهان نمیکند. رهبر فکری این جریان راست و کادرهایش تاریخا و تا امروز هم کماکان از ناسیونالیسم و راست دفاع کرده اند.”

چون نوشته ای: “تاریخا و تا امروز هم کماکان از ناسیونالیسم و راست دفاع کرده اند”بایداین نظربه اتکااسنادومدرک صورت بگیرد .

———

“اختناق و سرکوب ادامه دار رژیم در سالهای بعد از تشکیل حزب وعدم امکان فعالیت سیاسی و تشکیلاتی درجامعه ، بازتابش را در احزاب و سازمانهایی که از جامعه دور شده بودند نشان داد . حزب کمونیست ایران نیز از این مسئله تاثیرگرفت . گرایشات فکری و سیاسی غیر کارگری و متعلق به طبقات دیگر در حزب کم کم اَشکار تر شدند. جنب و جوش سیاسی در عراق و مطرح شدن مجدد احزاب ناسیونالیستی کردستان عراق در بخشی از تشکیلات حزب ( کومه له ) نیز موثر افتاد که منجر به اختلافات درون حزبی گردید.منصور حکمت در این دوره گرایشات عمده در حزب کمونیست را به گرایش مارکسیسم انقلابی ، گرایش سانتر و گرایش ناسیونالیستی تقسیم کرد .

درمبارزات درون حزبی گرایش مارکسیستی به رهبری فعال منصور حکمت گرایشات دیگر را ضعیف و منزوی کرد . اما گرایش ناسیونالیستی هم در درون حزب ماند و پر و بال گرفت. گرایش سانتر اَن موقع حزب هم ساکت ماند و سالهای بعد خود صاحب حزب و کومه له شد .

قیام مردم در عراق و پیروزی ناسیونالسیم کرد ، گرایش ناسیونالیستی درون کومه له را به رهبری عبداله مهتدی ذوق زده و فعال کرد . اما در ارتباط با مبارزۀ سیاسی در ایران و در درون خود حزب کمونیست ایران راهی بود که میبایست طی شود تا به صورت علنی اعلام جدایی نماید . این راه در سالهای بعد طی شد و این جدایی صورت گرفت .

در ادامۀ اختلافات داخی حزب ، کانون کمونیسم کارگری و طرفدارانش همۀ امکانات حزب ازجمله برنامه حزب کمونیست ایران و اَثار منتشره شان ! را به جای گذاشتند و حزب کمونیسم کارگری ایران را به وجود اَوردند . مانیفست کمونیسم کارگری را باید” تفاوت های ما” ی منصور حکمت دانست که خواندنش برای هر مبارز کمونیستی لازم است .

حزب کمونیست ایران بعدی متشکل از عمدتا” گرایش راست و ناسیونالیستی و گرایش محتاط و سانتر با این وعده که در راه اَرمان و اهداف حزب خواهند کوشید و جدا شدگان را رفیقان نیمۀراه و فراری خوانده به تبلیغ و ترویج برنامه و اَثار حزب در رادیو پرداخته و منصور حکمت را پلخانف مرتد دانسته که اَثارش از خودش جداست .

“دیپلوماسی و انتظار” کومه له که سیاست دیرینۀ احزاب ناسیونالیستی کرد در مناطق کردنشین کشورهای دیگر هم بوده و ضرورت واقعی این نوع سیاست در مبارزۀ مسلحانۀ دراز مدت به خصوص در شرایطی که تشکلی در کشور دیگر و در ارتباط دیپلوماتیک و سیاسی با حکومت ها و احزاب مسلط و دروضعیت نیاز تسلیحاتی وتدارکاتی و مالی قرار میگیرد ، عوارض و پیامد هایی بدنبال خواهد داشت و در نهایت اگر تشکل خوشنام باشد به اعتبار سیاسیش ضربه میزند

سکوت چندین سالۀ حزب کمونیست ایران بعد از جدایی کمونیسم کارگری درکردستان عراق در مقابل سرکوب کمونیستها ، سرکوب اعتراضات کارگری ، ترور و زن اَزاری توسط احزاب ناسیونالیست مسلط درکردستان عراق ، شرکت در جلسات احزاب ناسیونالسیت کرد چندین کشور و.. همه اینها نتایج این سیاست و درمقابل ماندن و به انتظار نشستن وحتی اجازۀ واردشدن به خاک ایران را نداشتن بودوهست .

گرایش سانتر موجود در حزب کمونیست ایران قبل از جدایی ، بعد از اَن و تا به امروز یک خط مستقل است . داشتن برنامۀ حزب کمونیست ایران و اعتقاد به حقوق مردم ستمدیدۀ کرد ، پای فشاری و دفاع از حقوق طبقات ستمدیدۀ ایران ، تحلیل و موضع عمدتا” واقع بینانه از وضعیت سیاسی ایران و کردستان و دیگر مناطق کرد نشین کشورهای دیگر ، مرز بندی با هر گونه چپ روی ، خصلت نمای حزب کمونیست ایران است که رفیق ابراهیم علیزاده در رهبری اَن نقش تعیین کننده دارد .

در کنار سیاست دیپلوماسی وانتظار ،گرایش مسلط بر حزب کمونیست ایران همیشه گرایش ناسیونالیستی دورن حزب را نگه میداشت .در جریان اختلافات چپ و راست در درون حزب گرایش ناسیونالیستی به اتکای سانتر درون حزب خود را نگه داشته بود و گرایش سانتر نیز این نگه داشتن را حفظ میکرد . بعد از بیرون اَمدن کمونیسم کارگری از حزب نیز این معادله ادامه داشت . اما بی قراری چندین سالۀ گرایش ناسیونالیستی به سر رسید تا مستقل و به سبک و روش خود جدا شد .

سازمان زحمتکشان بعد از تشکیل با احزاب برادر و لابد با پرچم کردستان در کنفرانسی در امریکا شرکت کرد و بارها به عناوین مختلف و این بار هم نشان داد و اعلام موضع کرد که اَنها نیز چون جلال طالبانی میتواند باشند . اما امریکا این وزنه را سنگین ندید و به اَنها نه گفت و سازمان زحمتکشان کردستان ایران با پرچم نیمه افراشته برگشت . با حکومت جمهوری اسلامی هم تلاش کرد که مذاکره کند که در این زمینه هم موفق نشده بود . سازمان فوق مایوس از شکست سیاست هایش به انشعاباتی دیگر دچار شد.”

ازمطلب:مروری کوتاه برحزب کمونیست ایران،حزب کمونیسم کارگری ایران (جدایی هاوانشعابات اَنها)

محسن:

رفیق بهروز بسیار عزیز با سلام

مطالبت را خواندم و فکر میکنم اختلاف نظر داریم در مورد تاریخ حزب کمونیست ایران و کومله. تاریخ طولانی ای است. در نتیجه با چند کامنت نمیشود از نظرات همدیگر مطلع شویم. اما من مختصرا به چند نکته اشاره میکنم. منظور من از رهبری جنبش همگانی این است که کومله یک جریان توده ای بود و توده ای که از کومله دفاع میکرد و یا هواداری میکرد همه نوع انسانها را در بر داشت از دهقان نماز خوان تا کارگر شهر و روشنفکر چپ و کمونیست اما رهبری کومله و یا بهتر بگویم رهبران اعتراضات توده ای در کردستان کومله ایهای کمونیستی بودند که میخواستند جامعه ای کمونیستی بر قرار کنند و مبتکر تشکیل شوراها بودند و شعارشان قدرت به شوراها بود. و در نتیجه رهبری کومله در دست کمونیستها بود و برای نمونه عبدالله مهتدی در آن زمان کمونیست بود. هیچ تلاش کمونیستی نیست که در آن جامعه مهر کومله بر آن نباشد. بعد از شکست انقلاب و سرکوب و اعدام و زدن کمونیستها توسط ج. ا. حزبی که تشکیل شد در شرایط نرمالی تشکیل نشد در نتیجه کارگری نبود و رهبری اون حزب هم هر گز و تا امروز چنین ادعای ندارد. رفقای کانون نه فقط میخواستند که آن حزب را کارگری کنند بلکه بلند پروازیشان تا تشکیل یک ترند بین المللی پیش رفت. “ترند کمونیسم کارگری” مثل بقیه ترند های دیگر که در جهان هستند و یا بودند برای نمونه ماٸویسم و گواریسم٬ تروتسکیسم … حالا بگذریم که ترند رفقای کانون فقط در قالب شعار ماند و حتی منصور حکمت بعدها کار و راه دیگری در پیش گرفت. بنظر من کار درستی نکردند که حکا را رها کردند که بقول شما ناسیونالیستهای درون کومله که ذوق زده از قدرت بغل دستیهایشان شده بودند زمام امور کومله را در دست بگیرند. آنهم در دوره ای این کار را کردند که کمونیسم از هر طرف زیر حمله بود و کسانی پیدا شدند که تز پایان تاریخ را اعلام کردند و گفتند که همین هست که میبینی و حتی روشنفکران بی شرفی پیدا شدند و گفتند که حقیقت مرد. در آن دوره کار درستی نبود که سازمانی مثل کومله را با میراث ارزشمندی که دارد جا گذاشت و در خیال خود ترند جهانی ای درست کرد که ریشه اش در هیجا نیست. دستش بجای بند نیست کادرهای سازمانت را به کشورهای اروپای برد که بعد از سالها هنوز با فرهنگ آن جامعه خو نگیرند و انتظار داشت که رهبران یک ترند جهانی بشوند. گفته اید که مدرک بیاورم که ناسیونالیستها تاریخااز گرایش خودشان دفاع کرده اند شما به نوشته های هاشم رضای نگاه کن به نظرات مینه حسامی نگاه کن و اخیرا به مقالات شعیب ذکریای نگاه کن. اینها علنا از سازمان زحمتکشان دفاع کرده اند اگر با آنها نرفتند به دلیل این است که ممکن است ناسیونالیست شرافتمدنی باشند که نخواهند در روز روشن مثل آقای مهتدی میراث و تاریخ یک نسل کمونیست را به لجن بکشن. پرچم کردستان را کنار فواد و دکتر جعفر بگذارن. روی اسم کمونیست شاخه گل بزارند که کسی آن را نبیند. من فکر نمیکنم رفقای کمونیسم کارگری کار درستی کردند که از حکا جدا شدند تاریخ هم این را به ما نشان داد. عملا نه به نفع گرایش کمونیستی و کارگری بود و حتی تعدادی که با این رفقا رفتند به ضد همدیگر تبدیل شده اند به فرقه های مذهبی تبدیل شده اند که یک فیتش برای خود تراشیده اند. پیشوا و مارکس زمانه دارند. من فکر نمیکنم که کومله یا حکا در مقابل تحولات جامعه کردستان عراق بی تفاوت است اتفاقا چپ کردستان عراق امروز تنها اتکاش کومله است حضور آن مردم در مراسمهای کومله و ارتباط با کومله و رابطه مستقیمش با کومله این را نشان میدهد. گفتم که تبلیغات کمونیسم کارگریها هست که گویا کومله این است و آن! جدید است و یا قدیم! کمونیسم کارگری کجای جامعه کردستان عراق حضور دارد؟ اینکه من در دنیای مجازی یک اطلاعیه علیه سنگسار و قتل زنان و کارگران در کردستان عراق بدهم کار عجیبی نیست من و تو هم میتوانیم هر چیزی اینجا بگویم اما آیا تشکلی درست کردیم و یا سازمانی زده ایم که بخواهیم جلو این توحش را بگیریم؟ کمونیستهای عراقی را کمک کرده ایم که متشکل شوند و کاری با هم بکنیم؟ حتی آن عده چپی که دور م.ح حلقه زده بودند امروز با مراکز آمریکای و جلال طالبانی در تماسند که شریک قدرت شوند. سهم میخواهند. آنهای که شرافتمدن بودند دیگر از اینها دنباله روی نمیکنند کسانی مثل احمد معین و

یک خواننده :

دوست گرامی محسن

نزديك به بيست سال است اين حرفهاى شما به اشكال متنوع تكرار ميشود.فكر نميكنيد بايد حرف تازه اي زد.

محسن :

بهروز جان راست میگوید بایدحرف تازه هم گفت.امابحث مادرموردگذشته بود.

بهروز:

قبل ازهرچیزازنویسندۀ “یک خواننده“ویادداشتش باتوجه به اشارۀ خودرفیق محسن هم،میخواهم به این نکته توجه داشته باشدکه ضمن تائیدحرفش درطرح “حرف تازه” این بحث هم باتوجه به وجودخودحزب وگرایشات منشعب و موجوددراَن وتحرکشان هنوز قابل بررسی است .بحث هاونوع دیالوگ رفیق محسن دراظهارنظرجالب ودرجهت روشنگری مسائل مفیدمیباشد .

نظرم رادرموردحرفهای رفیق محسن درکامنت بعدی خواهم گذاشت .

بهروز:

رفیق محسن عزیزباسلام

تیتروارنکاتی رابنویسم:بحث“رهبری جنبش همگانی”شمادرموردکومه له دراَن شرایط کاملا”درست است .

نوشته اید: “حزبی که تشکیل شددرشرایط نرمالی تشکیل نشددرنتیجه کارگری نبود” ، هم درست است . امابایداضافه کردکه تشکیل اَن یک گام ضروری ونقطه عطفی مهم دراَن شرایط ودرپیشروی مارکسیسم انقلابی بود .

درموردجدایی منصورحکمت وتشکیل حزب کمونیسم کارگری بایدگفت که وجودگرایشات مختلف درحزب کمونیست ایران وهمزیستی ومبارزه مشترک اَنهادیگرغیرممکن بود.روش منصورحکمت دراین مورددرست ودرغیراَن بایدبه تصفیه متوسل میشد .این دیگرواضح است . تشکیل حزب کمونیسم کارگری“بلندپروازیشان“نبود،ادامۀ منطقی بحث : “تفاوت های ما”مارکسیسم اصیل درمقابل کمونیسم های غیرکارگری بود واین حرکت درروزگاری که به قول خودت”گفتندکه حقیقت مرد.” لازم وبجابود.درهمین زمان سانترموجودرحزب کمونیست ایران(رهبری کنونی حزب) باگرایش راست وناسیونالیستی که خواب حاکمیت درکردستان رامیدید ،درمقابل پیشروی مارکسیسم ( درهمان زمان دردرون حزب وچه بعدها)ایستادندوبه تبلیغات ارتجاعی ودروغ متوسل شدند .

نوشته اید : “شمابه نوشته های هاشم رضای نگاه کن به نظرات مینه حسامی نگاه کن و اخیرا به مقالات شعیب ذکریای نگاه کن.”و”یاممکن است ناسیونالیست شرافتمدنی باشند که نخواهند در روز روشن مثل آقای مهتدی…”

نوشته های اینها ازنظرخطی ومضمونی معلوم است. این جابحث برسرافرادنیست . فراکسیون وتاریخ وواضعش موردنظراست .

همین که نوشته اید که “نخواهند” جدایی اینهارانشان میدهد ومانیزبایددربرخورداین فرق راقائل شویم .

سرنوشت حزب کمونیسم کارگری بعدازکنگرۀ دوم همان طورکه بخشا”نوشته ای معلوم است .

اینکه نوشته ای :” . من فکر نمیکنم که کومله یا حکا در مقابل تحولات جامعه کردستان عراق بی تفاوت است اتفاقا چپ کردستان عراق امروز تنها اتکاش کومله است حضور آن مردم در مراسمهای کومله و ارتباط با کومله و رابطه مستقیمش با کومله این را نشان میدهد”

من ازموضعگیری کومه له درسالهای بعداز جدایی کمونیسم کارگری درقبال مسائل کردستان عراق نوشتم که بنابه مصلحت! سکوت کردند واینکه : “حضور آن مردم در مراسمهای کومه له ” نشان دهندۀ ..” این حضوردرجشن هامتاسفانه علاقۀ اَن مردم به جشن رانشان میدهد. مردم کردستان عراق هنوزبه مرحلۀ تمایزهای طبقاتی وسیاسی تاحدموردنظرشمانرسیده اند . ضمن اینکه به کومه له هم علاقمندهستند .

مختار:

بهروز جان سلام

به نظر من این وظیفه احزاب و سازمانهای دیگر نیست كه در باره مسائل تشكیلاتی جریانات دیگر حرف بزنند. یعنی منظورم این است كه نباید بروند اطلاعیه رسمی بدهند. جنگ و دعوائی كه منجر به این واقعه شد به نظر می آید كه بر سر ناسیونالیسم كرد بوده است. جریانات دیگر در این جدال دخیل بودند اما نه با صدور اطلاعیه و یا آنچه را كه مد نظرت است. اعضای حزب كمونیست كارگری در این بحث همیشه دخالت داشته اند و به كسی هم باج نداده اند. و حزب كمونیست ایران هم در كل این موضوع را به رسمیت شناخته و برایش ارزش قائل بوده است. جریانات دیگر به نظر من می خواستند از این موضوع برای تشكیلات خودشان استفاده كنند. حكمتیستها و محفل آذرین رسما در مشكلات تشیكلاتی كومه له دنبال اهداف خود بودند. طرفداران نظرات كورش مدرسی فكر می كنند اگر كومه له تضعیف بشود، آنها كه اتفاقا سابقه كومه له را هم دارند، می توانند خود به نوعی كومه له بشوند. یعنی دست بالا و پائین پیدا كردن ناسیونالیسم و یا كمونیسم مسئله شان نبوده است. آذرین هم موذیانه جاسوسهای خودش را آنجا فرستاده است كه سؤاستفاده تشكیلاتی بكند.برای حككامسئله تضعیف ناسیونالیسم ازلحاظ سیاسی بوده است.

من از این سر نگاه می كنم كه یا بحث بر سر مسائل سیاسی مانند دفاع از كمونیسم بوده و یا مثلا گرایش بخشی به ناسیونالیم بوده است یا مسائل تشكیلاتی. به مسائل سیاسی باید سیاسی برخورد كرد. مسائل ناچیز تشكیلاتی را هم مشكل خودشان است كه نباید احزاب سیاسی جدی دخالت كنند.

مخلصت مختار

قادر:

بهروز عزیز

من با ایجاد محدویت برای ابراز نظر سیاسی موافق نیستم اما بعضی برچسب زدن ها از حیطه کار سیاسی خارج است. بنابراین این فردی که به نام مختار مطلب نوشته یا بسیار ابله تشریف دارد و یا برای تخریب همه ی جریانات سیاسی و مخصوصا حککا فعالیت می کند. جاسوس فرستادن در تشکیلات دیگران اتهامی است برابر با اتهام ناروایی که به منصور حکمت زده بودند مبنی بر اینکه ایشان لااقل دوره ای از حیات سیاسی اش را برای ساواک کار می کرده. حککا به درست در آن موقع بجای تکذیب این مطلب به نفس انتشار آن ادعا نامه اعتراض کرد. منظورم این است که برای تبدیل نشدن بخش نظر دهی سایت ات به اتاق فحش کاری ، لازم است که با این گونه
برخوردهای غیر مسئولانه برخورد محکم داشته باشی.

بااحترام.قادر

بهروز:

باتائیدموضع رفیق قادر، دریک بحث سیاسی وروشنگرانه نویسنده بایدبااستدلال ادعاهایش رابرای خوانندۀ مطلب اثبات کند .حالاممکن است بحث جاسوس بودن یاخیانت کردن جریانی باشد . اماشیوۀ برجسپ زدن واتکانکردن به روش سیاسی واثباتی وخواننده رامجاب نکردن ، نویسنده رادراثبات ادعاهایش ناتوان کرده وفضای غیرسیاسی بوجودخواهداَورد واین باهدف وروش مامغایرت دارد .

بااین حال درنظرات رفیق مختار نکاتی هست که مختصرا”به اَن میپردازم :

تصفیۀ فراکسیون صرفا”یک مسئلۀ تشکیلاتی نیست وخودحزب کمونیست ایران و فراکسیون فعالیت به نام کومه له هم این اختلاف و تصفیه راتشکیلاتی نمیدانند .فکرنکنم احزاب دیگرهم غیرازاین نظرداشته باشند.

روشن است که احزاب موردنظرما نسبت به این مسئله (تصفیه)بی تفاوت نیستند .ولی چراسکوت کردند . اطلاعیۀ رسمی نمیخواهد. اماچراسکوت کردند . به دودلیل روشن :

یک/ درکمین اند.روش دیپلماسی سکوت وانتظار که چه پیش خواهداَمد،اتخاذ کرده اند .

دو/ جرئت نکردندنظربدهند، چون این بارموضع گیری درمقابل فراکسیون فعالیت به نام کومه له وتصفیه اش ازجانب حزب کمونیست ایران به سادگی موضع گیری درمقابل جریان زحمتکشان نیست . این قضیه مقداری برای این احزاب پیچیده تراست !

سکوت کردندکه اگرفردا فراکسیون به راست زد ، بگویند مابین فراکسیون وجریان زحمتکشان فرقی قائل نبودیم وهردو ازیک قماش بودند واین رانوشته های اعضای حزب هم گفته اند .واگربه راست نزد وسر موضع کنونیش ( ودرواقع معضل احزاب ) ماند، اگرروزی مجبورشوندنظربدهندبگویندکه مابین فراکسیون فعالیت به نام کومه له وجریان زحمتکشان فرق قائلیم ونظرات اعضای حزب درموردفراکسیون موضع رسمی حزب نیست . به این سیاست وروش برخوردمیگوینداپورتونیسم درلفافۀ دیپلماسی سکوت وانتظار.

منصورحکمت درمقابل رزمندگان درسال 59 وبه راست زدن رهبری اَن درنامۀ سرگشاده ای روشن وصریح کادرهاواعضای رزمندگان رابه جدایی ازرزمندگان وملحق شدنشان به اتحادمبارزان کمونیست دعوت کرد.درسنت کمونیستی منصورحکمت چون اعتمادبه نفس وتحلیل درست وجودداشت ،برای ترس،دیپلماسی وسکوت جایی نبود .

منصورحکمت اگرزنده بوددرمقابل این تصفیه تحلیل ونظرصریح خودرامیداد . درمبارزۀ سیاسی او صراحت واعلام نظرروشن راه رابه دیپلماسی های اَنچنانی اطرافیانش هم بسته بود .

مختار :

قادر گرامی،

شما نگران هوش من نباشید. اگر دوست دارید من “ابله تشریف” داشته باشم تا شما خوشحال باشید، من با دل و جان آن را از شما قبول می كنم. اما اگر فرستادن افراد در حزب كمونیست ایران، در كمیته هماهنگی، در انجمن جمال چراغ ویسی و غیره آن شغل شریف نیست، پس چیست؟ من این سئوال را از شما می پرسم.

مختار

محسن:

سلام رفیق بهروز

من هم بانظررفیق قادرموافقم.علیرغم هراختلاف نظری که بارفقای اتحادسوسیالیستی دارم اماشخصا”برای رفقای اتحادوبخصوص رفیق ایرج آذرین احترام ویژه ای قائلم.مباحثات ونوشته های رفیق آذرین برای جنبش چپ ایران ارزشمنداست وکمک کننده.بنظرمن نبایداجازه دادکه فرهنگ حککا و همه طرفداران منصور حکمت که در جنبش چپ به غیرازفحاشی کارسیاسی نمیکنند٬دراینجاحضورپیداکندومابعنوان کمونیستهابایدازیک فرهنگ و اخلاق بالای سیاسی دفاع کنیم وخودحاملین چنین فرهنگی باشیم.مجال دادن به اینهامستقیما”به ضررخود ماست.ممکن است برای فرقه حککا ویاحکمتیست وپرووک کردن وفحاشی کارسازباشدتابشودچند روزی نفس کشیدودرتحمیق امثال مختارزندگی گذراند.اماقطعا”برای کمونیسم وجنبش کمونیستی ایران مایه دردسر است و فضارابه نفع ارتجاع میچرخاندومرزبین انقلاب وضدانقلاب رامخدوش میکند.اینهامیخواهندباجاسوس قلم دادکردن ایرج آذرین٬یک مارکسیست شناخته شده ومطرح جنبش چپ ایران٬فقط عمق رذالت وناسالمی سیاسی و فرقه گرایی خودرابه نمایش بگذارندوالا اگرحرفی برای گفتن دارندآیانمیشودمثل بچه آدم قلم بردارندمبانی سیاسی٬ پلاتفرم٬استراتژی٬کتاب ونوشته های مخالفین خود ازجمله اتحادسوسیالیستی رانقدکنند.نه اینکه باپرتاب فحاشی های تکراری منصور حکمت که:اها،فلانی حجاریانی است٬دو خردادی است ….مبارزۀ سیاسی نمیشود کرد.استدلال کنید.سیاسی برخوردکنیدبه نفع هم خودتان است هم پالایش وحرمت چپ رانگاه داشته اید.و یا لااقل به منصور حکمت دوران قدیم برگردیدکه واقعا استدلال میکردتااقناع کند.فحاشی کارش نبودکه این اواخر متاسفانه کارش شده بودفحاشی.لابدمیسرجدیدش این اخلاق رابه اوداده بودیاهرچی.ولی دیگرشماناسلامتی بعدا شکست اون سیاستهابایدسرعقل آمده باشیدکه کارش ومسیرش غلط بود.مارکسیستی نبود.پیغمبرکه نبوده که حرف خداراآورده واشتباه توش نبود واقعابرای کسی که خودش راکمونیست بنامدزشت است به چنین اخلاق مذهبی دچارشود.منصورحکمت متاثرازفضای سیاسی لیبرالیسم جدیدشدوحتی تاآنجا پیش رفت که میخواست نمایندۀ طبقه متوسط ورهبراون جنبش بشودودرمناظره اش باروزنامه نگاردوخردادی آقای جمشیدی حرف همدیگر راتاییدکردندودوخردادیه٬ جمشیدی٬برگشت به م.حکمت گفت آقای خاتمی هم همین حرفهای شمارامیزنندآقای حکمت.من نگفتم م. حکمت دو خردادی است بلکه گفتم چه حیف که مارکسیست مطرح جنبش مارا هم باخود بردنداین بیشرفها.

محسن:

مختاردوباره دست گل به آب داده کمیته هماهنگی درایران فعالیت میکندوچسپاندن اعضای آن به یک سازمان سیاسی خارج کشوری کارشایسته ای نیست اگرجاسوسی اسمش نگذاریم.انجمن جمال یک انجمن کارگری است شماهم میتوانید دخواست عضویت کنیدوالبته بایدمثل بچه آدم حرف زد.اتحادوحکابا هم رابطه خوبی داشتند ولی هیچکدام اعضابه درون دیگری مخفیانه نمیفرستند.دوسازمان سیاسی اگرنزدیک به هم باشندچه اشکالی داردکه رابطه شان بهتربشود.کاش همه سازمانهای چپ باهم نزدیک بودند که این همه تشتت بوجود نیاید.

محسن :

پیشنهادمیکنم رفیق بهروز کامنت مختارکه میگه “…. امااگرفرستادن افراددرحزب كمونیست ایران،در كمیته هماهنگی،درانجمن جمال چراغ ویسی وغیره آن شغل شریف نیست،پس چیست؟…” ومال من را که جواب به این است حذف بشود چون اینهاقافیه شان تنگ شودهرچیزی ازدهنشان بیاد میگن.
باتشکرازرفیق بهروز

مختار:

رفیق بهروز عزیز،

بگذار یكراست برویم سراغ بحث اصلی. من حوصله وقت تلف كردن با فحشهای “قادر” و “محسن” و اكس و وای، كه همه شان معلوم است یك نفر هستند را ندارم. از موش دوانی و تظلم خواهی چه در این وبلاگ و چه در دنیای غیرمجازی خوشم نمی آید.

بحث اخراج “فراكسیون به نام كومه له” برای حزب كمونیست ایران و فراكسیون مزبور یك بحث تشكیلاتی نیست. و بهیمن دلیل هم است كه آنها آن را تشكیلاتی نمی دانند. برای چپ بیرون از آنها یك مسئله تشكیلاتی است. بالاخره اكثریت یك حزبی نمی خواهد كسانی با گرایش قوی ناسیونالیستی را در خود تقویت كند. این مسئله از بیرون نقد شده است و قضیه اخراج كه ته این مسئله است، دیگر تشكیلاتی است.

بهروز عزیز، شما كه نظر من را می دانید. من از اولین كسانی بودم كه در همین وبلاگت نظرم را نوشتم و گفتم كه این كار سنجیده ای نبود و ناسیونالیسم كرد را تضیف نمی كند.

دیگران ـ اگر فكر می كنند كه این موضوع اهمیت دارد ـ باید دخالت كنند. شما باید این حق را برای همه قائل شوید كه اخراج تعدادی از اعضای قوم پرست كومه له از تشكیلات خودشان، كم اهمیت ترین مسئله برای جریانات سیاسی جدی است. آمریكا و ایران دارند روابط خود را نرمال می كنند. بحث بر سر دستمزد و حداقل آن در بین كارگران داغ است. بحث ریاست جمهوری اسلامی ایران؛ بحث اخراج مجاهدین از عراق و احتمال پس دادن آنها به ایران؛ بحث خلع سلاح اپوزیسیون كرد در كردستان عراق و بند و بستهای طالبانی با عبدالله گل و مقامات جمهوری اسلامی؛ حضور دیپلماتهای ایرانی در سوئد و كانادا؛ هشت مارس؛ اول ماه مه پیش روی و و و و و و. مسئله تشكیلاتی كومه له واقعا در كجای دنیای واقعی سیاست جا دارد؟! باید اولویتها را شناخت بهروز جان. همه ما در روز برای اطلاع یافتن از مسائل روز به سایتها سر می زنیم و خبر اخراج فراكسیون از حكا را هم دیدم. به نظر من جایگاه آن را ندارد كه برویم پشت كامپیوتر و ساعتها بحث و جد كنیم سر این موضوع. من فكر نمیكنم كه سكوتی كرده اند چرا كه توطئه ای در كار است و جرأت نكرده اند و یا در كمین باشند! شاید اگر منصور حكمت زنده بود طور دیگری برخورد می كند. نمی دانم. شاید هم نمی كرد. این شایدها را نمی شود زیاد كش داد؛ چون واقعا معلوم نیست. بهرحال این نظر شخصی من است.

مثل همیشه مخلصت مختار

بهروز:

رفیق مختارعزیز

قبل ازهرچیزاین راضروری میدانم بگویم که منظورم از موضع دیپلماسی وانتظاراحزاب چپ یک کلیت است وطبعا” بین این احزاب وتفاوت موضعگیری ونگرششان بایدفرق قائل شد. چنانچه حزب کمونیسم کارگری ایران رادورترازاین موضعگیری هامیبینم واین نکته دربحث من بایدمیاَمد.

رفقا “قادر” و “محسن” یک نفرنیستند . رفیق قادرمسئول وبلاگ قادراست و محسن هم ازرفقایی است که پای مطالب سایت شاهدخت نوشته هایش رامیتوان دید .

این بحث اولویت نداردومن نگفته ام بحث مهمی است ویابایددرصدرمطالب جایی گیرد . هدفم ازطرح اَن جداازغیراصولی بودن حرکت حزب ( که خودتوهم اَنرامحکوم کردید ) نشان دادن برخوردهاوعدم برخوردهای چپ به مسائل است . بحث توطئه هم درکارنبوده است . منظورم ازاشاره به منصورحکمت روش واتخاذسیاست های روشنگرانه وغیردیپلماتیک اواست .درضمن مسائل جانبی بحث به نظرم روشنگرانه ومفیداست .

محسن :

مختارمثل اینکه کاملاعصبی شده است ونظرمارافحش بحساب آورده واگرکسانی باشندمثل هم فکرکننداوآنهارایکی میداند.من دوباره میگویم که بحث راجع به مسئلۀ دیگری است ایشان میتوانندبروندسرمسائل موردعلاقه شان که جدیدهستندحرفشان رابزنندکسی جلوش رانگرفته.

قادر:

آقای مختار

اگر حوصله بحث سیاسی ندارید از همان اول وارد معقولات نشوید بهتر است. فحش قلمداد کردن نظر من و سیاسی جلوه دادن خودت هم در محدوده و از عوارض بی حوصله گی شماست. کار سیاسی کالیبر می خواهد و شما فاقد آن هستید. شما در همین کامنت “جاسوسی” نشان دادید که هیچ از ماتریالهای واقعی تعیین کننده در جهت گیری احزاب مطلع نیستید. اکثریت کادرها و رهبری کومله به انضمام منصور حکمت نتوانستند در پایه اجتماعی کومله تغییری ایجاد کنند و هنگام رفتنشان همین پایه اجتماعی تقریبا دست نخورده با کومله باقی ماند و برعکس حککا تحت رهبری داهیانه حکمت به جمعی چند ده نفره و اکثرا “بی حوصله” و فحاش که فحشهایشان هم آبدیت نمی شود ( نگاه کنید به واژه قوم پرست و یا هنرمند پلاستیکی) تقلیل یافت، در خارج کشور شمااین تجربه تاریخی را پیش چشم دارید و باز ازارسال جاسوس توسط اتحاد سوسیالیستی به درون کومله برای تاثیر گذاری سیاسی و مصادره آن صحبت میکنید. شما کماکان فکر می کنید که دنیای سیاست دنیای شخصیتهاست. ایرج آذرین به چند عضو گمنام خود شخصیت تزیق می کند و آنها در کومله تریبون می گیرند و کومله را مصادر می کنند. اگر این فانتزی جواب میگرفت تا حالا باید شخصیت های تزریقی یی همچون سیاوش دانشور و آذر ماجدی ـ که حاصل عمر حکمت بودندـ حزب شما بلکه همه جهان را تصاحب کرده باشند ولی دیدیم که با آن بی حرمتی پس زده شدند. از نرمال شدن روابط ایران و آمریکا گفتید. این یکی تغییر تار و پود احزاب سه گانه ی حکمتیست را باید در هم بریزد که این خود موضوع بحث جداگانه دیگری خواهد بود اما همین تغییر در دنیای دیپلماسی است که آن دسته از گرایشاتی در جنبش ملی کردستان را که پیشبرد امر خود را به عمو بوش و “رابطه با دولتها”گره زده بودند متزلزل و تضعیف کرده و خواهد کرد و توازن قوا در کومله را می تواند به سود گرایش سوسیالیستی که مبنای کارش را جنگ طبقات گذاشته بیش از پیش تقویت کند.

بااحترام / قادر

مختار:

بهروز جان سلامی دوباره

بهروز جان این كامنت متأسفانه درازتر از آنچه كه در نظر داشتم می شود. بهرحال باید به بزرگواری خودت ببخشی. به بحث كمك می كند. باور كن.

اولا این را بگویم كه منظورم از توطئه را مثل اینكه خوب بیان نكرده بودم. در یكی از كامنتهای بالا گفته بودی كه چپ به دو دلیل موضع نمی گیرد. یكی جرأت ندارد و دیگری در كمین است. من این دو را به اصطلاح خودم (حال شاید اشتباه می كنم) “توطئه” خوانده ام. می گویم كه چپ ترسی ندارد كه در باره رفتن تعدادی ناسیونالیست قوم پرست از كومه له، حال رفتنش به هر شكلی باشد، موضعگیری كند. چه بدهكاری ای به كومه له دارد؟! هر جریانی خودش را طور مخصوصی تعریف می كند و چپ خود را چپ مجزا و متمایزی تعریف می كند. منصور حكمت در جریان انشعاب مهتدی ـ ایلخانی دخالت كرد دلیلش این بود كه ناسیونالیسم را در آن جریان تضعیف كند و به این هدف خود هم رسید. هر جریانی كه اكنون دخالت كند، دست دوم است و بحث تازه ای را نمی تواند ارائه بدهد. “فراكسیون بنام كومه له” كپی دست چندم آن جماعت است. و در مورد “كمین كرده اند” هم بگذار نظرم را در باره كومه له كلا بگویم و شاید بشود در باره كمین كردن نكاتی را از این مبحث بیرون كشید.

كومه له جریانی است كه در دل یك جنبش اعتراضی در یك جغرافیای مخصوصی فعالیت می كند. گذشته ای دارد و مخالفین و موافقین آن در این جغرافیا مشخص، آن را بعنوان نقطه مقابل حزب دمكرات و ناسیونالیسم كرد تعریف می كنند. (من توده مردم را مورد نظر دارم. در باره روشنفكران و كسانی كه فرموله تر هستند حرف نمی زنم.) در این مسیر هر كارگر كردی، هر زحمتكش كردی كه بخواهد به مبارزه بپیوندد، در قدم اول با كومه له روبرو می شود. (درست از این سر كه در كردستان است چنین موقعیتی را دارد. و این موضوعی شده كه هر ناسیونالیسی كه بخواهد كومه له را از درون زیر فشار بگیرد می گوید كه در غیر از كردستان حضور نداری و بیا و دست از اسم حزب كمونیست بردار و در واقع می گویند كه دست از كمونیسم بازی بردار.) این نكته سرنوشت كومه له را برای هر كمونیستی، كه ریگی در كفش نداشته باشد، مهم می كند. كومه له مانند تمام نیروهائی كه سنتی هستند، (سنتی نه به معنای منفی آن، بلكه به معنای اینكه سنتی جا افتاده دارد) خود بخود پایگاه توده ای می تواند داشته باشد؛ بخاطر نكته بالائی كه گفتم. حزب دمكرات از آن نیروهائی است كه سنت دارد. حزب توده همینطور. مجاهد همینطور. هر كسی كه كردایتی مسئله اش باشد، خود بخود سرش به طرف حزب دمكرات خواهد چرخید. حزب توده یك تاریخی پشت سر خود دارد بعنوان نیروئی كه نماینده چپ بود، در دوره ای كه حزب توده تنها جریان چپ در جامعه بود. مجاهد هم تنها نیروی مسلمان مخالف جمهوری اسلامی در آن كشور بود و در نتیجه پایش در یك سنت است. همه اینها با همدیگر فرقهای اساسی هم دارند كه من آنها را فرض می گیرم و وارد توضیحاتش نمی شوم. كومه له یك چنین سنتی دارد. زحمتكش كرد خود را سنتا به كومه له متعلق می داند. این همانند یك كارد دو لبه است.

اما این كارد دو لبه چیست؟ گفتم كه زحمتكش كرد خود را در قدم اول متعلق به كومه له میداند. بعدا كه وارد كومه له شد تازه با دنیای دیگری از سیاست چه بخواهد و چه نخواهد روبرو خواهد شد. در كردستان همانقدر كه مبارزه برای آزادی واقعی و سوسیالیسم در جریان است، احزاب و جریانات ناسیونالیست هم فعالند. جنبش ناسیونالیستی می تواند بخش بزرگی از پایگاه توده ای كومه له را ببلعد؛ بخصوص اگر كومه له و رهبری آن خود در رد و نقد ناسیونالیسم پیگیر نباشد كه متأسفانه در آخرین جنگش با بخشی از رهبری ناسیونالیست این جریان شاهد بودیم كه نیست. هیچ فكر كرده اید كه چرا این همه از اعضای قدیمی كومه له كه اكنون در خارج كشور هستند، دو آتشه ناسیونالیست و قوم پرست شده اند؟ این آن لبه دیگر شمشیر است كه مرتب از كومه له بیرون می زند. اینجا دوست دارم یك نكته دیگر را نیز اضافه كنم. پایگاه و بدنه كومه له، همانند هر جریان دیگری بخصوص در دنیائی كه مرتب از طرف بورژوازی زیر فشار است، می تواند راه عوض كند. این همانند سلولهای بدن انسان كه هر روزه تغییری می كنند طبیعی است. و این تغییر بسیاری اوقات به نفع ناسیونالیسم كرد اتفاق می افتد. (من متأسفانه باید خیلی موجز و خلاصه بنویسم و بسیاری از اینها را فرض بگیرم كه خواننده متوجه بحث من شده است. بهرحال مرا ببخش بهروز جان)

راستش نمی دانم كه درمانی برای این مرض وجود دارد یا نه. شاید نباشد؛ چرا كه این یك جنبش توده ای است كه كومه له یك بازیگر اصلی آن است. اما آنچه كه كومه له را ضربه پذیر می كند، این است كه نمی تواند سنت ناسیونالیستی را در مبارزه كنار بگذارد. یك نمونه خیلی كوچك آن این است كه هر كسی كه عضو تشكیلات علنی كومه له می شود، باید تعهد بدهد كه حداقل ۵ سال در منطقه (كردستان عراق) بماند و بعدا می تواند درخواست رفتن به خارج را بكند!؟ دیگر اینكه بخشی از رهبری كومه له خودش را با ناسیونالیسم كرد همسرنوشت می داند. شما كمونیست ترین رهبران این جریان را می توانید امروز كمونیست ببینید ولی فردا در یك جزر و مد سیاسی دو آتشه در كنار جلال طالبانی است.

نكته دیگری كه كومه له را اینقدر ضربه پذیر می كند و آنهم باز بر می گردد به در دل یك جنبش اعتراضی بودن است، این است كه همانند یك جبهه است. شما نگاه كنید در عرض یك سال گذشته هر جنبشی خواسته برای خودش از او نمدی بسازد. محفل آذرین برای خودش می كشد. ناسیونالیستها برای خود می كشند. طرفداران “لغو كار مزدی” برای خودشان می كشند. حكمتیستها فكر می كنند سهمی آنجا دارند و غیره.

بهروز جان بحثم خیلی بدرازا كشید و امیدوارم كه بحث “كمین كردن” را توانسته باشم كه ضمنی به آن اشاره كردم، توضیح داده باشم. ببخش كه بدرازا كشید.

مخلص همیشگیت مختار

بهروز:

رفیق مختارباسلام

بحثی که درمورد(خود) کومه له کلا” کرده اید، ضمن اینکه به نکتۀ مردنظرمن چندان نمیخورد ( واین اشکال ازتداخل وپیچدگی این مسئله است نه ازاشتباه تو)وبه اَن اشاره خواهم کرد، اما خوب گوشه وزوایای اَنرانشان داده اید واین نوشتۀ کوتاهت را به صدهانظرونوشته دراین موردترجیح میدهم .

من حزب کمونیسم کارگری ایران راازطیف چپی که به مسئلۀ تصفیۀ فراکسیون بی توجه نیستندولی سکوت کرده اند،جداکردم.این طیف این مسئله هم مشغله وهم مسئله شان است .به سیاق وروش خودشان قضیه رادنبال میکنند وادعای کمونیسم وضدناسیونالیسم بودن دارند،درعمل اماباموضعگیری وعدم موضعگیرشان،ناسیونالیسم راتقویت میکنند.اَنهادرمورداین قضیه برعکس اَنچه شماگفته ایدکه:” می گویم كه چپ ترسی ندارد كه در باره رفتن تعدادی ناسیونالیست قوم پرست از كومه له، حال رفتنش به هر شكلی باشد، موضعگیری كند. چه بدهكاری ای به كومه له دارد؟! “،دیپلماسی سروپاشکسته ای راکه ازکومه له قدیم یادگرفته وبه ارث برده انددنبال میکنند.

اشکال نظرشمادرموردفراکسیون که نوشته ای:” تعدادی ناسیونالیست قوم پرست وفراكسیون بنام كومه له” كپی دست چندم آن جماعت است.”ودرجای دیگراَورده ای :” این كار سنجیده ای نبود و ناسیونالیسم كرد را تضیف نمی كند.”و” این به نفع چپ در كردستان و در دنیای امروزی نیست.“یک تناقض است . دروهلۀاول تبیین وارزیابیت درست است ولی نتیجه ای که ازفراکسیون میگیریدواَنهارا ناسیونالیسم مینامید (بدون ارائه دلیل ومثل دیگران )نادرست است . همۀ حرف من این است که این فراکسیون درکنارحزب بوده ، نظراتش راارائه داده ، درکنارطرح نظراتش خواهان برداشتن نام حزب شده ( دلیلش عدم سراسری بودن حزب است ) برمبنای چه فاکتور،نظر وعملی اَنهاراناسیونالیست میدانند . لطفا”باارائه دلیل نشان دهند. بحث روشن است .

منتشرشده در:  on مارس 25, 2009 at 11:16 ب.ظ نوشتن دیدگاه

Leave a Comment