+مضامینی که با تیترهانمیخواند
+مدعیان تز”نئو توده ایسم”بودن”اتحادسوسیالیستی کارگری”میتواننددرثبات این ادعااستدلالی بیاورند؟
+” نئو توده ایسمی” وجود ندارد .
+رهبری حکمتیست و به کارگیری روش استالینیستی
+اما اگرحزب حکمتیست به ” نئوتوده ایسم ” متهم شود ….
+منظور از کلمۀ ” شما ” فقط رهبری حزب حکمتیست است .
+میشود برای اثبات صف طولانی اتهاماتی که زده شده یک نقل قول بیاورید ؟
+وجهۀ سیاسی بامتهم کردن بانییان اصلی مارکسیسم در ایران به ” شاه ” و “ نئوتوده ای ” بدست نمیاَید .
+++
مضامینی که باتیترهانمیخواند
( نظری بر نوشتۀ اخیر رفیق امیر پیام )
رفیق امیر پیام درنوشته ای بنام : ” برای یادآوری مجدد: خطوط مشترک سیاست جمع واقعی ایرج اَذرین ورضا مقدم با وزارت اطلاعات ” ، مجددا”رفقا ایرج اَذرین ورضا مقدم را به نئو توده ایستی واکثریتی و به نقش وزارت اطلاعاتی داشتن متهم میکند ومینویسد :
“ از مقطعی که شما خط قرمزهای جنبش سوسیالیستی و انقلابی را زیر پا گذاشتید، پاسخ ما در مقابل به اصطلاح نقد های شما همان پاسخ آشنا به توده ای ها و اکثریتی ها در سی سال گذشته است “
خط قرمز این بوده که رفقای اتحاد سوسیالیستی کارگری در مقابل یک حرکت دانشجویی نقد و نظری داشته اند که این مسئله از نظر رفیق امیر و کسان دیگر باعث ضربه زدن به جنبش دانشجویان شده است .
ادعای همکاری اتحاد سوسیالیستی کارگری بارژیم اَنهم درشرایطی که حتی راست ترین جریانات حاضربه این همکاری نیستند ، برچسپ جانیفتاده و غلطی است . اما اگر منظور این است که این نوع تحلیل وموضعگیری به رژیم واطلاعاتش ازتشکیلاتها کمک می کندو این سیاست نادرستی است ، قضیه فرق میکند.
نئوتوده ایستی واکثریت خواندن اَنها بدون هیچ دلیل سیاسی و تئوریک و صرفا” به خاطر شباهتی درشکل مسئله ای و اَنهم نه عمدی واز سر همکاری وپیش برد سیاستی بلکه به دلیل اشتباه سیاسی که صورت گرفته، کمی غیرمنصفانه و غیر منطقی به نظر میاَید . منتسب کردن حرکت سیاسی یک تشکل به وزارت اطلاعات رژیم ویا جریانی رابه سیاستی شناخته شده ( چون حزب توده و اکثریت ) شبیه دانستن ، بدون ارائه دلایل و درنظر داشتن سیاست ها و تئوری های حاکم بر اَن جریان شیوۀ غلطی است .
تصویری که از اتحاد سوسیالیستی کارگری و این رفقا در رابطه با ان اتفاق ارائه میشود بینهایت غیر واقعی است.
همین جا بگویم که بعد از جدایی رضا مقدم و ایرج اَذرین وخود رفیق امیر از حزب کمونیست کارگری ، از طرف حزب این رفقا به طرفداران خاتمی و جنبش اصلاح طلبی متهم شدند . که هنوز هم این برچسپ به خصوص به ایرج اَذرین ورضا مقدم ادامه دارد. وجالب این است کسانی دوم خردادی و طرفدار جنبش اصلاح طلبی نامیده میشوند، که تا به حال درجنبش چپ نه کسی و نه جریانی مثل خود اَنها این جریان را تحلیل و نقد نکرده است ! نوشته های ایرج اَذرین درمورد جنبش اصلاح طلبی لیبرال هاو سرنگونی خواهی چپ درایران براستی با ارزش است واَنهایی که او را دو خردادی مینامند. یا این نوشته ها را نخوانده اند یا معکوس فهمیده اند . و یا این موضع را میگیرند تا به نفع خط سیاسیشان تمام شود .
حزب توده وسازمان اکثریت ، وابستگی سیاسی شان به روسیه و سوسیالیسم رفرمیستی شان به کنار ، اَنها جمهوری اسلامی را انقلابی و انقلابیون واقعی را ضد انقلابی دانسته وعلنا” اعضا وهواداران خود را به همکاری بارژیم دعوت ودر شناسایی ، دستگیری و حتی در اجرای اعدام کمونیست ها باحکومت دست داشتند و به اَن افتخار میکردند . اتلاق توده ای و اکثریتی های جدید به اتحاد سوسیالیستی کارگری وافرادش با شناختی که از سابقۀ مبارزاتی اَنها داریم اصلا”جور در نمیاید و تهمت زدن است . همردیف وزرات اطلاعات نامیدن اَنهاهم همینطور.
توده ای و هم ردیف وزارت اطلاعات خواندن این رفقا بدون دلیل نه تنها نادرست است، بلکه نباید از یاد برد که این دو نفر بعد ازقیام ازفعالین موثر جنبش کارگری و سوسیالیستی در ایران بوده اند وشخصیت های گمنامی نیستند. ایرج اَذرین کسی است که در جنبش کمونیستی ما نوشته ها و نقطه نظراتش نقش داشته و یکی از تئوریسین های مارکسیسم ونقاد جنبش های اجتماعی ، سیاسی و فکری درایران ِ دو ، سه دهۀ اخیر بوده است . و رفیق رضا مقدم از رفقای موثر وفعال در مسائل و جنبش های کارگری . این ها رفقای با ارزشی بوده وهستند .
با افرادی که عمری را افشاگر حزب توده و اکثریت بوده ودرشناخت روسیه و احزاب وابسته به اَن نقش داشته اند ( نمونه اش نوشته های ایرج اَذرین درمورد مسئلۀ شوروی در بولتن های حزب کمونیست ایران ) و برعلیه رژیم و سیاست هایش سالهاست مبارزه میکنند ، اینگونه برخورد کردن کار نادرستی است . وقبل ازهرچیزخود ما وجنبشی که به اَن تعلق داریم را تضعیف میکند .
در دنیای سیاست هم اشتباه پیش میاید . اگراین اشتباه فقط اشتباه باشد وازخط فکری مشخصی گرفته نشده باشد قابل اصلاح است .
اماحرف من این جا در مورد انگ زدن وبا یک نوک قلم کسی و جریانی را به تفکر ، گرایش و دستگاهی وابسته دانستن است ، اَنهم بدون ارائۀ دلیل ومدرکی . واین کسی را قانع نمیکند . مضمون نوشته و ادعاهای مطرح شده در بعضی مطالب با تیترهای اَنها همخوانی ندارد . وقتی گاهی مطلبی رامیخوانی ودنبال دلایل واستدلالی هستی تاادعای نویسنده راثابت کند، نتیجه ای نخواهی گرفت .
رفیق امیر پیام در سالهای گذشته بحث مفصل ومفیدی با رفیق محسن ابراهیمی برسر اتحادیه و سندیکا ( اگر اشتباه نکرده باشم ) داشت ، که دراَن بحث برای اثبات نظراتش دلایل محکم ، جا افتاده و قابل قبولی داشت . بحثی که یکی از مبارزات ایدئولوژیک ونظری مفید وارزنده را به جنبش کمونیستی ایران ارائه داد . این جنبش هنوز به این نوع استدلال ها و دلایل محکم در مباحثاتش نیازمند است .
بهروز شادیمقدم / 8. 9 .08 20
ستون بحث و نظر ( 7 )
مدعیان تز ” نئو توده ایسم ” بودن ” اتحادسوسیالیستی کارگری “
میتوانند در اثبات این ادعا استدلالی بیاورند ؟
سال گذشته در ارتباط با نوشته ای از رفیق امیر پیام مطلبی تحت عنوان ” مضامینی که با تیترها نمیخواند ” نوشتم که در اَرشیو سایت اَزادی بیان موجود است و دراَن نوشته سئوالی طرح شده بود که از طرف مدعیان تز “نئو توده ایسم “ بودن ” اتحادسوسیالیستی کارگری ” جوابی نگرفت .
عده ای هنوز بر این ادعا هستند . ( نوشتۀ ژيلا ناصرى تحت نام : ” جوابى به نوشته “توضيح واضيحات” گروه نئوتودهايھاى نوظھور ” اَخرین اَن است . ) و ” اتحادسوسیالیستی کارگری ” را بدون هیچ استدلالی در این مورد هنوز “نئوتوده ایسم ” مینامند . فقط حجم مطالب حزب حکمتیست در این باره یک صفحۀ بلند بالاست تحت عنوان : (مطالبی در رابطه با ” تولد نئوتوده ایسم در سیاست ایران ” ) که در سایت ایران تلگراف درج شده است .
در اَشفته بازار چپ ایران برای از میدان به در بردن حریف با زدن برچسپ و نشاندن تیتری که هیچ استدلال و اثباتی پشتش نیست ، نوشته پشت نوشته است که میاید و کسی نیست سئوال کند که دلیل و مدرکتان چیست . این روش پسندیده ای نیست . احزاب و افرادی که امروز بدون هیچ مانعی طرف مقابل را بدون فاکت و توضیحی با هر برچسپی که دلشان خواست متهم میکنند ، اگر مورد سئوال قرار نگیرند همین روش را و از اَن بدتر با دیگران خواهند کرد . چنانچه کرده اند .
میشود با هر جریانی مخالف بود و درمقابل سیاست هایش موضع گرفت ، اما با منطق و روش سیاسی و با روشن نمودن راستی ها از کج روی ها .
من با اتحادسوسیالیستی کارگری هیچ وابستگی ندارم . اما از حزب حکمتیست و این خیل نویسندگان که این جریان را به ” نئو توده ایسم ” متهم میکنند یک سئوال دارم . کسی پیدا میشود برای این ادعایش دلیلی بیاورد ؟
بهروز شادیمقدم 18. 1. 2009
” نئو توده ایسمی ” وجود ندارد .
نوشتۀ اسعد حاجى حسنى رفیق قدیمی و عزیز به نام ” دلیلی برای “نو تودهای” ها ” سبب شد که باز نظری به این ادعا بیندازیم و حزب توده و اتحاد سوسیالیستی کارگری را که با هم مقایسه شده اند کمی بهتر بشناسیم .
رفیق اسعد در نوشته اش با متانت نظر خودش را داده و درست هم گفته که ” جای تاسف است که باید اضافه کنم که تمام آن مراودات چه مکتوب و چه شفاهی به صورت بسیار زنندهای به اعتبار کمونیسم و کمونیست ها لطمه میزنند . “
حزب توده
” اما سیاست های خائنانه و فرصت طلبانۀ این حزب که تاحدجنایت کارانه اش هم پیش رفت ، از سالهای تاسیس تا زمان تار و مارش از طرف جمهوری اسلامی بزرگترین ضربه را به نام و اَرمان کمونیسم در ایران نزد توده های مردم زد . دفاع علنی و تئوریزه کردن سیاست چپاول نفت ایران در شمال کشور به نفع شوروی از طرف حزب توده در زمانی که مردم برای ملی کردن نفت به پا خواسته بودند . مخالفت و تبلیغات سنگین برعلیه مصدق هنگامی که مصدق به اتکای مردم مبارزات ملی را پیش میبرد و در این راستا تضعیف این مبارزات ، عدم مبارزۀ جدی درمقابل کودتای 28 مرداد 133با اینکه حزب توده ازوقوع کودتاخبرداشت . فرار رهبران حزب و به جایی گذاشتن اعضا و هواداران بدون هیچ رهنمودی که دشمن به قلع و قمشان پرداخت . پشتیبانی از رژیم شاه و اصطلاحات ارضی اَن نه از زاویه تحلیلی و بررسی سیر تکامل جامعه ، بلکه از نظر سیاسی . تا اَنجا که شعار مرگ بر شاه را به شعار مرگ بر دیکتاتوری تبدیل کردند ، دفاع بی چون وچرا از حکومت اسلامی تا حد دریوزگی و کمونیست های ایران را ضد انقلابی نامیدن ، همکاری با سپاه پاسداران و اطلاعات رژیم برای سرکوب انقلاب و کمونیست های جامعه . این ها کارنامۀ این حزب را در ایران تشکیل میدهد . “
از:حزب وکسب قدرت سیاسی(نگاهی به جنبش کمونیستی واحزاب چپ ایران)بخش اول
حزب توده براساس تحلیلی که ازجریان روحانیت به رهبری خمینی درحاکمیت داشت و اَنها را نیرویی ضدامپریالیستی ، انقلابی و مترقی در جامعۀ ایران و در راستای “گذار مسالمت اَمیز ” و پیش روی بسوی ” راه رشد غیر سرمایه داری ” میشناخت تاحکومت سوسیالیستی و وابسته به شوروی شان را برپا کنند . دراین راه سرسپردۀ رژیم شد و درمقابل حکومت سیاه اسلامی حاضر به همکاری سیاسی و اطلاعاتی گردید .
بنابه ادعای کیانوری ” بین سوسیالیسم حزب توده با اسلام سیاسی فرقی وجود نداشت ” که مانع همکاری ودفاع اَنان از رژیم شود . حزب توده بنا به تفکر و مشی سیاسی خاصی که داشت به دفاع و همکاری با جمهوری اسلامی و اتخاذ سیاست های ضدانقلابی کشیده شد .
درتاریخ احزاب بنام کمونیستی تابه حال شاید هیچ جریانی در جهان مثل حزب توده با سیاست های به غایت انجرافی ، وابسته ، وارونه ، توطئه گرانه و خائنانه اش اینگونه تیشه به ریشۀ خود نزده و بدنامی ببار نیاورده است.
اتحاد سوسیالیستی کارگری
رفقاایرج اَذرین و رضامقدم شخصیت های سیاسی شناخته شده و از اولین مبلغین و مروجین کمونیسم واقعی درجنبش کمونیستی ایران بوده اند .
اَنهاازرهبران موثر اتحاد مبارزان کمونیست ، حزب کمونیست ایران ، کانون کمونیسم کارگری ، حزب کمونیسم کارگری ایران بوده که به دلیل اختلاف نظر از حزب کمونیسم کارگری ایران جدا شده و بعد اتحاد سوسیالیستی کارگری را بنیانگذاری کردند . کارنامۀ سیاسی و مبارزاتی این رفقا تا کنون ( خارج از اختلاف نظرهای سیاسی وتشکیلاتی که هرکس ممکن است با اَنها داشته باشد . ) روشن و کماکان درراستای سوسیالیسم و اهداف اَن است .
سئوال و مسئله این است مدعیان نئوتودهایسم بودن اتحاد سوسیالیستی کارگری میتوانند با اتکا به سیاستها ، مواضع ، عملکردهای این جریان که در بایگانی سایت هایشان موجود است ، کوچکترین شباهت و همانندی بین اتحاد سوسیالیستی کارگری و حزب توده به ما نشان دهند ؟
رفیق کورش مدرسی سخنرانی با عنوان ” تولد نئوتودهایسم در سیاست ایران کمونیست ها در دادگاه لیبرالیسم چپ ( بخش اول( داشته و دراین سخنرانی یک دلیل قانع کتتده برای اثبات نظرش نخواهی دید .
نمیشود راحت هرنظری را به نام مارکسیسم به خورد این جنبش داد و وقتی هم استدلالی خواسته شد ساکت بود . پرتاب کردن القاب و برچسپ زدن به مخالف کاری ساده و شاید عده ای را خوش اَید ، اما مجاب کردن و استدلال اَوردن مسئلۀ دیگری است .
جریانات و افرادی بی هیچ احساس مسئولیت ، بدون استدلال و تکرار طوطی وار از یکدیگر کودکانه سعی میکنند و میخواهند مخالف خود را از میدان خارج نمایند . ( اَیا خواست از میدان بدر بردن جریانی و با این روش ِنپسندیده همانند سیاست رژیم دربخورد وتبلیغاتش نسبت به نیروهای انقلابی وکمونیستی نیست؟ وازطرف دیگر اَنها را همکار رژیم دانستن منصفانه است ؟ واقع بینانه قضاوت کنیم . )
جالب تر اینکه هیچ کس از مدعیان حاضر نیست به اسم سازمانی از این جریان نام ببرد (تنها موردی که من دیده ام و با بردن اسم با “اتحادسوسیالیستی کارگری” مخالفت کرده همین نوشتۀ رفیق اسعد حاجى حسنى است .)
این شیوۀ نام نبردن و به رسمیت نشناختن و با اَوردن عناوین زورکی و توهین اَمیز و به سبک غیر سیاسی ، ریشه از فرهنگی گرفته که احزاب و افراد دانسته و عموما” ندانسته متوجه نیستند که به این وسیله به فرهنگ منحطی که در جامعۀ ایران وجود دارد ، متوسل شده و اَن را بکار میبرند .
هرچه توده ایسم واقعیتی عینی درعرصۀ مبارزۀ سیاسی ایران بود ، برعکس نئوتوده ایسم ذهنیتی است که در عالم واقع وجود ندارد .
بهروز شادیمقدم 27. 1. 2009
رهبری حکمتیست
و به کارگیری روش استالینیستی
هنوز پشت رهبری حکمتیست اززیرفشار اتهامش به اتحاد سوسیالیستی کارگری راست نشده اتهام سخت تری را حوالۀ حزب کمونیست ایران و کومه له کرد .
رهبری حکمتیست ها ناکام ازسیاست هایش به بدسیاستی متوسل شده اند و دست بردار هم نیستند .
این بار حزب کمونیست ایران و کومه له که بدور از هیاهو و جنجال سیاست خود را پیش میبرند ، با رهنودهای داهیانۀ دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری – حکمتیست روبرو شده اند .
شکست سیاست های این حزب در قبال رژیم و غلطی مشی و تاکتیک های اتخاذ شده اش ، انحلال عملی گارد اَزادی که قرار بود مبشر رهایی و اَزادی جامعه باشد ، خود محور بینی ، عظمت طلبی ، تحلیل های غیرواقعی و برخلاف تصورات و تحلیل هایش نزدیکی های فکری و سیاسی این دوجریان ( اتحاد سوسیالیستی کارگری و حزب کمونیست ایران) باهم رهبری حکمتیست رابدجوری به تلاطم انداخته است .
رهبری حکمتیست ها بدون توجه به برنامه و سیاست های اعلام شده ای که در پشت سر دارند با اتخاذ روش های جدید در چپ ایران ، شبکه ها و سازمان های پلیسی و ضد جاسوسی دستگاه استالینی و غیره به ذهن متبادر میکند .
این شیوۀ اتهام زنی و تفتیش عقاید به ضرر خود این حزب هم تمام شده و تمام خواهد شد . بدنۀ این حزب این روش های غیرسیاسی که فقط جنبش اَزادیخواهی و سوسیالیستی را تضعیف میکند نباید قبول کند .
رهبری حکمتیست هنوز به قدرت نرسیده از متد ، روش تجربه شدۀ سیستم کا گی ب و احزاب و دولت های وابسته به شوروی دورۀ استالین در برخورد با مخالفینش استفاده میکند .
اگراستالین با مخالفینش و برای از میدان بدر بردن اَنها به شیوۀ اتهام زنی غیر واقعی و نشان دادن تصویری ضدانقلابی و “موجوداتی فاسد ” از مخالف خود در دولت و حزب عمل میکرد ، استدلالش نجات و پیشرفت شوروی بود .اما حکمتیست ها در چنین شرایطی نیستند و هنوز هیچ نشده تحمل مخالف خود را در این شرایط هم ندارد .
ببینید چگونه موضع اصولی و ضد امریکایی حزب کمونیست ایران و کومه له را به مسخره گرفته و باتوهین به انسان های مبارز و با بکارگیری صفت های ” موجود فاسدی و غیر شرافتمند ” مثلا” میخواهد مبارزۀ طبقاتی را پیش ببرد و صفوف طبقۀ کارگر و احزاب سوسیالیستی دراین جنبش را درمقابل ارتجاع و ناسیونالیسم تقویت کند :
” امروز هم به موازات پیشروی جنبش و استبداد اسلامی در مقابل مردم، ضدآمریکایی گری نوع جنبش اسلامی در کومه له گل می کند و موجود فاسدی مانند جریان آذرین- مقدم که دو انسان شرافتمند همراه خود ندارد در کومه له شق نئوتوده ای ایجاد می کند و تخم پلیس و جاسوس و فساد می کارد و از این طریق صاحب سرمایه انسانی میشود . “
” ما در این رابطه قبل از هر چيز به عنوان يڪ نيروي مسئول در اپوزسيون جمهوري اسلامي٬ پيوستن ڪومه له به جريان نئوتوده اي را به زيان ڪل اپوزیسيون و مردم ايران ارزیابی میکنيم و خود را در قبال آنها مسئول ميدانيم. ما علیرغم هر اختلاف سیاسی با ڪومه له٬ پيوستن آنرا به جبهه ارتجاع و رسوخ عنصر پلیس و جاسوس در آن را به حال ڪل اپوزیسيون جمهوري اسلامي سم ميدانيم . “
نقل از اطلاعیۀ : سیاست و روش نئوتوده ایستی را در کومەله طرد کنید ٬ فراخوان دفتر سیاسی حزب حکمتیست به صفوف کومەله – دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری – حکمتیست ٩ بهمن ١٣٨٧ – ٢٩ ژانويه ٢٠٠٩
این جریان از فرط فشار برخود و ناکامی در سیاست هایش جبهه ارتجاع و انقلاب را هم قاطی کرده و ضدآمریکایی بودن کومه له را نوع جنبش اسلامی و اتحاد سوسیالیستی کارگری را که بخشی از جنبش کمونیستی است جبهه ارتجاع مینامد .
بهروز شادیمقدم 4. 2. 2009
اما اگرحزب حکمتیست به ” نئوتوده ایسم ” متهم شود ….
نوشتۀ اخیر رفیق سوران و سئوالاتش برای من این مسئله را پیش اَورد که به سهم خود مختصرا” نظرم را باردیگربنویسم .
توده ایسم یک مقولۀ ایدئولوژی ، سیاسی باعملکردمشخص (همکاری باحکومت جمهوری اسلامی) است . برخورد به جنبش کارگری و دانشجویی بحث دیگر .
” توده ای ” نامیدن ِ یک جریان کمونیستی بالاتراز موضگیریش درقبال جنبش و اعتراضات جاری است . مگر اینکه این موضع گیری ها را خطی و بینشی بدانیم و در مورد اتحاد سوسیالیستی کارگری چنین اتفاقی نیفتاده و مدعیان نئو توده ایسمی بودن اَنها به اتکای مواضع و سیاست های اتحاد سوسیالیستی کارگری چنین چیزی را ثابت نکرده اند .
اینکه دریک سال گذشته در جنبش کارگری و دانشجویی مبارزاتی صورت گرفته ( با اَگاهی ازاهمیت این مبارزات و قابل دفاع بودن اَنها ) و احزاب و سازمان ها در این رابطه درگیر شدند ،غلط و درست مواضعی گرفته اند ، میشود به بررسی و نقدهمدیگر پرداخت . درعوض از کاهی کوهی درست کردن و بحث تئوری را پیش اَوردن و مخالف خود را به انواع و اقسام اتهامات متهم کردن ، نشان ازمشکل دیگر دارد .
من با توجه به نوع علایق فکری ، سیاسی و تجربیاتم بعضی از مباحث چپ و از جمله این مورد را نخواندم و دنبال نکردم و بی اطلاع هم نیستم . بحثم مسئلۀ دیگری هست که نوشته ام .
درعرصۀ وسیع مبارزۀ طبقاتی و سیاست اشتباهات سیاسی هم پیش میاید . اگر جریانی اشتباهی هم کرد نباید به حساب کل سیاست هایش گذاشت و او را اراده گرایانه به صف ضد انقلاب فرستاد . بااین متد تکلیف همۀ سازمان ها و احزاب در کوتاه مدت روشن و تمام است . اینجاست که قضاوت های تاریخ باهمۀ بیرحمی هایش ازقضاوت،نظر و موضع انسانها منصفانه ترو واقع بینانه تراست . تاریخ هر جریانی را درجایگاه واقعیش نگه میدارد .
برچسپ نئوتوده ایسم از طرف حزب حکمتیست و بعضی افراد به اتحاد سوسیالیستی کارگری و بخشی از حزب کمونیست ایران و کومه له ربطی به مبارزات کارگری و دانشجویی در یک سال گذشته ندارد . این مستمسک و بهانه ای بیش نیست . چنانچه خائن نامیدن و ضد انقلابی خواندن بخشی ازرهبران بلشویک از طرف سیستم استالینی بهانه ای برای از میدان خارج کردن اَنها بود .
رفیق کورش مدرسی با سوار کردن تئوری مارکسیستی بر نظرات شخصی ، غیرعلمی و متهم کردن دیگران بدون دلیل واقعی و مستند ، ارزش تئوری های خود را پائین میاورد و با موضع به غایت غیر سیاسی در اطلاعیۀ اخیر حزب از ارزش سیاست حزب کاسته میشود . این مواضع دیگر ربطی به مبارزات کارگری و دانشجویی ندارد . این جا بحث برخورد حزب حکمتیست است به احزاب دیگر و نحوۀ تفکر و روش های غیر اصولیش .
بحث تئوریک رفیق کورش هیچ کمکی به ادعایش مبنی برتوده ای بودن اتحادسوسیالیستی کارگری چون متکی به استدلال و روش سیاسی نیست ، نکرد . و اطلاعیۀ سیاسی حزب هم نمونۀ یک روش غیرسیاسی و پلیسی است .
باتوجه به جایگاه نظری و سیاسی اتحاد سوسیالیستی کارگری در جنبش چپ ، اتلاق نئوتوده ایسم به اَنها را ناروا و بی دلیل دانستم . همچنانچه اگر حزب حکمتیست به اتهامی ناروا متهم بشود باید درمقابل اَن اتهام ایستاد و از اَنها بدون توجه به موضع مخرب و غیراصولی که در قابل اتحادسوسیالیستی کارگری و حزب کمونیست ایران و کومه له گرفته است ، دفاع کرد .
امابازاگر همین فردا حزب حکمتیست به توده ایسم و نئوتوده ایسم متهم شود ، موضع ما باید این باشد که بگویم متاسفانه دراتهام زنی به احزاب چپ ، حزب حکمتیست با حزب توده شباهت دارد و بنابه مصلحت های تشکیلاتی و اهداف سیاسی ( حتما” به قدرت رسیدن ) از روش اَنها بر علیه احزاب کمونیستی و انقلابی استفاده میکند .
رهبری حکمتیست ها با تبینی که از خود دارد و با دنیایی که از خود ساخته و تصویری که از محوری بودنش در جنبش چپ ( این را خودشان هم بارها گفته اند . ) برای خود پرداخته است این اجازه را به خود میدهد تا درنقش یک قیم ِجنبش به مخالفینش بتازد .
درسنت مبارزۀ ایدئولوژیکِ مارکسیستی برای بر حق بودن و نشان دادن انحرافات و مواضع غیراصولی طرف مقابل به برنامه ، سیاست و تاکتیک و استراتژی اَنها میپردازند .
مبارزه لنین با اکونومیست ها ، منشویک ها و کائوتسکی ها اینگونه بود . لنین هنگامی که نظرات غیرمارکسیستی کائوتسکی را افشأ میکرد و او را مرتد مینامید از نظرات گذشتۀ اوستایش مینمود و از اَثارش نقل قول میاَورد .
شما که خودتان را حکمتیست میدانید مگر منصور حکمت برای نقد لیبرالیسم و پوپولیسم سازمانهای وحدت کمونیستی و سازمان چریک های فدایی خلق اَنها به ارتجاعی بودن ، وابسته بودن ، جاسوس بودن و یا خائن بودن متهم کرد یا با نقد برنامه و دیدگاه هایشان ” اَناتومی لیبرالیسم چپ ” و ” نقد برنامۀ حداقل فدائیان خلق ” را نوشت .
شما که ادعا میکنید که از منصور حکمت اَموخته اید ، در جریان اختلافات حزب کمونیست ایران او با مخالفینش اینگونه برخورد میکرد یابا تحلیل گرایشات و اثبات نظراتش ؟ حتا درجایی که به او اتهام ها هم زدند .
رهبری حکمتیست ها به جای نقد دیدگاه ها ، سیاست و نظرات اتحاد سوسیالیستی کارگری که با اَنها مخالف است و برای اثبات گرد و خاک” نئوتوده ایسمی ” که راه انداخته ، به نظرات پیش پا افتاده متوسل میشود تا پلیس و جاسوس بودن مخالفینش را ثابت کند . لابد فکر میکند که مبارزۀ نظری و ایدئولوژیک کرده و یا جریانات جاسوسی و ارتجاعی را افشأ کرده است .
رهبری حکمتیست ها چرا اینکار را میکند ؟ خیلی ساده میخواهد مانع از سر راه بردارد . غافل از اینکه برسر راه سیاست و مشی های غلطش در جامعه و در بطن مبارزۀ طبقاتی و در ارتباط با جنبش کمونیستی و نقد مارکسیستی با مانع ها روبرو خواهد شد .
حزب توده سازمانهای انقلابی و چپ( امثال اتحادمبارزان کمونیست،حزب کمونیست ایران و کومه له ) را تربچۀ پوک ، گروهک ( شما به جای این عنوان برای کم نشان دادن طرف مقابل از عناوین دیگر به جای اسم واقعی استفاده میکنید ) امریکایی ، درجبهۀ امپریالیست ،ارتجاعی مینامید و شما هم اَنها (اتحاد سوسیالیستی کارگری ، حزب کمونیست ایران و کومه له ) را جبهۀ ارتجاع ، اطلاعاتی ، لانۀجاسوسی ، پلیس ، عنصر انحطاط ، فساد سیاسی ، بی شرم و فاسد خطاب میکنید .
خودتان قضاوت کنید چه کسی در این مورد به حزب توده نزدیکتر است ؟ و چه کسی از روش های موذیانه حزب توده استفاده میکند ؟ شما یا دیگران که اَنها را به نئوتوده ایسم متهم میکنید .
بهروز شادیمقدم 7. 2. 2009
منظور از کلمۀ ” شما ” فقط رهبری حزب حکمتیست است .
( درارتباط با نوشتۀ اخیررفیق سوران )
مطلب ( اما اگرحزب حکمتیست به ” نئوتوده ایسم ” متهم شود …. ) شاید گویا نبوده و توضیحاتی همراه با جواب به سئوالاتی که رفیق سوران از من کرده را لازم ساخته است .
- جملۀ خطاب اَمیز ِاین نوشته و اَوردن کلمۀ ” شما ” منظور فقط رهبری حزب حکمتیست است (نه حتی بدنه اَن حزب و همۀ اَنهایی که با این رهبری در این مورد هم نظراند و هیچ کس دیگر ) را مدنظر نداشته ام .
اول جملۀ پایئن اَمده و بعد خطاب به ” رهبری حکمتیست ” است :
” رهبری حکمتیست ها با تبینی که از خود دارد و با دنیایی که از خود ساخته و تصویری که از محوری بودنش در جنبش چپ ( این را خودشان هم بارها گفته اند . ) برای خود پرداخته است این اجازه را به خود میدهد تا درنقش یک قیم ِجنبش به مخالفینش بتازد . “
- تیتر ( اما اگرحزب حکمتیست به ” نئوتوده ایسم ” متهم شود …. ) هم بخشی از خود مطلب است :
” امابازاگر همین فردا حزب حکمتیست به توده ایسم و نئوتوده ایسم متهم شود ، موضع ما باید این باشد که بگویم متاسفانه دراتهام زنی به احزاب چپ ، حزب حکمتیست با حزب توده شباهت دارد و بنابه مصلحت های تشکیلاتی و اهداف سیاسی ( حتما” به قدرت رسیدن ) از روش اَنها بر علیه احزاب کمونیستی و انقلابی استفاده میکند . “
نقل ازمطلب : ” اما اگرحزب حکمتیست به ” نئوتوده ایسم ” متهم شود …. “
در این جمله اتهام ” نئوتوده ایسم ” به حزب حکمتیست یک فرض ، یک مثال یک احتمال است .درضمن اَوردن خود کلمۀ ” اتهام ” در اول جمله به معنای رد اَن است .
اما شباهت حزب حکمتیست و حزب توده در اتخاذ روش اتهام زنی دیگرامرمعلوم و روشنی است و ثابت کردن نمیخواهد . فقط برای یاداَری اَوردن جملۀ پائین و رجوع به نوشته های حزب حکمتیست که این اتهامات دراَن اَمده کافی است :
” حزب توده سازمانهای انقلابی و چپ( امثال اتحادمبارزان کمونیست،حزب کمونیست ایران و کومه له ) را تربچۀ پوک ، گروهک ( شما به جای این عنوان برای کم نشان دادن طرف مقابل از عناوین دیگر به جای اسم واقعی استفاده میکنید ) امریکایی ، درجبهۀ امپریالیست ،ارتجاعی مینامید و شما هم اَنها (اتحاد سوسیالیستی کارگری ، حزب کمونیست ایران و کومه له ) را جبهۀ ارتجاع ، اطلاعاتی ، لانۀجاسوسی ، پلیس ، عنصر انحطاط ، فساد سیاسی ، بی شرم و فاسد خطاب میکنید . “
نقل ازمطلب : ” اما اگرحزب حکمتیست به ” نئوتوده ایسم ” متهم شود …. “
- رفیق سوران نوشته است :
” اگر اين فصل از بحث را تمام کرديم آنوقت ميتوان سراغ فصل ديگري برويم و در مورد تحمل کردن و يا نکردن نظرات ديگران ديالوگ ديگري را شروع کنيم . انتظار من اين است که براي رد اتهامات وارده به اتحاد سوسياليستي استدلالات خود را در اختيار مخاطبين اين بحث قرار دهيد . “
اتهامات وارده به اتحادسوسياليستي کارگری این ها هستند : نئوتوده ایسم ،جبهۀ ارتجاع ، اطلاعاتی ، جاسوس ، پلیس ، عنصر انحطاط ، فساد سیاسی ، بی شرم ، فاسد و ..
درست تراست اول مدعی این اتهامات ( که در جای خود هر کدام از اَنها جرم سنگینی دارد و در یک جامعۀ مدنی و نرمال برای بعضی از این جرایم حاملین اَن محاکمه و در عرصۀ اجتماع محرومیت هایی خواهند گرفت و از دیدگاه مارکسیستی نیز اَن جرایم قابل تحمل و گذشت نیستند .) استدلالات خود را در اختيار مخاطبين قرار دهد نه من که برای اثبات این اتهامات برعلیه اتحاد سوسياليستي کارگری ، حزب کمونیست ایران ، کومه له دلیلی خواسته ام و ندیده ام تا اَنرا با استدلال رد کنم .
- بحث دیگر رفیق سوران :
” احتمالا و به احتمال صد در صد شما تاکنون قانع نشده ايد ولي اشکال جواب شما اين است که در آن دو مورد مشخص جنبش کارگري و دانشجويي جواب مشخص و استدلال مشخص براي رد ادعاهاي ديگران را نداده و با يک جمله کوتاه که ” از کاه کوه ساختن ” يکسر وارد بحث ديگري شده و موضوع مورد بحث را آگاهانه و يا ناآگاهانه از نقد عملکردهاي اين جريان در دو جنبش مشخص در يکسال گذشته به تحمل نکردن نظرات ديگران عوض کرده و کلمه استالينيزم را از کل ماجرا نتيجه گرفته ايد . اينجاست که مخاطب نه جواب موضوع قبلي را ميگيرد نه موضوع بعدي . “
در نوشته قبلی هم نوشتم که به شرکت دربحث جنبش کارگري و دانشجويي در سال گذشته و اختلافات پیش اَمده در طیف چپ در این موردعلاقه ای ندارم .
از طرف دیگر اتهامات فوق را برای طرف مقابل ( اتحاد سوسياليستي کارگری ، حزب کمونیست ایران ، کومه له ) و موضعگیرهایشان در این زمینه و کلا” اَنان را بعنوان بخشی از نیروی چپ مستدل نمیبینم .
ضمنا” تحلیل اَنهایی که این سه جریان را با مشخصات و اتهامات فوق ارزیابی میکنند این نتیجه گیری دلبخواهی را بدنبال خواهد داشت که این جریانات به جبهۀ ارتجاع تعلق دارند .
درصورتی که پراتیک و واقعیت عینی این تشکل ها ( با هر اشکالی که داشته باشند و هر موضعگیری غلطی که اتخاذ کرده اند ) چیز دیگری میگوید .
این تحلیل و ارزیابی و شیوۀ اتهام زنی و نتیجه گیری حاصل از اََن با مارکسیسم به مثابه علم مبارزه هیچ همخوانی ندارد .
- منظور من از جملۀ ” از کاه کوه ساختن “ همانطور که درجمله اَمده ، مشخصا” موضع رفیق کورش مدرسی در قبال مسئلۀ مورد بحث است . چون فقط او بحث تئوری را پیش اَورده ( یعنی پرداختنش به ” نئوتوده ایسم ” ) :
” اینکه دریک سال گذشته در جنبش کارگری و دانشجویی مبارزاتی صورت گرفته ( با اَگاهی ازاهمیت این مبارزات و قابل دفاع بودن اَنها ) و احزاب و سازمان ها در این رابطه درگیر شدند ،غلط و درست مواضعی گرفته اند ، میشود به بررسی و نقدهمدیگر پرداخت . درعوض از کاهی کوهی درست کردن و بحث تئوری را پیش اَوردن و مخالف خود را به انواع و اقسام اتهامات متهم کردن ، نشان ازمشکل دیگر دارد .
نقل ازمطلب : ” اما اگرحزب حکمتیست به ” نئوتوده ایسم ” متهم شود …. “
بهروز شادیمقدم 9. 2. 2009
میشود برای اثبات صف طولانی اتهاماتی که زده شده یک نقل قول بیاورید ؟
- رفیق سوران درست کاری کرد توپ خود ِ اتهام زن را دراین مورد به میدان نافعال (فعال در اتهام زدن و نافعال در اثبات اَن ) خود اَنها حواله کرد :
” آخرين توضيح رفيق بهروز روشن ميکند که وي در مطلب قبليترش منظورش رهبري حزب حکمتيست است و چون مخاطب وي عده به خصوصي هستند پس جواب وي در آن مورد مشخص را به همان عده مورد خطاب ميسپارم . “
نقل از: در ادامه توضيحات ( باز هم در مورد بحث ” نئوتوده ايزم ” )
رفیق سوران نوشته : ” اين بحث ر. بهروز نتيجه ايي ندارد چون نميخواهد در مورد عملکرد يک سال گذشته جريان ا.س در جنبش کارگري و دانشجويي اظهار نظري بکند ولي در عوض در مقابل کسانيکه عملکرد جريان نامبرده را نقد و محکوم کرده اند حرف دارد .
- من اول سئوال کردم چرا نئوتوده ایسم ؟ جوابی مستدلی نگرفتم .
شما میگوید در سال گذشته اتحاد سوسياليستي کارگری در جنبش کارگري و دانشجويي مواضعی داشته که نقد و محکوم شده است .
یک/ بحث این است با اتکا به نوشته ها و اسناد اتحاد سوسياليستي کارگری این مواضع نقد و محکوم شده را باید نشان دهندو ( نه صرقا” ردیف کردن اتهامات ) . اَنوقت اگر قانع کننده بود ، هیچ کس حرفی ندارد .
- دو/ممکن است برای اثبات صف طولانیِ ِ اتهاماتی که به این تشکیلات و افرادش و همینطور به حزب کمونیست ایران و کومه له زده شده ، از اسناد و مواضع اَنها که اتهامات فوق را تائید کند یک نقل قول و یا یک جمله بیاورند .
رفیق سوران : ” اشکال اين بحث اينجاست که من نوعي نميدانم بالاخره وي عملکرد اين جريان را چگونه ارزيابي ميکند؟ سکوت در مقابل نصفي از ماجرا و موضع در مقابل نصف ديگر راه را بر ديالوگ و جر و بحث کردن براي روشن شدن کل اين ماجرا ميبندد. “
- ارزیابی من از اتحاد سوسياليستي کارگری این است که اَنها را بخشی از گرایش رادیکال و سوسیالیستی در جنبش چپ ایران میدانم و عملکردشان را دريک سال گذشته در قبال جنبش کارگري و دانشجويي نخوانده ام و دنبال نکرده ام .
رفیق سوران : چرا فقط حزب حکمتيست؟ ” اين ماجرا همچنانکه ميدانيددو طرف دارد ٬ در يک طرف يک جريان مشخص و با استفاده از ديگران مانند سياه لشکر و در طرف ديگر طيف متنوعي از احزاب و شخصيتها و نهادها قرار دارد . در ميان اين طيف متنوع که هيچ ارتباطي هم با هم ندارند حزب حکمتيست فقط يکي از منتقدين است . اگر توجه کرده باشيم در اطلاعيه و نوارهاي بعضي جريانات فوکوس بحث عمدا روي حزب حکمتيست برده شده است . ناديده گرفتن بقيه و فوکوس روي حزب حکمتيست يک تلاش آگاهانه براي شخصي جلوه دادن کل ماجرا و در نهايت تبرئه کردن جريان مورد بحث ميباشد . “
- حزب حکمتيست در کجای جنبش چپ قراردارد ؟
اگر اتحاد سوسياليستي کارگری بخشی ازگرایش رادیکال و سوسیالیستی درجنبش چپ کارگری و کمونیستی است ، حزب حکمتيست بخشی از گرایش چپ سنتی و غیرکارگری را نمایندگی میکند .
- چرا فقط حزب حکمتيست ؟
بدلیل سیاست ها و مواضع غلط و غیر اصولیش . سیاست هایش درقبال سرنگونی رژیم ، تئوری و تاکتیک های غیرمارکسیستی و غیر طبقاتی اش در رابطه با تغیر حکومت ،حکومت و دولت موقت مورد نظرش ، مواضع به غایت غیرسیاسی و شیوۀ اتهام زنیش به جریانات انقلابی و کمونیستی .
رفیق سوران : ” اگرهر آنچه در مورد حزب حکمتيست از طرف اين جريانات گفته شده است را درست فرض کنيم ٬ جوابمان براي طيف وسيع ديگري که در اين مورد نوشته و موضع گرفته اند چيست؟ اگر حزب حکمتيست از سر مثلا بي پايگاهي در جامعه ٬ شکست سياستها ٬ فيل هوا کردن و خود مطرح کردن بر عليه جريان مزبور موضع گرفته است اين سوال مطرح ميشود که افراد و نهادهاي زيرچرا واکنش نشان داده اند ؟ “
- اشتباه و ساده نگرانه خواهد بود اگرضدیت و مخالفت حزب حکمتيست و این طيف را با اتحاد سوسياليستي کارگری از سر موضع این جریان بر سر وقایع سال گذشته در جنبش کارگري و دانشجويي بدانیم . ریشۀ این ضدیت و اتهام زنی به مسئلۀ عمیق تر و مهمتری گره خورده و اَن تفاوت نگرش ها ، دیدگاه های دو طرف درقبال انقلاب اجتماعی ، جایگاه طبقۀ کارگردرمبارزۀ طبقاتی ، حزب سیاسی و جایگاه اَن و … میباشد .
- گمان نمیکنم که حزب حکمتيست و این طيف هم اختلاف اصلی خود را با اتحاد سوسياليستي کارگری فقط مربوط به وقایع سال گذشته در جنبش کارگري و دانشجويي بدانند .
- درضمن کلمه و اصطلاح ” سیاهی لشکر ” در یکی از بندها را برای یک بحث سیاسی غلط باید دانست .
- این بحث اگربا فاکت و سندی که دربالا خواسته شده ، ارائه نشود ازطرف من تمام است .
بهروز شادیمقدم 12. 2. 2009
وجهۀ سیاسی با متهم کردن بانییان اصلی مارکسیسم
در ایران به ” شاه ” و “ نئوتوده ای ” بدست نمیاَید .
در جواب رفیق بهمن شفیق
بحث رفیق بهمن شفیق در : نئو توده ایسم ٬ تئوری و عمل٬ آغاز تا پایان ( فايلهاى صوتى سخنرانى بهمن شفیق) را بااکراه به مدت 25 دقیقه گوش دادم .
باپوزش ازرفیق بهمن هیچگاه علاقه ای به بحث و نوشته هایش نداشته ام . شاید اشتباه کنم . با این وصف رفیقی به من گفت ایشان در سخنرانى اش درجایی از من هم یاد کرده . به رفیقم گفتم با اکراه گوش خواهم داد .
رفیق بهمن در مقدمه بااظهار تاسف از بحث های پیش اَمده : بحث( نئو توده ایسم ) وعده میدهد که در مدت زمان نه چندان کوتاه در مورد این بحث ِ دست و پاگیر ( به قول خودش و جالب اینکه شینده ام خود او این بحث را اَغاز و این اصطلاح را ابداع کرده است) صحبت کند.
25 دقیقه گذشت و چیزی دستگیرم نشد و میدانستم وقتم را تلف میکنم . قطع کردم و این یادداشت را نوشتم :
میگوید گفته ام که : حاضر نیستم در بحث های تحولات مربوط به جنبش کارگری و دانشجویی در یکسال گذشته صحبت کنم . این جملۀ غلط است و جمله درست این است :
” من با توجه به نوع علایق فکری ، سیاسی و تجربیاتم بعضی از مباحث چپ و از جمله این مورد را نخواندم و دنبال نکردم و بی اطلاع هم نیستم . بحثم مسئلۀ دیگری هست که نوشته ام . ” از مطلب : اما اگرحزب حکمتیست به ” نئوتوده ایسم ” متهم شود ….
همچنانچه این سخنرانی رفیق بهمن را تا اَخر گوش ندادم . ( دلیل این بی علاقگی رااگر لازم یشود توضیح خواهم داد . اما کوتاه بگویم با توجه به شناختم حرف جدی ای درمباحث این رفیق نمیبینم . )
میگوید : ” بنده خدایی ( اصطلاحِ ِ دیگر چپ ولایتی برای بی اعتبار کردن طرف مقابل ) به اسم بهروز شادیمقدم از روی نوستالوژی قدیمی به ایرج اَذرین نوشته …. “
من درنوشته هایم در گذشته به نقش منصور حکمت و ایرج اَذرین اشاره کرده ام و جایگاه و اَثارشان را ستوده ام . رفیق بهمن به جای رد این ادعا در مورد نوستالوژی بودن من سخنرانی میکند .
واقعیتی است که درجنبش نوین مارکسیستی ایران دونفر با اَثار و نوشته های تئوریک شان درجایگاه خاصی قرار دارند و امثال بهمن شفیق نتوانسته و نمیتوانند با نوشته های اَنچنانی شان این حقیقت را کتمان کنند . این دو نفر اول منصور حکمت و بعد ایرج اَذرین هستند . من شخصا” از اَثارشان استفاده کرده ام . اشاره به نقش منصور حکمت و ایرج اَذرین در جنبش مارکسیستی ایران نوستالوژی نیست ، عین واقعیت است .
اگر تاثیرات این جنبش که این دو نفر از بانییان اصلی اَن بودند نبود رفیق بهمن میتواند ادعا کند که امروز هم درهمین طیف چپ قرار داشت . اَیا از چپ ترین گرایش طیف فدایی (یادمان باشد این طیف هم از همین جنبش تاثیر گرفت ) میتوانست اینطرف تربیاید ؟ اختلافات و مرزبندی با هر نظر و سیاستی از طرف هرکس به جای خود ، اما نسبت به مروجین مارکسیسم در ایران منصف باشیم .
اگرایشان ادعایی غیرازاین دارند لطفا” بیان کنند . با ” شاه ” ( 1 ) نامیدن منصور حکمت و “نئوتوده ای ” نامیدن ایرج اَذرین وجهۀ سیاسی بدست نمیاَید .
بعدبا لحن ترحم اَمیزو خواهش گونه ای از طرف من میگوید ، که گفته ام : به این ها نگوئید توده ای .
من نوشتم سیاسی باشید و برای ادعایتان استدلال و دلیل بیاورید . نوشتم اگر فاکت نیاورید شیوۀ برخوردتان غیرسیاسی و ” حزب توده ای “ماَب است .
ایشان در ابتدای حرفهایش یک ژست سیاسی هم اَمده ومیگوید که از فرط شرمندگی در مقابل رفیق چپ اَلمانیش نتوانسته بگوید بحث امروز چپ ایران چیست .
میدانی چرانتوانسته است بگوید ، چون بهمن میدانداَلمانی جدی وپیگیر کنۀ بحث را در میاَورد و متوجه میشد که شروع کنندۀ این بحث خودرفیق ایرانیش بوده است . اَنوقت ….!؟
بهروز شادیمقدم 14 . 2. 2009
(1) – اشاره به مطلب ” شاه برهنه است ! ” از : بهمن شفیق در جریان اختلافات درونی حزب کمونیسم کارگری ایران