حزب وکسب قدرت سیاسی(نگاهی به جنبش کمونیستی واحزاب چپ ایران)

بخش اول

”انزواى سازمانهاى کمونيستى ازجدال قدرت درجامعه اکنون ديگريک فرض عمومى است.تاجايى که اگرجزاين باشدمايه تعجب ناظران ميشود.“منصورحکمت:حزب وجامعه ازگروه فشارتاحزب سياسی

برای ارزیابی و بررسی جنبش کمونیستی ایران و بطور مشخص تر احزاب چپ و دخیل در مبارزۀ طبقاتی اَن در طی سالهای بعد از قیام و تابه امروز ابتدا لازم است به سالیان قبل از این تاریخ نظری انداخته تا بطور روشن تر این جریان را شناخته و به اتکای پیش زمینه های قبلی سرنوشت ورویدادهای چپ را دنبال کرده باشیم .

تشکیل وتلاشی اولین حزب کمونیست ایران بعدازمشروطیت باوجودی که این حزب ورهبرانش در ارتباط بابلشویکها و کمینترن بوده و از نظر تئوریک و تجربیات سیاسی اندوخته ای داشتند ، برای گروه 53 نفر دردورۀ بعد هیچ سودی در بر نداشت و کاملا” از هم جدا بودند . جز اینکه کامبخش که از اعضای این حزب بود نه از زاویۀ ادامۀ جنبش بلکه برای پیش برد اهداف شوروی و چون عنصری اطلاعاتی در گروه 53 نفر عمل کرد و هم او بود که به محض دستگیری و با همکاری رژیم شاه افراد گروه 53 نفر را لو داد و توطئه گرانه باز با همکاری رژیم وانمود کردند که ارانی بانی لو دادن افراد بوده است . از دیگر افراد رهبری حزب کمونیست ایران سلطانزاده و مرتضی علوی در سالهای تصفیۀ استالینی در شوروی از بین رفتند و از باز ماندگان درایران پیشه وری که نزدیک به یک دهه به جرم کمونیست بودن زندانی بود و او را به این عنوان میشناختند . تا دردهه بیست در اَذربایجان حکومت خود مختار تشکیل شدو اودر راس اَن قرار گرفت . این حکومت ملی و ناسیونالیستی بود و با کمونیسم کاری نداشت .

اولین حزب کمونیست ایران بدلیل ویژه گیهای جامعۀ ایران در اَن روزگار ( عقب افتادگی جامعه ، ضعیف بودن حزب و عدم امکان فعالیت سیاسی حتی در سطح محدودی برای اَن حزب ، تصویب قانون سیاه سال 1310 رضاشاهی ممنوعیت کمونیسم در ایران ) نتوانست در میان تحصیل کردگان و روشنفکران جامعه هم خود را بشناساند.

گروه 53 نفر در دهۀ بعد بااینکه افراد دستگیر شدۀ اَن یک دست نبوده و بعضی از اَنها ها با کمونیسم نا اَشنا بودند ، در اثر تبلیغات رژیم به گروه کمونیستی معروف شد .

اگرچه ارانی ویاران نزدیکش چیزی ازسیاست ، تئوری طبقاتی و مارکسیستی به جامعه ارائه ندادند ، اماخوشنامی ارانی چون شخصیت علمی ، سیاسی و دفاعیات حقوقی و انسانیش از رفقای همبندش و مقاومت انقلابیش در سلول انفرادی تا موقع مرگ ، ایستادگی و مبارزۀ دیگر همفکرانش در زندان به مثابه انسانهایی که مرام اشتراکی داشتند ، کمونیسم را برای اولین بار در ایران و به خصوص نزد قشر تحصیل کرده شناساند و باعث اعتبار کمونیسم شد و نتیجۀ این خوشنامی بعدا” در نتیجۀ تبلیغات فرصت طلبانۀ حزب توده به نفع اَن حزب تمام شد .

حزب توده اگرچه به اسم حزب دموکراتیک و خواهان جبهۀ متحد ضد فاشیستی و با برنامه ای رفرمیستی و درجهت سیاست های شوروی ساخته شد ، اما درطی سالیان به نام حزب کمونیستی شهرت پیدا کرد .

در نتیجه تاثیرات انقلاب اکتبر در شوروی و بازتابش در ایران تودۀ مردم با انقلاب سوسیالیستی وسیاست های اَن کم و بیش اَشناشده و این حزب را نمایندۀ اَن انقلاب و حکومت شوروی می شناختند . همچنین ترجمۀ اَثاری چند از اَموزگاران سوسیالیسم از طرف حزب توده ، اقدامی مفیدبرای شناساندن کمونیسم در جامعه بود .

اماسیاست های خائنانه و فرصت طلبانۀ این حزب که تاحدجنایت کارانه اش هم پیش رفت ، از سالهای تاسیس تا زمان تار و مارش از طرف جمهوری اسلامی بزرگترین ضربه را به نام و اَرمان کمونیسم در ایران نزد توده ها مردم زد .

دفاع علنی و تئوریزه کردن سیاست چپاول نفت ایران در شمال کشور به نفع شوروی از طرف حزب توده در زمانی که مردم برای ملی کردن نفت به پا خواسته بودند . مخالفت و تبلیغات سنگین برعلیه مصدق هنگامی که مصدق به اتکای مردم مبارزات ملی را پیش میبرد و در این راستا تضعیف این مبارزات ، عدم مبارزۀ جدی در مقابل کودتای 28 مرداد 1332با اینکه حزب توده از وقوع کودتا خبر داشت . فرار رهبران حزب و به جایی گذاشتن اعضا و هواداران حزب بدون هیچ رهنمودی که دشمن به قلع و قمشان پرداخت . پشتیبانی از رژیم شاه و اصطلاحات ارضی اَن نه از زاویه تحلیلی و بررسی سیر تکامل جامعه ، بلکه از نظر سیاسی ، دفاع بی چون وچرا از حکومت اسلامی تا حد دریوزگی و کمونیست های ایران را ضد انقلابی نامیدن ، همکاری با سپاه پاسداران و اطلاعات رژیم برای سرکوب انقلاب و کمونیست های جامعه . این ها کارنامۀ این حزب را در ایران تشکیل میدهد .

اختناق و نبود اَزادیهای سیاسی بعد از کودتا و سر بر اَوردن جنبش های چریکی در امریکای جنوبی ودیگر کشورها ، عده ای از مبارزین جان برکف را در ایران به این راه کشاند و این مشی ضد تئوری ، تئوری مارکسیستی را از مبارزین چپ دورتر کرد .

نیروی جوان و متمایل به چپ که شامل اعضأ و هواداران احزاب چپ را هم شامل میشد و در قیام فعالیت چشمگیری داشتند ، تا اَنوقت فقط نامی از کمونیسم شنیده بودند و اَثار مارکسیستی در اختیار نداشتند . منبع تغذیه شان اَثار ابتدایی و موثر م – بیدسرخی ( حمید مومنی ) و چند کتاب دیگر بود . چاپ و پخش کتابهای مارکسیستی در ایام قیام هم بدلیل شرکت فعالشان در مبارزۀ روز مره وقتی برای مطالعه نگذاشته بود .حتی در ماههای قبل از قیام هم پخش جزوۀ ” انقلاب ایران و نقش پرولتاریا ” نوشتۀ منصور حکمت وحمید تقوایی در میان خیل جزوات ونشریات گم بود و ناشناخته ماند . میبینیم که چپ از نظر دانش سیاسی و تئوری انقلابی با دست خالی در قیام شرکت کرد .

ودر سالهای قیام و بعد از اَن جنبش چپ و سازمانهای متعلق به اَن با ملغمه ای از تئوری های سیاسی مختلف(رویزیونیستی ، پوپولیستی ، تروتسکیستی و وابستگی به اردوگاههای شوروی، چین و اَلبانی ) و همه به نام مارکسیسم به میدان اَمدند .

در کنار حزب توده سازمان چریکهای فدایی خلق ایران ( اکثریت ) بمثابه وسیع ترین سازمان چپ ایران در بعد از قیام 57 ، جریانی که خوشنامی و محبوبیت چریکهای فدایی خلق دوران شاه را پشتوانۀ خود داشت ، با نزدیکی فکری و سیاسی بیشتر با شوروی و عاملش حزب توده ضربۀ سنگینی به جنبش چپ ایران زد و سهم بزرگی در بدنام کردن کمونیسم با سیاست ها و اعمالش داشت.

حزب رنجبران ایران و جریان تروتسکیستی راست در همان اوایل قیام 57 با دفاعشان از حکومت در بوق این بدنامی بیشتر دمیدند . اتحادیۀ کمونیست های ایران نیز بعد ها به این صف ملحق شد .

سازمانهای دیگر همچون سازمان پیکار ، رزمندگان و بخش عمدۀ این جریان  باتحلیلی سطحی ، غیر واقعی از رژیم جمهوری اسلامی ، کسب قدرت و ماندگاریش ، همچنین دو رویداد جنگ ایران و عراق و اشغال سفارت امریکا از طرف حکومت ، شیرازۀ فکری بخش عمدۀ چپ ایران را بهم زد و سازمانهایی که خود را ضد حاکمیت میدیدند و ضد امپریالیست بودن اَرمانشان بود ، ضد غربی و ضد امریکایی بودن رژیم را به حساب ضد امپریالیست بودن او گذاشتند و یک باره خلع سلاح شده و به مدافعین حکومت اسلام تبدیل شدند و با فتیشیسمی که ساخته بودند به نابودی خود با همکاری رژیم عمل کردند .

چپ فعال در قیام،سالهای بعد از اَن هم چون متکی به تئوری طبقاتی و مارکسیستی نبود ، نتیجۀ همۀ تلاش و فداکاری و از جان گذشتگیش در عالم واقع به نفع ارتجاع و سرمایه داری تمام شد .

چپ درمانده از وضعیت ، نقش اپوزیسیون و گروه فشار را بازی کرد و از مبارزۀ سیاسی چیزی را که میبایست بداند و نمیدانست ، مبارزه برای کسب قدرت سیاسی بود .

اتحاد مبارزان کمونیست و کومه له جزو معدود تشکل های چپی بودند که با اتخاذ سیاست های اصولی و کمونیستی در قبال رژیم و مسئلۀ جنگ ایران و عراق و اشغال سفارت این دوران را از سر گذرانده و در برابر سرکوب سالهای بعد از 60 کمتر ضربه خوردند .

نزدیکی های فکری و سیاسی اتحاد مبارزان کمونیست و کومه له باعث شد در سال 62 حزب کمونیست ایران را تاسیس کنند . تشکیل حزب کمونیست ایران و تاثیرات اَن هنگامی که دیگر احزاب چپ متلاشی میشدند دو خاصیت اساسی داشت :

یکم – روند تلاشی و انحلال احزاب چپ را متوقف و عوض نمود و دوم – کمونیسم واقعی و اصیل را از زیر اَوارچند دهه سلطۀ افکار غیرمارکسیستی خارج کرد و به سطح جنبش کمونیستی ایران کشاند .

درسالهای شکست قیام و از دست رفتن دستاوردهای مبارزاتی اَن ، سرکوب وحشیانۀ مردم و اَزادیخواهان ، کشتار خونین کمونیست ها ، انهدام و تلاشی احزاب چپ ، تبعید و فرار میلیونی مبارزین و توده های مردم ازکشور در اوایل و عوارض ناشی از این در به دری ، سر بر اَوردن مارکسیسم و اندیشه های اَزادیخواهانه اش برای اولین بار در جنبش چپ ایران روحی تازه به مبارزۀ طبقاتی و رهروان این راه بخشید .

جنبش کمونیستی ایران تا این تاریخ با روایت های دیگری از مارکسیسم که محصول مبارزات اقشار و طبقات غیر کارگری در طی چند دهه بعد از حاکمیت بلشویک ها در کشور های دیگر بود ، اَشنا و سر و کار داشت .

اتحاد مبارزان کمونیست تنها جریانی بود که بانی این تحول در سطح جنبش و در میان کمونیست ها شد .

پاسخ منصور حکمت به سوال راه آزادى :

من و بعضى از رفقايى که با هم هسته اوليه اتحاد مبارزان کمونيست را در اوان انقلاب ايجاد کرديم، يک عده مارکسيست به معنى کلاسيک کلمه بوديم. مارکسيسم قبل از استالين، قبل از مائو، مارکسيسم قبل از پيدايش کمونيسم ملى و جهان سومى و ضد امپرياليستى و يا دانشجويى و دانشگاهى. بعلاوه ما در سنت هاى اصلى اپوزيسيون آن روز ايران، حزب توده و جبهه ملى و مشى چريکى و غيره ريشه نداشتيم، بلکه بيشتر محصول مباحثات و فعل و انفعالات مارکسيستى جارى در اروپاى غربى و از آن مهمتر محصول يک بازخوانى مستقيم آثار خود مارکس و لنين بوديم. فکر ميکنم هيچکس اصول اعتقادى اصلى خود در زندگى را، مثل اعتقاد به برابرى و آزادى انسانها، اعتقاد به ضرورت ايجاد يک جامعه انسانى و عادلانه و غيره را ابتدا بساکن از کتاب و مطالعه بدست نمياورد. اما تفسيرى که هر کس بر اصول اعتقادى خودش و مقولاتى مثل همين برابرى و آزادى و غيره ميگذارد، ديگر محصول مکاتب و گرايشات و سنتهاى فکرى و سياسى جارى در جامعه است. ما هم تفسير آزادى خواهى و مساوات طلبى مان را مستقيما از مارکس و لنين گرفتيم و نه از مجراى يک انتقال تدريجى از امام حسين به مائو و يا از مصدق به چه گوارا. تاريخ سياسى معاصر ايران منشاء انديشه سياسى و يا راديکاليزاسيون ما نبود. لاجرم انقلاب ٥٧ هم با همه اهميتش نميتوانست، شايد بر خلاف تجربه برخى فعالين کمونيست ديگر، منشاء تحولى در اعتقادات بنيادى و جهان نگرى ما باشد. ١٦ سال قبل ما به عنوان يک عده مارکسيست دو آتشه پا به انقلاب گذاشتيم. امروز، بعد از اين همه سال و اين رويدادهاى مهم در ايران و جهان، وقتى نگاه ميکنم خودم را مارکسيست پافشارتر و بى تخفيف ترى ميبينم. اتکاء و اعتمادم به مارکسيسم و صحت تحليل و متدش و به ارزشش در مبارزه براى سعادت بشر به مراتب بيشتر شده است. اگر انقلاب ٥٧ سهمى از اين لحاظ داشت اين بود که کمک کرد تفاوتهاى سياسى و فکرى خود را با خطوط ديگر و تعابير ديگر بهتر درک و بيان کنيم . “

از: نشريه حزب دموکراتيک مردم ايران در شماره ٣٩ اين نشريه (بهمن و اسفند ٧٣)

بدنامی حزب توده ، ناکارایی و یاس ِ ناشی از مشی چریکی ، سرسپردگی و نوکری سازمان چریکهای فدایی خلق ایران (اکثریت ) ، پشتیبانی و دفاع مفتضحانۀ بخش عمدۀ دیگر سازمانهای چپ ایران از رژیم در قبال جنگ ایران و عراق و اشغال سفارت ، اعترافات رادیو تلویزیونی رهبران بعضی از احزاب چپ ، و دست اَخر تلاشی و از بین رفتن اکثر این سازمانها بدست حکومت جمهوری اسلامی ، فرار و عقب نشینی باقی ماندۀ سازمانها و گروه هایی که از زیر ضرب حکومت در رفته و به خارج کشور اَمدند و در کنار اَن مبارزۀ سرسختانۀ کومه له در مقابل رژیم و ارتجاع محلی و جایگاه و محبوبیت او دربین توده های مردم ، ارائۀ برنامۀ کمونیستی ، نقد نظری وسیاسی دیگر احزاب جپ ، تبلیغ و ترویج ایده های مارکسیستی و تلاش جهت بوجود اَوردن حزب کمونیست ایران از طرف اتحاد مبارزان کمونيست ، تصویر عمومی است از وضعیت احزاب چپ در مقطع تشکیل حزب کمونیست ایران (تابستان 62 ) .

بهروز شادیمقدم / 22.11.2008

منتشرشده در:  on نوامبر 21, 2008 at 11:09 ب.ظ ۱ دیدگاه

یک دیدگاه Leave a comment.

  1. 1-حکومت موقت بازرگان بازمامداران سال 60تفاوت داشتند.مواضع نیروهای چپ وملی هم برطبق تغییر شرایط ءتغییر نمود.2-تشتت چپ جهانی پس از انحراف و تلاشی اتحاد شوروی هنوز ادامه داردوطردتمام نیروهای چپ داخل وخارج توسط مقاله بالا بازتاب همین موضوع است.


Leave a Comment