پیام های تسلیت
همرزم و همبند روزهای سخت زندان سنندج شریفه شادیمقدم عزیزم خبر مرگ خواهرت شاهدخت را شنیدم . شاهدخت در زندان مقاوم، متین وصبور بود . کاش اصلا مثل سالیان سال از یک همبندی دوره زندان و از رفاقت با او خاطره ای در ذهن نداشتم،کاش زمینه آشنائی من با او خاطره دوران زندان نبود..
راستش برای من که خود سه برادر بزرگتر را از دست داده ام و میدانم پایان روایط عاطفی با انسانها زندگی و تلخی و شیرینی دورانهای جوانی و کودکی چقدر سنگین و کشنده است خبر این مرگ، مرور صحنه های فقدان برادرانم و دوستان و رفیقان زندگی ام است که درزندان اعدام شدند، آنگاه که این رفاقتها در عالم واقعی بدون هیچ پیرایه دیگری زنجیرهای عاطفه را به هم می بافت. غمت را میفهمم و احساست را درک میکنم. امید است من را در کنار خود بدانی و اندوهت را از دور با من تقسیم کنی.
کاری از دستم بر نمی آید، اما میشود به پشتگرمی عواطف تازه تر، سنگینی این مرگها را سبک کرد و راهی برای تداوم زندگی و امید به پر کردن لنگرهای از دست رفته زندگیمان یافت .
از دور در آغوشت میگیرم.
ژانویه ٢٠٠٨تورونتو مینو همیلی
پيام تسليت به خانواده شادي مقدم
با تاسف فراوان اطلاع يافتيم که شاهدخت شادي مقدم در سن ۴٢ سالگي بر اثر ابتلا به بيماري سرطان در روز جمعه ۴ ماه ژانويه دربيمارستاني در شهر کاسل آلمان درگذشت. درگذشت شاهدخت شادي مقدم را به خانواده او ، به همه دوستان و آشنايان او، بويژه به رفقا بهروز و پرويز و شريفه شادي مقدم صميمانه تسليت ميگويم. شاهدخت ، يکي از بازماندگان هولوکاست اسلامي بود. او که چهار سال و هشت ماه در زندان جمهوري اسلامي تحت شديدترين شرايط روحي و شکنجه بود، همواره يکي از منتقدين و معترضين به حکومت جنايت اسلامي بود. يکبار ديگر همدردي عميق خود را با خانواده شاهدخت شاديمقدم ابراز ميکنم. گرامي باد ياد و خاطره شاهدخت شادي مقدم.
محمد آسنگران دبير کميته کردستان حزب کمونيست کارگري ايران ١٠ ژانویه
یاد شاهدخت شادیمقدم گرامی باد.
انسانها معمولاًدر جریان اوج وشکوفایی و در گیری با مسائل مختلف روزانه خاطرات نمی نویسند اما با تاریخ آن زمانه همگام می شوند ومُهر خود را بر آن تاریخ می زنند و به آن تاریخ وبه آن دوران گره می خورند . اگر معقولانه، تاریخ آن دوران را ورق بزنیم و باز خوانی کنیم نام دختر جوانی را خواهیم دید ، اسم یک مبارزوانقلایی را در ردیف هزاران انقلابی دیگر خواهبم دبد بنام شاهدخت شادیمقدم که در شیرین ترین دوران جوانیش و در شیرین ترین زمانۀ طول عمرش چهار سال و هشت ماه در نظام فاشیستی اسلامی ایران زندانی شده است.
امََا شاهدخت در طول آن دوران در مقابل شکنجه گران رژیم اسلامی در برابر شکنجه واذیت آزار، در برابر سرکوب وتحقیر جانیان اسلامی، سر تعظیم فرود نیاورد و برای آرزوها وایده های انقلابیش جنگید و مبارزه کرد. وتا آخرین واپسین دم در کنار آزادیخواهان وبرابری طلبان ماند . اما با کمال تأسف من خبر مرگ ایشان را از رفیقم شمی صلواتی شنیدم و بسیار متأثر گشتم در این رابطه نهایت همدردی خود را با رفقا شریفه ، بهروز وپرویز شادیمقدم اعلام میدارم و امیدوارم مرا در کنار خود ودر غم خود شریک بدانند.
یادش عزیزش گرامی باد .
محمدامین کمانگر 12 یانوار 2008
پیام تسلیت به خانواده شادی مقدم
باتاسف فراوان اطلاع یافتیم که شاهدخت شادیمقدم درسن 42 سالگی براثرابتلا به بیماری سرطان روز جمعه 4 ماه ژانویه دربیمارستانی درشهرکاسل اَلمان درگذشت .
درگذشت شاهدخت شادیمقدم رابه خانواده وبستگان ، بویژه به رفقا بهروز، شریفه وپرویز شادیمقدم وبه همۀ دوستان واَشنایان او ، صمیمانه تسلیت میگوئیم .
ایسکرا ( شمارۀ 397 – 16. 1. 2008 )ژانویه 15, 2008
من پرورد رنج ودردم
محروم از هر آنچه که در لیست عشق و صفا بود
در ویرانه خانه ای زیستم
که معمارش بزرگ مردان مومن
همراه با خود خدا بود.
مرگ کلمه تلخ و شنیدن آن آزار دهنده است زیرا خبر مرگ هر انسانی جسم و روح را می آزارد و لی مرگ شاهدخت بشدت مرا متاثر سا خت .
روز جمعه، سوم ژنوایه 2008 شاهدخت شادی مقدم بر اثر بیماری سر طان در سن 42 سالگی، در بیمارستان شهر کاسل / آلمان قلبش برای همیشه از کار افتاده .
شنیدن این خبر برای من تکان دهنده و غم انگیز بود زیرا من از نزدیک شاهدخت را می شنا ختم و از قلب پاک و بدون آلایش او آگاهی داشتم
شاهدخت انسانی معترض، برابری طلب و آزادیخواه بود به همین دلیل نزدیک به 5 سال از عمر خود را در زندانهای جمهوری اسلامی سپری کرد و مورد آزار و اذیت ماموران جمهوری اسلامی قرار گرفته بود.
شاهدخت به رنجها تن داد و هیچ وقت حاکمیت ضد انسانی جمهوری اسلامی را نه پذیر فت و همواره در کنار انسانها آزایخو و برابری طلب باقی ماند.
در اینجا به من عنوان مسئول فدراسیون پناهندگان شهر کاسل و از طرف تشکیلات حزب کمونیست کارگر در شهر کاسل نهایت تاسف خود را ابراز و خود را در غم بستگانش رفقا بهروز شادی مقدم و شریفه شادی مقدم ، پرویز شادی مقدم شریک می دانم . یاد عزیزش گرامی باد.
با نهایت احترام شمه صلواتی دهم یانوار 8 200
دوستان عزيزم بهروز ٬ شریفه و پرويز
خبر دردناک درگذشت شاهدخت را باکمال تاسف شنيدم.
اندوه از دست دادن عزيزان بار سنگينى است. من را در اندوهتان سهيم بدانيد.
با آرزوى صبورى و سلامتى براى شما.
سياوش مدرسى 24 ژانويه
درگذشت شاهدخت شاديمقدم
با کمال تاسف خبر درگذشت شاهدخت شاديمقدم، خواهر شريفه، بهروز و پرويز شاديمقدم که پيشمرگان کومه له بودند، را دريافت کرديم.
شاهدخت وشريفه خواهرش بجرم همکاری با کومه له، چندين بار توسط رژيم جمهوری اسلامی دستگير و زندانی شدند، که نهايتا توانستند ازشهر سنندج خارج شده و خودشانرا به مقرهای کومه له برساندند و کومه له شاهدخت وشريفه خواهرش را به کشور آلمان اعزام نمود.
متاسفانه مدت بيشتر از دوسال است که شاهدوخت به مريضی سرطان مبتلا شده بود و دراين مدت چندسال دکترهای شهرکاسل در آلمان برای جلوگيری از مرگ وی تلاش بسيار کردند، اما اين تلا شها بی نتیجه ماند.
شاهدخت شاديمقدم در شب جمعه چهارم ژانويه 2008 و درسن 42سالگی دربيمارستان شهر کاسل در آلمان درگدشت.
ما ضمن عرض تسليت به خانواده و بستگان ايشان بخصوص بهروز، پرويز و شريفه خود را در غم و اندوه ايشان شريک ميدانيم.
سایت بخش خبری کومه له
به دوستان عزیز!
بهروز، پرویز و شریفه شادی مقدم
چند روزی بود که خبر درگذشت شاهدخت را شنیده بودم نمی دانستم چکار کنم و چه بگویم؟ نه دستم به قلم میرفت و نه تلفن. به خود میگفتم ای کاش کاری از دستم برمیامد تا بار سنگین غم از دست دادن شاهدخت را روی دوش شما عزیزان کم میکردم.
با شنیدن خبر مرگ شاهدخت تمام گذشته او و شریفه از کردستان تا سوئد و آلمان برایم تداعی شد و مثل یک تصویر به کل آن تاریخ نگاه کردم. در تمام طول آن دوران به یاد نداشتم شاهدخت و شریفه را در جایی تنها و بدون دیگری دیده باشم، هر دو همه جا باهم بودند و همه تلخیها و زیبایهای زندگی را با هم سپری میکردند.
دوستان عزیز بسیار متاسفم. شخصا تا زمان خبر درگذشت شاهدخت در جریان بیماری اش قرار نگرفته بودم. دوست داشتم در تمام آن لحظات در کنارتان بودم تا در غم و اندوه درگذشت شاهدخت با شما شریک میشدم. خواستم بدینوسیله مسیبت وارده را به شما تسلیت بگویم. برایتان صبر و بردباری آرزو میکنم و از دور در آغوشتان میگیرم.
یاد و خاطره اش گرامی باد
مخلصتان عبدالله اسدی 17ژانویه 2008